سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

سرلوحه سی و چهارم : خاکستر فتنه ی بعدی
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠  

منبر حاج علی رضا پناهیان در هیئت محبین اهل بیت قم ، منبر ویژه ای ست . حاج علی رضا بسیاری از ناگفتنی ها را آن جا راحت می گوید . راحت که می گویم یعنی ، راحت تر از مثلا دانش گاه هنر تهران. موضوع امسال هیئت محبین "صبر انقلابی" است . حاج علی رضا چند سالی است بند کرده به پیچیده شدن انحرافات در  آخر الزمان . روز سوم محرم می گفت : فتنه ها هر چه رو به جلو برویم حکمت الهی ست که پیچیده شود ، سازنده ی یک بازی رایانه ای هم اگر مرحله به مرحله بازی اش را پیچید نکند ، بچه قهرش می گیرد ... .

حاج علی رضا صراحتا هشدارمی داد :  بچه ها ! اگر فتنه های قبلی فتنه ای بود که در آن پرچم امام حسین را آتش می زدند ، فتنه های بعدی دقیقا بین بچه هیئتی ها و بچه حزب اللهی خواهد بود . یعنی اگر فتنه های اول انقلاب میان دوستان و دشمنان بود ، فتنه های بعد بین دوستان و دشمنان دوست نما رخ داد و اکنون باید منتظر  فتنه هایی میان دوستان و دوستان  (خودی ها) باشیم ، تفاوت درک از شیوه ولایت مداری و حتی  تفسیر بیانات رهبری ، زمینه فتنه های بعد را مهیا می کند.  او وعده می داد : گذشتن از این فتنه های پیچیده و صبر و مماشات با دوستان  است که ما را از لغربلنکم غربالا می گذراند و  نوید ظهور یوسف فاطمه (سلام الله علیهما) را بشارت می دهد.

شاید پارسال که به خبرنگار شبکه خبری دانش جو (+)  می گفتم فتنه ها پیچیده تر می شود ، بر اساس تحلیل های حاج علی رضا بود . اما الآن که بیش تر در عمق فضای دانش جویی قرار گرفته ام ، گویی دارم خاکسترهای این فتنه بعد را  می بینم . اگر در فضای سیاسی اصول گرایی کشور گروهی با نام جبهه پایداری و گروهی با نام جبهه متحد در اختلاف اند ، ریشه ی مساله به یک لج بازی ساده یا حب نفس های بیهوده برنمی گردد . این دقیقا همان اختلاف نوع برداشت از سخنان "ولی" است .

اگر در فضای برخی اتحادیه های دانشجویی شاهد اصطکاک درونی هستیم ، این را هرچند از یک دید می توان به اختلافی معمولی و جنبش ساز تفسیر کرد ، اما از سوی دیگر مانند ساعت شماته داری است که دارد زنگ خطر فتنه ی اختلاف میان دوستان انقلاب را می زند .  اگر شاهد این هستیم که گاها اتحادیه های دانشجویی که همه هم داعیه دار ولایت اند ،  پشت سر هم بدگویی می کنند . اگر می بینید که در یک دفتر دانشگاهی بسیج پشت جامعه اسلامی سخن می گوید ، جامعه برای بسیج حرف در می آورد ، جامعه  اسلامی انجمن اسلامی را می زند ، بچه های انجمن اسلامی پشت بسیج را خالی می کنند و... در مخیله تان ساعت شماته دار را به زنگ درآورید که خاکستر زیر فتنه ی دوستان انقلاب دارد از دفتر دانش گاه شما شعله می گیرد .

قضایای چند روز  اخیر و برداشت های متفاوت دوستان از قضیه تسخیر سفارت انگلیس نشانه هایی دیگر از  قریب الوقوع بودن این فتنه است . قضیه ای رخ داد و هیجان جمعی دانش جویان باعث شد ایران (کما فی السابق) تیتر یک  خبرگزاری های دنیا بشود. اصلا کاری به درست یا غلط اصل ورود دانش جویان به سفارت ندارم  اما توقع این است در این شرایط که انگلیس فشار تبلیغاتی خود را علیه ایران به نهایت رساند و دنبال کوچک ترین کور سویی است که ایران را از آن منفذ بزند ، همه موضع واحد علیه روباه پیر بگیرند  و اصل حمله و اتهام را به سوی انگلیس خائن ببرند . نهایت بی بصیرتی است که در این آشفته بازاری که غبارش دست کم یک ماه ادامه دارد ، بعضی دوستان ، اعم از دفاتر دانشگاهی ، فعالان حزب اللهی سایبری و... اتهام را به سوی خودی ها بگیرند و هم سوی دشمن (خیلی عذر می خواهم ، اما هم سویی با دشمن در این مصداق ،حقیقتی تلخ است) موضع بگیرند.

باز هم تکرار می کنم ، اصلا بحث روی درست بودن و نبودن اصل کار نیست ، کما این که در بیانیه دانش جویان قم (+) نیز آمد که حرکت ، حرکتی اصیل و دانش جویی بود که به هیجان کشیده شد .

بحث ، همان بحث سفارت امریکا (بلاتشبیه) است . آن جا هم حرکتی صورت گرفت و بچه هایی که قضیه 13 آبان 58 را  تفسیر  کرده اند ، حکما می توانند تحلیل کنند که موضع امام راحل (قدس سره) اگر قبل از وقوع از تسخیر لانه جاسوسی به ایشان اطلاع می دادند چه بود . فوقع ما وقع. اما امام، آن چنان صریح و شفاف موضع حمایتی گرفتند و آن چنان منطق ظریفی برای این حرکت ظاهرا غیر دیپلماتیک دانشجویان آوردند که دشمن جرئت عرض اندام نیافت . امام بزرگ وار سفارت امریکا را به مثابه لانه جاسوسی دانستند و فرمودند  تسخیر مکانی غیر دیپلماتیک است که سفارت خانه ی آن کشور باشد . اما سفارت امریکا جاسوس خانه ای بود که در آن جا مدام علیه ایران نقشه ی خیانت می ریختند.

همان زمان هم برخی از کسانی که متحیر از این حرکت دانش جویان شده بودند ، متاسفانه در آن مقطع چند روزه مواضعی گرفتند که اگر هم سو با دشمن نباشد ، دشمن عصبانی کن هم نبود.

قضایای تسخیر سفارت انگلیس هم از این حیث شبیه آن قضایاست . ممکن است به اصل ورود به سفارت خانه و حرکات هیجانی نقد وارد باشد ، اما آن چه مهم است در درجه اول موضع گرفتن در برابر انگلیس خبیث است که این روزها ریزترین حرکات دانش جویی را زیر نظر دارد و روحیه ی مکارش اقتضا می کند تا از کوچکترین منفذ اختلافی میان دانش جویان ، فتنه ای بسازد. دوستانی که به این حرکت نقد داشتند ، می توانستند کمی دندان روی جگر بگذارند و صبر کنند تا فضا آرام تر شود یا به این نقدهایشان را به صورت خصوصی به بچه های دانش جو (که بسیاری شان رفقای خود ما  و بچه های اتحادیه های دانشجویی هستند و یافتن شان اصلا کار سختی نیست) منتقل کنند  تا دشمن از اختلاف ما جفتک نیاندازد و برای ما مدام پیام های طعنه زننده پیامکی و فیس بوکی و ... نیاید که شما خودتان اول تکلیف اختلاف خودتان را معلوم کنید بعد بروید سفارت تسخیر کنید .

جدیدا بعضی از این آقایان هم که یک جمله در دهان شان افتاده است که "این قدر از رهبری هزینه نکنید" که بدون این که موضوع و موضع نقل ش را بیابند ، ناخواسته برای تخطئه دوستان انقلاب به کار می برند (+ و + و +) ، در قضیه سفارت هم بدون این که توضیح داده شود این حرکت خودجوش چه ربطی به هزینه از رهبری داشت و چه کسی در این جریان ادعا کرد حمایت رهبری پشت قضیه بوده است ، این جمله را تکرار کردند(+) .   این که بعضا تیتر هایی انتخاب شد که گویی دانش جویان از دیوار خانه ی ناموس مردم بالا رفته اند (+)  دیگر بماند ...

این یادداشت و ذکر برخی مصادیق فقط و فقط"هش دار"و تذکاری بود به خود من و به همه  مدعیان ولایت مداری - که قطعا در خلوص نیت شان شکی نیست -  که مراقب عمیق شدن این اختلافات درونی  باشید ، دشمن در کمین صید همین اختلافات است تا فتنه ی بزرگتر را رقم بزند ...

تمت

+ لینک مطلب در عمارنامه


کلمات کلیدی: