سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

سرلوحه پنجاه و دوم : هاشمی از نه دی چه خاطره ای دارد ؟
ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱  

در روزهای اخیر  و در سومین سال روز نهم دی ، هر یک از گروه های مردمی و سیاسی از هر طیف و گرایش که معتقد به اصول انقلاب بودند ، این روز را پاس داشتند و به عظمت این حماسه همیشه ماندگار عاشورایی که بر مدار ولایت مداری امت مسلمان ایران رقم خورد معترف شدند.

در این میان اما پای­گاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی ، صلاح را بر آن دانست که به سبک ویژه خود به استقبال این حماسه برود .

این سایت که با عنوان "9 دی در خاطرات هاشمی / نامه آیت الله خامنه ای" به گزینش خاطرات هاشمی در 9دی سال های 60 تا 63 اقدام کرد ، تمام تلاش خود را بر آن استوار  نمود  تا با ظرافتی خاص شرایط امروز را با برخی اتفاقات آن دوران قیاس نماید.

 دو مورد از خاطرات آن نوشته که تیتر صفحه نیز بدان ها اشاره دارد و ظاهرا مراد از انتشار آن مطلب فقط همان بوده است ، یکی در باب نقد تجمع و تظاهرات "حزب اللهی ها"  است که در 9 دی سال 63 انجام شده است . البته توضیح ویژه تری در باره آن قضیه داده نشده است تا متوجه شویم امام جمعه آن زمان شهرستانی که حزب اللهی ها علیه وی دست به تظاهرات زده اند نیز به خاطر فتنه انگیزی خون حزب الله را به جوش آورده ، یا جریان چیز دیگری بوده است. دومین خاطره نیز که تنها در یک خط خلاصه شده - و همان یک خط ، عنوان تیتر این مطلب را به خود اختصاص داده است – درباره نامه ای است که ظاهرا مقام معظم رهبری و جلال الدین فارسی در نهم دی سال 64 به امام خمینی نگاشته اند.

آقای هاشمی در مصاحبه ها و مکتوبات و منشورات خود همواره تلاش کرده است از اعتبار هاشمی رفسنجانی دوران امام (ره) خرج هاشمی رفسنجانی پس از فتنه سال 88 نماید . موید این سخن همانا دیگر مطالب همین پایگاه اطلاع رسانی حضرت ایشان است که دائما با استناد به اقوال و احکام حضرت روح الله خطاب به وی تلاش بی دریغی در استفاده از این بیانات در دو جهت به کار بسته شده است .

جهت اول ، تایید شخصیت  خود هاشمی است که البته در این مورد همواره مغالطه ای عمدی از سوی وی صورت گرفته است. و آن این که اگر سخن امام قابل استناد است ، لاجرم آخرین کلام امام قابل استناد ترین سخن وی باید باشد و حال آن که اخرین سخن حضرت روح الله خطاب به امتش که در وصیت نامه الهی سیاسی ایشان متبلور شده است ، چیزی جز عدم حجت بودن استناد به سوابق انقلابی افراد و تعاریف ایشان از افراد در بررسی وضع حال آنان است.  چه رسد به آن که نه تنها در شرایط فعلی خود که در باب خانواده ایشان تعمیم می یابد. حال چگونه است که آقای هاشمی هیچ گاه نخواسته اند به این حقیقت مهم تن بدهند؟ نیاز نیست آقای هاشمی راه دور بروند , بل امام خامنه ای (مدظله العالی) خود در نماز جمعه 29 خرداد 91 ، شفافیت عملکرد مالی شخص هاشمی را تایید نمودند. (و به اعتقاد نگارنده اصرار برخی دوستان بر مقوله فساد اقتصادی هاشمی فاصله گرفتن از طراز رفتاری و کرداری ولایت است) اما اولا رهبری خود اعلان نمودند که این شفافیت قابل تعمیم به آقازادگان وی نیست و ثانیا عملکرد هاشمی پس از این بیانات شکاف وی را با محوریت نظام اسلامی یعنی ولایت باز و باز تر نمود ، تا جایی که گاه بویی از این شکاف به مشام می رسید که حاکی از باز شدن دملی چرکین بود که خود وی در نامه بدون سلام به آن اشاره نموده بود. و اما هاشمی امروز حتی با هاشمی خرداد 88 قابل مقایسه نیست ، چه رسد قیاس هاشمی 91 با هاشمی سال 60 و حقا و انصافا از این قیاس پای­گاه اطلاع رسانی حضرتش خنده آید خلق را !

اما در قیاس گرفتن ، این سایت به این بسنده نکرده است و همواره در لا به لای انتشار مکتوبات و مصاحبات و خاطرات (که عجب بوی فتنه می دهند!) به قیاس های مع الفارق دست برده است. یکی دیگر از این قیاسات ، در همین مطلب اخیر است که خبر از نامه رهبری به امام خمینی را در سالروز 9 دی 64 داده است . در خاطره 9 دی 64 هاشمی آمده است که "احمدآقا خبر دو نامه از آیت‏الله خامنه ‏ای و آقای [جلال‏ الدین] فارسی به امام را داد که در آنها از حمایت امام از یک جریان گله شده و خواستار توجه به جناح جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] و... شده‏ اند." . البته در کتاب خاطرات هاشمی از این نامه ها زیاد است که به علت عدم دسترسی به اصل نامه ، محتوای نامه آن گونه که مورد برداشت و عنایت حضرت ایشان بوده است ، بیان گردیده است . اما این که محتوای آن نامه و این چنین نامه ها چه بوده است مورد بحث نیست ، اما  در درایت و ولایت مداری رهبر معظم انقلاب همین بس که این نامه ها به ولی زمان نه تنها در زمان اتفاق مورد انتشار قرار نگرفت ، بلکه هم اکنون نیز باید در کتاب های خاطرات حضرات به دنبال ردی از آن ها گشت.

حال قضاوت با خواننده منصف که آیا منظور خاصی پشت انتشار این خاطره و تیتر کردن "نامه رهبری" در سالروز نهم دی بوده است و تلاش جهت قیاس این نامه با نامه ی معروف "سر چشمه شاید گرفتن به بیل … چو پر شد نشاید گرفتن به پیل" صورت گرفته است یا این قیاس فی الجمله حاصل تصورات ذهن پریشان نگارنده است ؟!

البته این سوال ها بیشتر به استفهام انکاری می نماید که جواب را از پیش در ذهن خواننده متبادر نموده است . لیکن آن­چه گاه در افاضات و منتشرات حضرت هاشمی بیش از همه روی اعصاب مردم راه می رود ، تلاش برای عدم شفافیت و صراحت آن حضرت بر اعلام "رک و راست" این مواضع است ، حال آن که حدود سه سال از اعلام انزجار مردم در نهم دی 88 از سیاست "یکی به نعل و یکی به میخ" می گذرد . هاشمی هر چند شطرنج باز ماهری در عرصه سیاست است ، لیکن ظاهرا هیچ گاه نفهمیده که مردم در نهم دی 1388 ، آن چنان ضربه ای به صفحه شطرنج زدند که "شاه" و "قلعه" و "فیل" کلا از صفحه بیرون رانده شدند !

آقای هاشمی در امتداد تلاش های بی دریغ خود جهت حفظ آثار تاریخی و ثبت و ضبط وقایع ، بد نیست اتفاقات روز نهم دی سال 88 را نیز در دفترچه خاطراتشان ثبت کنند و هر از گاه ، نیم نگاهی به خاطرات تلخ و شیرین زندگی خود داشته باشند تا ببینند گذر زمان بعضا چگونه "مو و محاسن" انسان را سپید و "کارنامه اعمال" را به رنگی دیگر می نماید. در راستای ثبت وقایع نهم دی از آن جا که خود در صحنه حضور نداشته اند ، می توانند از فائزه خانم که یحتمل از داخل ساندویچ فروشی ناظر وقایع بوده اند ، کمک بگیرند.

تمت

 انتشار در سایت خبرنامه دانشجویان ایران

انتشار در رجانیوز

انتشار در جهان نیوز 

انتشار در جادنیوز

انتشار در سایت خبری تحلیلی کلمه

 اانتشار  در هشدار نیوز


کلمات کلیدی: