سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

طریق الوسطا
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ امرداد ۱٤۸۸  

بسم الله الرحمن الرحیم

رب ادخلنی مدخل صدق 

 

به وب لاگ  «سر لوحه های موج چهارم» خوش آمدید

 

در آمد : 

                    شهید مطهری در انسان کامل مکاتب بشری را مورد نقد قرار می دهد و بعضی را با دلیل برتر از دیگری می داند و لیکن اعتقاد دارد که طریق کمال تنها طریق ولایت است .

               طریق الوسطی که همان طریق ولایت است ، چپ و راست نمی شناسد . پابند اصول است و کشور را ملزم به اصلاح می بیند . پس نقد می کند دولت را ، مجلس را ، نهادها و سازمان ها را . همان گونه که ره بر نقد می کند . حمایت می کند آن که را ره بر حمایت کند ( تا زمانی که ره بر حمایت اش کند) و دوست می دارد آن را که ره بر دوست بدارد .و موج چهارمی ها ( موج چهارم، تصفیه شده ی موج سوم است) همه ی وجود خود را اسیر کمند ابروان ره بر می بینند و سعی شان یاری اوست .

              واین وب لاگ کوچک در فضای نابه سامان و ناهنجار وب ، فقط به جهت ایفای مسئولیت است، هر چند تاثیرش ناچیز باشد.


کلمات کلیدی: ندارد
سرلوحه چهل و ششم : کرسی هایی که خالی ماند
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱  

رهبر بزرگوار انقلاب ازحدود 10سال پیش به ضرورت آزاداندیشی و تشکیل فضای نقد و نظریه پردازی در کشور تاکید کردند و خصوصا پس از فتنه سال 88 ، ایجاد کرسی های آزاد اندیشی و نیز کرسی های نقد و نظریه پردازی را راه بصیرت افزایی در جامعه و جلوگیری از بروز فتنه دانستند و حتی جنبش دانشجویی را به خاطر عدم جدی گرفتن این موضوع مورد مواخذه قرار دادند. رکود جریان جنبش دانشجویی در فضای پس از اتفاقات سال 88 اما همچنان ادامه یافت . تا جایی که رهبر معظم انقلاب در سفر به استان کرمانشاه تاکید نمودند کرسی های آزاد اندیشی را که صد بار تاکید کردم راه بیاندازید.
از آن زمان حدود هفت ماه می گذرد . بررسی وضعیت برگزاری کرسی های آزاد اندیشی خصوصا در یک سال اخیر توسط تشکل های دانشجویی که مخاطبین اصلی این مطالبه رهبری بودند ، بهتر  می تواند مسیر جنبش دانشجویی را با نگاهی به عملکرد گذشته روشن سازد.
در راستای همین دغدغه با تعدادی از فعالین فرهنگی و مسئولین تشکل های دانشجویی کشور تماس گرفته شد و متن زیر گزارشی است از این گفت و گو ها و بیان مشکلات عمده برگزاری آن ها:
* ظروفی کم عمق
در دانشگاه هایی که تا اکنون کرسی های آزاد اندیشی برگزار نموده اند چنین مشکلی را می توان مشاهده کرد که اکثرا منجر به دلسردی نیروهای تشکل ها و برگزار کنندگان کرسی آزاداندیشی می گردد. مشکل اینجاست که وقتی موضوعی برای اظهار نظر در میان نهاده می شود ، ظرف اطلاعات دانشجویان درباب موضوع مذکور بسیار کم عمق است. این اتفاق هرچند در دانشگاه های علوم پزشکی یا صنعتی که کمتر با مباحث معرفتی در درس هایشان سروکار دارند مشاهده می شود اما در دانشکده های علوم انسانی هم وضعیت چندان بهتری مشاهده نمی شود. چه آن که مباحث ارائه شده از سوی دانشجویان رشته های  انسانی نیز ترجمه هایی است از اندیشه های سکولاریزه شده کتب درسی. تاثیر متقابل ارائه اندیشه های ناکارامد و کم عمق که اغلب از مطالعه های سایتی و روزنامه ای سطحی دانشجویان ناشی می شود آن است که موضوعات انتخاب شده برای کرسی ها از طرف تشکل ها نیز به موضوعاتی روزمره و کم بازده نظیر تفکیک جنسیتی یا گشت ارشاد تبدیل می شود.  علل کم شدن عمق افکار دانشجویان و سطحی شدن تفکرات خصوصا در چند سال اخیر به علل جامعه شناسی بر می گردد که تحلیل آن بحثی مجزا می طلبد
* هنوز نمی دانیم کرسی یعنی چه!
برخی از تشکل های دانشجویی دلیل عدم برگزاری کرسی ها را عدم ادراک درست از مفهوم کرسی آزاد اندیشی ارایه شده توسط رهبر انقلاب می دانند. غرق شدن در مباحث تئوریک مثل تفاوت کرسی آزاد اندیشی و نظریه پردازی یا روش برگزاری کرسی ها سبب شده تشکل های دانشجویی از اصل برگزاری کرسی تا معین شدن این مباحث بازبمانند . این تفکر غلطی ست که متوقع باشیم تمام راهبردها و تجارب کرسی آزاد اندیشی از جایی از بیرون به آن ها منتقل شود. خواسته رهبری از دانشجویان نیز همین بوده است که متوقف به مباحث تئوریک نمانند. تشکل ها تنها زمانی می توانند به اصول و مفاهیمی در این حوزه دست یابند که با برگزاری چندین کرسی متفاوت با موضوعات و شیوه های متفاوت اجرا ، تجربیات بومی خود را در قالب شیوه نامه ها و آیین نامه هایی مدون بسازند. حال آن که متاسفانه هنوز اکثر دفاتر دانشگاهی تشکل ها این امر را درک نکرده اند.
* باید نازشان را هم بخری!
یکی دیگر از عمده مشکلات تشکل ها در برگزاری کرسی ها عدم حضور نمایندگان تفکر مخالف برای اظهار نظر و نظریه پردازی است. برخی نام این حرکت را قهر سیاسی برخی افراد پس از وقایع انتخابات88 می دانند. اما هرچند شاید این نقاب توجیه خوبی برای عدم حضور افرادی باشد که هم اکنون روشنفکران و نمایندگان اصلی فکری آنان نیز به بن بست رسیده اند، اما توجیه مناسبی برای عدم برگزاری کرسی نیست. تشکل ها موظف نیستند در جنگ بین اصلاحات و اصولگرایی باقی بمانند که محتاج نمایندگان تفکر این دو طیف باشند. کما این که فضای سیاسی کشور نیز در انتخابات اخیر مجلس نشان داد چنین رقابتی تقریبا مضمحل گردیده است. انتخاب موضوعاتی چالش زا و نوین در مفاهیم انقلاب اسلامی نظیر مسایل فرهنگی نظیر سینما یا اقتصاد انقلابی یا فضای مجازی که علاوه بر چالش زا بودن حتی در منتسبین به یک طیف محل اختلاف است، می تواند راهکاری مناسب برای سرد و یک سویه شدن کرسی ها باشد.
* حراست های ترسناک !
حضور جدی نیرو های حراست در برخی دانشگاه ها و یادداشت نام اظهارنظرکنندگان در کرسی خود به یک مانع جدی برای حضور سلایق گوناگون در کرسی آزاد اندیشی برخی دانشگاه ها و دانشکده ها تبدیل شده است. حضوری فاقد توجیه که نیازی به توضیح ندارد...
* قرار نیست پیروز شویم!
تفکر ناصواب برخی دوستان دانشجو مبنی بر این که این کرسی ها نظیر جبهه ایست که هرگونه شده است ، ما باید پیروز این جبهه باشیم سبب می شود هر از گاهی هم که شاهد تفکرات منتقدانه یامخالف در این برنامه ها هستیم،  با سرکوب و اتهاماتی مواجه می شود که همین تلاش برای تحمیل نظر سبب می شود کرسی های آزاد اندیشی گاهأ به کرسی های توجیه گری بدل می گردند. و این خلاف تعریف و مطالبه رهبرى از گفتمان آزاد اندیشی است.
*آیین نامه های محدودگر
آیین نامه هاى ابلاغی که هر از گاهی از چپ و راست وزارت علوم ساطع می شود به یکی از عوامل محدود کننده برگزاری کرسی ها در دانشگاه تبدیل شده است. دولتی کردن کرسی ها و دخالت دادن مسئولین برای تصمیم سازی در این زمینه اشتباهی است که رهبری خود به آن اشاره نموده و به دانشجویان تاکید کردند خود متولی برگزاری کرسی ها باشید.

لازم است تشکل ها خود گوی و میدان را به دست گرفته و با حفظ استقلال و عدم ورود تفکرات سلیقه ای کرسی های آزاد اندیشی را هر چه زودتر و با کیفیت بهتر در دانشگاه ها برگزار نمایند.

+ در شبکه خبری آی پرس

+ در اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان


کلمات کلیدی:
سرلوحه چهل و پنجم : هفت هم رفت ؟
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱  

اهالی رسانه و دغدغه مندان حوزه سینما در این هفته خبری را شنیدند که شاید باورش کمی سخت می آمد.
هفت جیرانی در آستانه سومین سال پخش قرار است تعطیل شود.
این اتفاق توسط معاونت اجتماعی سیما در واکنش به نامه ای اعلام شد که جمعی از دلسوزان فرهنگی و تعداد کثیری از رسانه ها و سایت های خبری خطاب به عزت اله ضرغامی نگاشته بودند. در نامه مذکور ضمن اعتراض به رویه برنامه هفت در سانسور و به انزوا کشیدن جریان متدین در سینما و حمایت افراطی از جریان شبه روشنفکری با معرفی چندنفر از منتقدین حوزه سینما خواسته شده بود این برنامه ترتیب مناظره ای بدهد که این افراد با نمایندگان جریان روشنفکری رو در رو دربرابر ابصار ناظرین تلویزیون انجام دهند تا حق در این موضع خود رخ بنماید.
اما واکنش عجولانه معاونت سیما در برخورد با این نامه خود حاوی نکاتی است که نشان می دهد همچنان هیچ تغییری در برخورد صدا وسیما با مخاطب حقیقی خود یعنی عموم مردم نمی توان مشاهده کرد.
برخورد سلبی و تعطیلی برنامه هفت زمانی که بیش از هر وقت ضرورت نقد سینما مشاهده شده و به نظر می رسد جریان متدین تصمیم به ورود جدی به این حیطه نموده است، اقدامی شتاب زده و به نحوی پاک کردن صورت مساله است.
برنامه هفت هرچند تاکنون نتوانسته روحیه آرمانگرایی مخاطب را اقناع نماید و شاید در پر رنگ کردن افراد حلقه جریان روشنفکری نیز بی تاثیر نبوده است، لیکن حداقل کارکرد این برنامه تضعیف جریان فیلمفارسی و فیلم های مبتذل در سینمای ایران بوده است که تاثیر آن را در کاهش چشمگیر تولید و فروش این فیلم ها در سال گذشته شاهد بودیم . حتی اگر از حق نگذریم گاهی تریبون هفت تبدیل به عرصه چالش جدی میان فیلمسازان روشنفکرنما و کارشناس و منتقد برنامه یعنی مسعود فراستی تبدیل شد.
اما آن چه ذکرش در این باب ضروری به نظر می رسد , موقع سنجی یا به اصطلاح "زرنگ بازی" صدا وسیما در برخورد با این برنامه است. دو سال تمام برنامه هفت با سیاست های حمایتی شبکه سه جلو رفته و عملکرد با آن همه انتقاد را برجای گذاشت، اما در زمانی که جریان ارزشی در لزوم اصلاح و آرمانگرایی هفت متفق شده بود، ناگهان زمزمه های تعطیلی این برنامه به گوش می رسد. حال آن که بیانیه جریانات و رسانه های ارزشی بهترین بهانه است که صدا و سیما از شر یک برنامه جنجالی و مسئولیت آور خلاص شود. بهانه هم  حکما می شود بیانیه ارزشی ها ! و این یعنی سو استفاده از بیانیه ای که
به منظور لزوم حضور فعالان و منتقدان در عرصه سینمای انقلابی و دینی نگاشته شده بود ، بر علیه همان جریان . که ایها الناس! ما دو سال برنامه را پیش بردیم اما به خاطر فشار جریان "انصار حزب الله" از ادامه آن معذوریم. و یک بار دیگر کاسه و کوزه توامان بر سر جریان ارزشی خرد می شود. حال اگر انتقاد طیف ارزش گرا از یک برنامه قدرت تعطیلی یک برنامه را دارد چرا برنامه نود به مدد حمایت مدیر شبکه سوم حدود ده سال است آب در دلش تکان نخورده است. و این واویلای دیگری است از روند متناقض حکومتی ترین رسانه ایران!   
باید پرسید که آیا این صدا و سیما پس از دو سال شاهد تغییراتی بود که رهبر معظم انقلاب در همان سال اول تمدید حکم ضرغامی متوقع بودند؟
اهالی رسانه همانگونه که برای هشدار وجود انحراف در رویه این برنامه یکدله شده و بیانیه بلندبالا را امضا نمودند اکنون باید همانگونه جدی خواستار ادامه یافتن برنامه ضمن اصلاح رویه باشند. اگر این برنامه در این موضع متوقف شود حتی اگر به بهانه اصلاح ساختار و شروع مجدد با تغییرات تازه باشد، تجربه نشان داده است که پس از اصلاح های مذکور همانند برنامه دیزوز امروز فردا تنها شاهد لاشه ای از برنامه هفت در تلویزیون باشیم.

+ یادداشت در آی پرس


کلمات کلیدی:
سرلوحه چهل و چهارم : به پایان آمد رقابت اما ...
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱  

اگر منشور مشخصی از  اصولگرایی توسط معتمدین اصولگرا تدوین گردیده و مورد اتفاق قرار گیرد ، احتمالا دیگر شاهد آن نخواهیم بود که  هر یک از جبهه های اصولگرایی  تحت عنوان جبهه ای متفاوت نظیر  جبهه متحد ، جبهه پایداری ، جبهه ایستادگی و... دچار اختلافات متعدد گردند.

انتخابات دور دوم هم پایان گرفت و ترکیب مجلس اصولگرای آینده سامان یافت. اما آن چه این بین ماندنی شد تجاربی بود که از اقوال و اعمال نامزدها و آرایش های سیاسی شاهد بودیم. از آن جا که رویه چند سال اخیر کشور نشان داده است ، معمولا می توان آثار ترکیب بندی انتخابات ریاست جمهوری را در آرایش جبهه های مجلس قبل از آن مشاهده نمود ؛ لذا می توان از این تجارب هم در مجلس و هم در انتخابات سال آینده عبرات و تجاربی اکتساب نمود.

در این زمینه ذکر برخی از این عبرت ها ضروری به نظر می رسد :

1- مشارکت سیاسی مردم در امر انتخابات ، کاملا به زمان شناسی مردم و احساس ضرورت در مواقع حساس بر می گردد. علی رغم این که برخی نابخردان تلاش داشتند القا نمایند که با توجه به عدم حضور جدی اصلاح طلبان در عرصه رقابت این دوره ، مشارکت مردمی خصوصا در کلان شهرهایی چون تهران بسیار پایین خواهد بود و حتی این میزان را با توجه به طرح تحریم انتخابات از سوی اصلاح طلبان تاحدود 20 و 25 درصد تخمین می زدند ، و نیز برای دفع این خطر احتمالی ! طرح هایی همچون آشتی سیاسی و دعوت نظام از اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات را پیشنهاد می دادند ، اما آن چه در حقیقت واقع شد و رشد مشارکت مردم در هر دو مرحله این دوره از انتخابات مجلس نسبت به دوره های قبل نشان داد ، این بود که عموم ملت ایران ، کاملا از تفکر حزبی و جناحی منقطع است و تنها دلیل خود برای حضور در صحنه را افزایش قدرت نظام اسلامی و پیروی از ولایت فقیه می داند. ورشکستگان سیاسی این دوره از انتخابات در حقیقت کسانی هستند که علی رغم پیش بینی الهی دو سال قبل رهبر معظم انقلاب  همچنان گمان می کردند ، عدم حضور اخراجی های نظام مساوی است با کاهش سطح مشارکت مردمی.

2- هرچند این که برخی تلاش می کردند انتخابات این دوره را عرصه رقابت جدی مجدد میان اصلاحات و اصولگرایی تلقی کنند و رقابت اصولگرایان را  خطری برای رای آوردن اصلاح طلبان بر شمارند. اما حقیقت آن است که خوب یا بد ، در این انتخابات رقابتی درون گفتمانی میان جبهه اصولگرایی را شاهد بودیم و سایر گروه هایی که از سوی برخی تصور می شد حضور جدی در عرصه این دوره داشته باشند (مانند جریانات انحرافی یا اصلاح طلبی) ، نقش تعیین کننده ای نداشتند و رنگ و بوی این انتخابات از رقابت اصولگرایان ناشی می شد.

اما با پایان یافتن این انتخابات و رقابت ها ، باید فعالیت های با جنبه رقابتی به حداقل برسد و اصولگرایان راه یافته به مجلس به دور از تفکر حزبی ، در گام اول در تعیین ساختار  فراکسیون ها و هیئت رییسه  تمام تلاش خود را بر تخصص گرایی و توان آزمایی بگمارند و در گام بعد اصلاحی در رویه کنونی مجلس در پیش گیرند. مجلسی که همت خود را بر تعارض و زمین زدن دولت گماشته و به جای تلاش برای نزدیک کردن آرا و نظرات ، به برخوردهای سلبی روی آورد ، حتما نمی تواند پاسخگوی مردم و مطالبات رهبری در زمینه تحقق عدالت اجتماعی و خصوصا شعار امسال باشد.

3- برای یکپارچه شدن تفکر اصولگرایی و عدم مشاهده تعدد لیست در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری ، اصولگرایی اصیل محکوم است به فراهم آوردن ابزار وحدت . اصلی ترین ابزاری که می توان مجددا اصولگرایان را به کمک آن زیر چتری واحد قرار داد ، بازتعریف محدوده ی اصولگرایی است. اگر منشور مشخصی از  اصولگرایی توسط معتمدین اصولگرا تدوین گردیده و مورد اتفاق قرار گیرد ، احتمالا دیگر شاهد آن نخواهیم بود که  هر یک از جبهه های اصولگرایی  تحت عنوان جبهه ای متفاوت نظیر  جبهه متحد ، جبهه پایداری ، جبهه ایستادگی و... دچار اختلافات متعدد گردند. قطعا و با توجه به مطالبات رهبر انقلاب برای تدوین چارچوب های چنین منشوری باید دو اصل توجه به خلوص در کنار تلاش برای افزایش دایره خلصین را در نظر گرفت. هر چند اصولگرایان باید برای تعریف مکانیزم اتحاد ، اختلاف سلایق را کنار بگذارند ، اما از سوی دیگر لزومی ندارد کسانی در چارچوب این تعریف قرار بگیرند که خود ، خویشتن را به اصلاح طلبی نزدیک تر می دانند تا اصولگرایی . در این تعریف محدوده التزام به ولایت فقیه می بایست کاملا مشخص گردد و  معین شود آیا این محدوده فقط به قول است یا التزام عملی باید ملاک قرار گیرد . آیا اصولگرا در این تعریف کسی است که تنها به رهبری آن هم در صورتی که نظراتش با وی معارض نباشد ارادت دارد و ضرورتی در تحقق مطالبات رهبری که به قول آنان "حکم ولایی" نیستند نمی بیند و مدام در پی تحقق طرح هایی نظیر طرح مذکور آشتی ملی با فتنه گران می باشند؟

این تعریف نظام مند از اصولگرایی با محوریت ولایت قطعا این جریان ناب را از خطر و اتفاقی که در اثر اختلاف درون گفتمانی برای اصلاحات به وجود آمد بر حذر می دارد.

امید آن است که با ریزاندیشی و تدبیر مدبرانه بزرگان اصولگرایی که اصولگرایان بر آنان متفق القول اند ، انشقاق و اصطکاک های درون گفتمانی این تفکر به حداقل برسد.

+ در شبکه خبری آی پرس


کلمات کلیدی: اصولگرایی ،جبهه