سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

وقتی در نبرد “بگم بگم” و “گفتیم گفتیم” گفتمان ذبح می شود
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢  

بی شک محمود احمدی نژاد، قالب جدید و ویژه ای را وارد ادبیات سیاسی کشور نمود . ادبیاتی که احمدی نژاد به جامعه وارد نمود یا ادبیات و کلیدواژه هایی که بر اثر اعمال و نحوه رفتار وی شیوع یافتند (کردانیسم – سنگالیزاسیون – جریان انحرافی و...) وی را به یک ابر گفتمان ساز وابرواژه ساز تبدیل نمود .

یکی از اصطلاحاتی  که پس از سال 88 بر سر زبان ها افتاد، عبارت "بگم ... بگم" بود. اصطلاح "بگم ... بگم" به طور خاص زمانی اپیدمی شد که احمدی نژاد، بارها و بارها تهدید به افشای اسامی نام مفسدین اقتصادی نمود اما در عمل نه لیستی منتشر شد و نه سیاهه ای از اسامی این مفسدین مشاهده گردید. در مقطع بحرانی دیگر و در مناظره موسوی و احمدی نژاد، رییس جمهور مجددا از ادبیات " بگم ... بگم" استفاده کرد و به افشای برخی مدارک و پرونده های مربوط به کاندیدای رقیب پرداخت. این رفتار رییس جمهور در دولت دهم شدت یافت، تا جایی که در اقدامی سهمگین و غیرقابل پیش بینی در بهمن ماه 91 مجددا با ادبیات بگم بگم، به افشای و طرح ادعای برخی زد و بندهای سیاسی برادران لاریجانی در صحن علنی مجلس شورای اسلامی پرداخت که واکنش های غیر معقول، خشمگین و تندروانه علی لاریجانی را در پی داشت و مجموع این اعمال یک شنبه سیاه مجلس را رقم زد.

اصطلاح "بگم ... بگم" نماد نوعی ادبیات تهاجمی در عرصه سیاست است که خصوصا در دیپلماسی بین المللی و استراتژی های کلان کشورها نیز رایج است. به عنوان مثال وقتی جمهوری اسلامی به غرب هشدار می دهد که حدود 100 مدرک از جنایات غرب را در اختیار دارد و آن را منتشر خواهد نمود، به نوعی از این ادبیات بهره جسته است ، یا تهدید به افشاگری در سایت هایی نظیر ویکی لیکس نیز از این دست است.

اما به کار بستن این ادبیات برای تخریب رقبای سیاسی، و تهدید به افشا و انتشار اسناد ثابت نشده، در فضای سیاسی، جوی تهمت آمیز و خلاف اخلاق را رقم می زند که منجر به تبدیل نشاط سیاسی به یاس و ناامیدی و می گردد. متاسفانه علی رغم این که چنین رفتاری صراحتا خلاف مبانی و اصول اسلامی است و امام خمینی (ره) در نامه هشت ماده ای معروف نسبت به افشای موارد اثبات نشده در دادگاه هشدار دادند. امام خامنه ای نیز ، بارها خصوصا در سال های اخیر نسبت به این نوع منش سیاسی اعتراض نموده و آن را مصداق گناه و خلاف اخلاق دانستند. در انتخابات پیش رو نیز بعید نیست، افراد و گروه هایی که از آخور تهدید به افشاگری بهره جسته و می جویند، چنین اقدامات زشت و ناپسندی را دنبال نمایند. در همین ایام که هنوز حتی کاندیداهای قطعی انتخابات مشخص نشده اند، شاهد آن هستیم که رسانه ها و برخی سیاسیون، این قبیل اقدامات را آغاز کرده اند و از هیچ تلاشی برای تخریب و افشای پرونده های یکدیگر و خانواده های یکدیگر دریغ نمی ورزند.

 در سوی دیگر، موج جدیدی در حال ورود به ادبیات رقابتی سیاسی است که از اصطلاح "گفتیم ... گفتیم" و "دیدید گفتیم" برای پیش برد اهداف خود بهره می جوید. این طیف درصدد است، تا تمام نقاط قوت دولت احمدی نژاد را انکار کند و احمدی نژاد را از ابتدا فردی ملحد و فاقد صلاحیت جلوه دهد. در این ادبیات ضعف های عملکردی دولت دهم به پای دولت نهم نوشته می شود و طرفداران سال 88 احمدی نژاد را مورد تخطئه قرار می دهد که به اصطلاح "این احمدی نژادی را که روی کار آوردید حالا تحویل بگیرید". هدف این گفتمان هرچند از یک سو تخریب افراد و گروه هایی است که علم گفتمان سوم تیر را بر دوش می کشند و همچنان معتقد به طرح گفتمان پیشرفت و عدالت در برابر توسعه و اشرافیت می باشند و از سوی دیگر خود را دارای شم سیاسی و بصیرت بالا جلوه دهند که از همان سال 84 توانسته اند انحراف احمدی نژاد را حدس بزنند، اما در نهایت منجر به دو اثر مهم خواهد گردید: اول آن که در پشت پرده درصدد توجیه فتنه سال 88 است و در جهت حق دادن به فتنه گران پیش می رود. چرا که از دل این گفتمان چنین بر می آید که موسوی اگر روی کار می آمد امروز شاهد این دروغگویی ها و... نبودیم . (حال ان که مشخص نیست کسی که بدون در دست داشتن قدرت ، به آسانی دروغ و افترایی بزرگ بر ملت و خسارات عظیمی بر نظام وارد نمود و تا یک سال پایتخت را به آشوب کشانید ،  در صورتی که قدرت سیاسی را در دست می گرفت ، چگونه می خواست کشور را دو دستی تحویل دشمنان ملت دهد) و ثانیا این ادبیات در نهایت ، می کوشد تا رهبری انقلاب را که همواره از فعالیت های عظیم انجام گرفته در دولت ها خصوصا در دولت نهم تقدیر نموده اند و از آن حمایت نموده اند ، را متهم سازد که لابد حمایت رهبری از رییس جمهور سبب سرکشی های امروز احمدی نژاد شده است.

لذا اصطلاح "گفتیم .. گفتیم" که از طرف گروهی از منتقدان دولت و متاسفانه بیشتر از سمت اصولگرایان سنتی ترویج می شود ، در کنار ادبیات "بگم ... بگم" دو ضد گفتمان رایج در انتخابات پیش روست که می کوشد ضعف های ناشی از نداشتن یک شعار و برنامه منسجم برای اداره کشور و تیم اجرایی قوی را توجیه کند . در چنین شرایط لازم است دانشجویان و قشر نخبه ، چنین ادبیاتی را تشخیص داده و با تبیین خطر این انحراف ، آن را از دایره انتخاب خود و اطرافیانشان خارج سازند و تشخیص اصلح را بر مبنای شعارها و گفتمان های عدالت محور بر مبنای برنامه هدفمند اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی و تیم مجرب قرار دهند.

+ همین متن در جاد نیوز

+ همین متن در خبرنامه دانشجویان ایران

+ همین متن در خبرنامه دانشجویان ایران 2

+ این متن در شماره پنجم نشریه دانشجویی گفتمان حق


کلمات کلیدی:
تکنوکرات هایی که در دهه شصت به رهبری نیشخند زدند ...
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢  

تکنوکرات هایی که در دهه شصت به رهبری نیشخند زدند ...

تحلیلی بر اهم بیانات روز اول فروردین رهبری در حرم مطهر رضوی

 بیانات رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوی روز اول فروردین سال 92 ، حاوی نکات بسیار مهمی برای ما دانشجویان است که برخی از این نکات نیازمند اشاره و یادآوری است :

تاکید رهبری بر لزوم رخداد حماسه سیاسی در سال جاری امری قابل توجه است . رهبر معظم انقلاب در نامگذاری امسال به نام حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی ، بر دو بعد مهم از ابعاد پیشرفت و حرکت ملت ایران تاکید نمودند . از دو جهت باید این شعار را مورد بررسی قرار داد . جهت اول آن که به منظور خلق حماسه سیاسی ، نه تنها همه اقشار مردم باید بر خود حضور در انتخابات را فریضه بدانند ، بلکه باید تمام تلاش خود را برای جذب حداکثری از آشنایان و دوستان و ترغیب آنان برای حضور در انتخابات به کار گیرند.

جهت دوم آن که حماسه اقتصادی زمانی در کنار حماسه سیاسی رقم می خورد ، که رییس جمهوری حمایت شده و بر سر کار بیاید که برای برون رفت ایران از وضعیت فعلی اقتصادی ، برنامه داشته باشد. مهم است که فریب بزرگی نام اشخاص و یا احساس مقبولیت افراد را نخوریم و ببینیم چه کسی برنامه اقتصادی عدالت محور و نه توسعه نگر دارد . یادمان باشد کابینه دولت حداقل 20 نفر انسان تراز انقلاب اسلامی می خواهد و به ائتلاف های دو نفره و سه نفره ، بدون ارائه برنامه و تیم کاری خصوصا برنامه اقتصادی ، نمی توان اتکا کرد.

یکی دیگر از محورهای بیانات رهبری معطوف به دشمنان ایران بود . ایران اسلامی با گذشت سی و پنج سال آن چنان قدرتمند گردیده است که ، تنها ایالات متحده امریکا به عنوان مرکزیت تمدن غرب ، هم شاخ و هم طراز برابری با جمهوری اسلامی است . رهبر انقلاب حتی دولت های ایتالیا ، فرانسه ، آلمان و انگلیس را از شمار دشمنان اصلی ایران خارج دانست ، چرا که قدرت ایران مقتدر فراتر از آن است که هماوردی چون این دولت های وام دار آمریکا بطلبد. رهبر انقلاب حتی دولت امریکا را از بازی ابرقدرت ها خارج دانست و این فرمایش رهبری که در صورت سر زدن خطا از اسراییل ، حیفا و تل آویو توسط جمهوری اسلامی با خاک یکسان خواهد شد ، نشان از افزایش چشمگیر قدرت ایران در موازنه بین المللی قدرت دارد.

نکته دیگر بیانات رهبری معطوف به ملاک های شاخص برای رییس جمهور آینده بود . رهبر معظم انقلاب هرچند صحبت های مفصل در این باب را به سخنرانی های بعد موکول نمودند ، اما در بیانات خود شاه کلیدی به عنوان میزان ارائه نمودند ، و آن ، این سخن بود که رییس جمهور آینده باید تمام ویژگی های مثبت دولت قبل منهای ویژگی های منفی آن را داشته باشد. این بیان از آن رو بسیار مهم است که در ماه های آتی ، جریانات مختلف یا برخی کاندیداها خواهند کوشید ، تمام اقدامات مثبت دولت را زیر سوال ببرند و به اصطلاح خود را از زمین زدن دیگری بالا بکشند. رهبری زیرکانه به این امر اشاره داشتند که زیر سوال بردن اصل اقدامات مثبت دولت نظیر احیای شعار انقلاب ، ارائه گفتمان عدالت یا اقداماتی نظیر طرح تحول اقتصادی یا سفرهای استانی و یا توزیع متناسب بودجه به استان های دور از مرکز ، نباید مورد تخطئه واقع شود ، بلکه اصلاح و تکامل یافته این اقدامات باید ، در صدر برنامه های کاندیداهای ریاست جمهوری قرار گیرد.

بخش مهم دیگر بیانات رهبری مانند همیشه در آستانه انتخابات ، این بود که رهبری تنها یک رای دارد و هیچ کس از این رای تا قبل از روز انتخابات مطلع نخواهد شد. توجه مجدد به این هشدار رهبری خصوصا برای قشر دانشجو که سر و کارش با ایمیل و فیس بوک و گوگل پلاس و پیامک و... است که در عرض یک ثانیه می توانند ، حرفی را به کسی منتسب کنند یا بیان کنند که رهبری از فلان شخص حمایت نموده است ، قابل تامل است.

اشاره رهبری به مدیریت تکنوکرات ها ، بخش مهم دیگری از بیانات ایشان در حرم رضوی بود. ایشان با اشاره به این که رهایی ما از اقتصاد نفتی باید خیلی سال پیش برنامه ریزی می شد ، فرمودند که وقتی در دهه 60 با افرادی که در صاحب سمت بودند ، لزوم این بحث را مطرح نمودند ، آنان لبخند زدند و گفتند مگر این امر شدنی است ؟

آیه یاسی که دولت تکنوکرات وقت (دولت هاشمی رفسنجانی و احزاب حامی مثل کارگزاران و عدالت توسعه) برای رهبری خواندند و شعار نمی شود و نمی توانیم یا این که برای پیشرفت فقط باید غربی شویم . از مختصات تکنوکرات ها (معتقدین به اصالت تخصص) است .

تکنوکرات هایی که رهبری از آیه یاس خواندن آنان برای جمهوری اسلامی سخن ، می گوید ، همانانی هستند که  هر چند خود را معتقد به اسلام و مبانی انقلاب بدانند ف اما در عمل ، تابع هر مکتبی که آنان را به اهداف توسعه محور خود برسانند خواهد بود . برای تکنوکرات ها – معتقدین به اصالت تخصص – تعهد به باور یا مکتبی خاص ، الزامی ندارد ، بلکه هدف رسیدن به توسعه ، وسیله رسیدن را توجیه می کند. روی کرد تکنوکراسی در دولت هاشمی رفسنجانی سبب شد که به اذعان همین افراد ، برخی افراد لاجرم زیر چرخ توسعه  کشور له شدند. از رویکرد تکنوکراتیک که قوت جمهوری اسلامی را در سایه تمدن مدرنیسم تفسیر می کند ، جز این هم انتظار نمی رفت که سخنان رهبری را جدی نگیرند و حتی در مخیله شان نگنجد که ایران اسلامی می توان بدون اتکا به نفت ، حرکت به سمت تعالی را ادامه دهد و بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب ، بسیاری از بلایای اقتصادی امروز ، نتیجه اهمال کاری دیروز اسن مسئولین است.

آن چه مهم است ، این خواهد بود که نسبت به این هشدار ، هوشیاری لازم را به خرج دهیم و افرادی را که شعار یا عملکرد خود را مبتنی بر تکنوکرات بودن ، برگزیده اند را با این بیانات رهبری قیاس کنیم و با ادعای ولایتمداری و حرکت بر دایره ولایت مورد سنجش قرار دهیم و هوشیارانه به انتخاب اصلح مبادرت ورزیم.

+ نگاشته شده در شماره سوم نشریه گفتمان حق


کلمات کلیدی: