سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

سرلوحه پنجاه و یکم : سطحی اندیشی در دانشگاه مان پا نگیرد ...
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱  

مدتی پیش و پس از دعوت از دکتر ایرج حسابی در همایش کانون نسیم امید دانش گاه صنعتی قم ، خبرنامه یکی از تشکل های دانشجویی ارزشی دانش گاه در مطلبی ، موضوع زندگی پروفسور محمود حسابی را مورد بررسی قرار داد.

این امر که آیا درج این مطلب با همایش برگزار شده توسط کانون نسیم امید – که همین جا لازم است از برگزاری همایش شوق تحقیق توسط این دوستان دغدغه مند تشکر نماییم – مرتبط  است یا خیر ، موضوع بحث ما نیست ، لیکن آن چه مهم است ، این امر می باشد که کانون ها ، انجمن ها یا تشکل های دانش جویی دانش گاه در صورتی که می خواهند مطالب تحلیلی در نشریات خود بیاورند ، می بایست ابتدا به ساکن موضوع و منابع نقل قول از جوانب مختلف مورد مداقه قرار گیرد تا خدای ناکرده دچار آفت سطحی اندیشی که رهبری نظام دانش جویان را به پرهیز از آن هش دار داده اند ، مبتلا نگردند و نیز آن را به مخاطب القا ننمایند.

در مطلب یاد شده در خبرنامه مذکور ، نکاتی موجود است که لازم دیده شد برای تنویر افکار دانش جویان محترم دانش گاه به آن اشاره گردد.

1-  در مقطع فعلی ، افرادی در تلاش اند تا با کم جلوه دادن اهمیت خدمات بزرگان علم و دانش این سرزمین ، ایران را فاقد شرایط نخبه پروری که از لوازم  تمدن سازی است ، نشان بدهند. دوستان مطالعه مند که دغدغه نهادینه شدن الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت را دارند ، می بایست حساسیت خود را نسبت به شخصیت ها و برجسته گان کشور چند برابر کرده و خدای ناخواسته در زمین دشمن بازی نکنند.

پروفسور محمود حسابی ، حتی اگر هیچ یک از خدمات ارزش مند در عرصه علم نظیر پایه گذاری دانشسرای عالی ، پایه گذاری دارالمعلمین، طراحی تاسیس دانشگاه تهران ، اولین نقشه برداری فنی و تخصصی در کشورمان ایران ، راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور  و دهها اقدام بزرگ دیگر  ایشان را نیز  نادیده گرفته یا اغراق بدانیم ، همچنان به عنوان یک پروفسور دانش مند در عرصه علم فیزیک مطرح است که نه تنها در علوم فنی بلکه در عرصه ادبیات مسلط به چند زبان دنیا و نیز انسانی به شدت مومن ، معتقد و متعهد به اسلام و کشورش ایران که علاقه اش به دین و وطن به حدی بود که دیوان حافظ علیه الرحمه و کل قرآن کریم را حفظ بود و تعهد خود را همیشه حتی در زمان  وزارت آموزش و پرورش در دولت مصدق و بعدتر در شرایط انقلاب اسلامی ایران حفظ نمود  و در این همه کسی شک وارد ننموده است . وی به عنوان یکی از برجسته ترین مشاهیر ایران  و از بزرگترین نخبه گان علمی و فرهنگی چند قرن اخیر کشور هماره صاحب حق بر مردم و جوانان این مرز و بوم بوده است. و به عنوان یک الگو برای جوان امروز و خصوصا  قشر دانش جو خواهد بود .

2-   مطلب مذکور ، همراه است با نقل قول هایی از دکتر رضا منصوری .  وی که  - خصوصا در اصل مصاحبه - بی رحمانه به دکتر حسابی و فرزندش حمله نموده است ، به راحتی بسیاری از مطالب خود را بدون استنادات علمی و به گونه ای تهمت وار نسبت به پروفسور محمود حسابی و فرزندش ایرج حسابی وارد نموده است.

ادعای مضحک دانشمند نبودن دکتر حسابی ، انکار اصل دیدار پرو فسور حسابی با انیشتین ، ادعای رانت گیری ایرج حسابی از نظام ، و مواردی نظیر آن و الفاظی غیر محترمانه که وی در اصل آن مصاحبه بارها به کار برده است ، از جمله  مسائلی است که وی مکرر به آن اشاره نموده است. (شاید به عنوان یکی از معدود افرادی که این چنین گرایش رادیکالی نسبت به خدمات دکتر حسابی دارد) جای تعجب است که چرا برخی دوستان خودی از این مصاحبه که چند سال پیش انجام گرفته است ، استفاده نمودند. آن هم مصاحبه ای که سایت ضد انقلاب بالاترین تا مدت ها آن را به عرضه گذاشته بود.

هرچند شاید سن ما دانشجویان خیلی زیاد نباشد ، اما حافظه تاریخی بلندبالایی داریم. حافظه تاریخی فراموش نمی کند که همین دکتر رضا منصوری ، معاون پژوهشی وزارت علوم دوران استیلای حضرت مستطاب جناب دکتر معین در دوران اصلاحات ، چه مواضعی داشتند . تاریخ ، هم راهی این استاد دانشگاه را با مواضع هسته ای دولت اصلاحات فراموش نمی کند و فرموده ایشان در اثنای مذاکرات هسته ای که "ایران هرگز به فناوری هسته ای دست نیافته است و اعلام چنین توانایی محقق نشده ای، موجب غرور کاذب شده است." که طعنه ای بر فرمایشات رهبری در آن ایام بود را فراموش نمی کند.

دکتر منصوری و دوستان ایشان بارها نشان داده اند ، این نحو سخنان شان در باره شخصیت افراد و برجسته گان ، بیش از آن که جنبه علمی داشته باشد ، با اغراض سیاسی همراه است.

در بزرگواری پروفسور محمود حسابی ما را همین جمله امام خامنه ای (مدظله العالی) بس که فرمودند :

«خدمتی که دکتر محمود حسابی به فرهنگ ایران نمودند کمتر از خدمتی نیست که ایشان به علم فیزیک کردند»

3-  عرصه علم ، عرصه ی بازی های سیاسی نیست ، و  بسیار جای تاسف است که ما انسان ها ، گاهی به حدی می رسیم که به خاطر مشکلات شخصی و غرض ورزی های خصوصی ، یک شخصیت بزرگ علمی را مورد تخطئه قرار می دهیم . این بی انصافی تاریخی هم واره در تحلیل های برخی روشن فکران و از سوی دیگر برخی افراد مبتلا به عارضه دگماتیسم مشاهده شده و منحصر به شخصیت دکتر حسابی نیست. نمونه دیگر این سبک برخورد ، نوع رفتاری است که با مرحوم دکتر علی شریعتی (رحمه الله علیه) در این سال ها صورت گرفته است . از یک سو پیروان مکتب تحجر و دگماتیسم ، تا حد توان شخصیت این بزرگوار را مورد حمله قرار داده و از وی یک نامسلمان می سازند که گویا کمترین نقشی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران که اکنون این افراد خود را صاحبان آن می دانند نداشته است . از سوی دیگر نیز شبه روشن فکران درصدد اند از وی یک شخصیت سکولار ضد دین بسازند که گویا علم مبارزه با تفکر روحانیت را از محمد مصدق تحویل گرفته است و پس از مدتی رهبری این جریان غرب گرا ، آن را به دست مدعیان تفکر اصلاحات! سپرده است.

این ظلم تاریخی هم واره نسبت به شخصیت های بزرگ تاریخ وجود داشته است ، اما آن چه مهم است این است که ما دانش جویان که به گفته مولای مان باید علم دار بصیرت باشیم ، فریب این بازی های سیاسی و دوقطبی های تصنعی را نخورده و با تحلیل ابعاد موضوعات مختلف و پیش آمد های مبتلا به ، برداشتی همراه با عقلانیت و به دور از احساس در موضوعات مختلف ارائه نموده و صد البته که جذب حداکثری را به عنوان یک استراتژی دائمی، هم وراه در نظر داشته باشیم.

شادی روح مرحوم پروفسور حسابی و تمام برجسته گان علمی و فرهنگی و دینی ایران اسلامی صلوات.

---------------------------------------

این مطلب هفته آینده در نشریه دانشجویی فرصت منتشر می گردد.


کلمات کلیدی: