سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

خانواده ، گم شده ی غرب (برداشتی حاشیه ای از فیلم گذشته)
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٢  

به بهانه مطرح شدن مجدد فیلم گذشته در این ایام و تصویر حقیقت گونه (رئالیستی) که فیلم نمایش می دهد بد نیست اشاره ای به جوهر گم شده ی غرب یعنی خانواده با نیم نگاهی به این اثر طی دو مقدمه و یک نتیجه داشته باشیم.

مقدمه اول :

مهم نیست که کاراکترهای "گذشته" ، ایرانی ، فرانسوی یا عرب باشند ، آن چه مهم است چارچوبی است که داستان گذشته در آن می گذرد . گذشته مانند هر فیلم سینمایی  و به طور کلی هر نوع ادبیات داستانی و نمایشی رئال دیگر ، دارای یک روایت داستانی است که خود اساسا در بستر یک چارچوب از واقعیات که داستان در آن رخ می دهد شکل می گیرد . چارچوبی که حتی در اختیار نویسنده و کارگردان نیست و خودش ، خودش را تعریف می کند. این قاب مفهومی در فیلم گذشته معرف "مواجهه ی انسان غربی با موضوع خانواده" است . در حقیقت هرچند داستان فرهادی خطی مشخص دارد و به دنبال همان تفکری است که "جدایی نادر از سیمین" و "درباره الی" دنبال کرده است و آن یافتن حقیقت یک ماجرای خانوادگی در لایه هایی پیچیده از ابهامات و پنهان کاری هاست که با گره ها و تعلیق های مناسب تا انتهای داستان دنبال می شود ، اما گذشته این بار به خانواده ای غربی سرک کشیده.  خانواده ای که فارغ از همه اتفاقات داستان فیلم با مشکلاتی اساسی تر دست و پنج نرم می کند.

مقدمه دوم :

بار دیگر به فیلم رجوع کنید و شاهد مثال موارد زیر را در آن جست و جو کنید.

1-    فرد محوری (individualism) در غرب مدرن ، هر فرد را در مرکزیت گیتی قرار می دهد و به وی حق می دهد ، آن گونه بزید که دلش می خواهد. این پارامتر اصلی مدرنیته مفاهیم بسیاری را از دامنه واژگان غرب حذف کرده است. آیا در فیلم حتی اثر و ردپایی از کلماتی چون "ایثار" ، "فداکاری" و " وفاداری" می بینید ؟

2-    خانواده غربی بر اساس میل جنسی شکل می گیرد و روابط والدین و فرزندی ، زن و شوهری و حتی خواهر و برادری ذیل همین غریزه و کشش تعریف می شود. هیچ کس منکر آن نیست که اشاعه روابط نامشروع در غرب مدرن بر پایه آزادی (لیبرالیسم) جنسی ، پایه ی اضمحلال نهاد خانواده شده است. یک لحظه تصور کنید که یک کودک غربی که طی چند سال اول زندگی اش چند پدر و مادر عوض می کند و خود نیز زاده ی همین روابط شهوانی غیر رسمی است به قول زیگموند فروید با این همه عقده های دوران کودکی ، چه آینده ای را برای جامعه اش رقم خواهد زد؟!

3-    کودک و فرزند  از یک سو و  پدر و مادر از سوی دیگر در خانواده مدرن غربی سربار به حساب می آید . تمام ارتباطات بین اعضای یک به اصطلاح "خانواده" را در فیلم در ذهن مرور کنید (رابطه مارین و لوسی – رابطه ی فواد و سمیر – رابطه ی مارین و سمیر و...)  . اکنون آن را کنار روابط به تصویر کشیده شده در جدایی نادر از سیمین ، یه حبه قند ، میم مثل مادر و یا هر فیلم اصیل ایرانی دیگر بگذارید. چه احساسی به شما دست می دهد؟

نتیجه :

آیا موارد بالا را قبول دارید؟

اگر چنین است و قبول داریم که فرهادی گوشه ای از فرهنگ غربی را آن گونه که هست – نه به رسم اغراق آمیز و منجی نمای ایده آلیستی بسیاری از کارگردانان هالیوودی – به تصویر کشیده ، چرا بسیاری از ما با سرعت به سمت آن چه فیلم نمایش می دهد - زندگی غربی- در حرکتیم ؟ اگر آن چه اکنون داریم – از محبت مادر و فرزندی تا ایثار و وفاداری - بهتر از امروز خانواده غربی است ، واقعا چرا به جای آن که خودمان باشیم ، چرا گاهی سعی می کنیم تا تمام عناصر و المان های آن فرهنگ را در سبک زندگی خود پیاده کنیم ؟ و بسیاری از چراهایی که من و توی دانشجو در آینده نه چندان دور و در زندگی زناشویی با آن ها دست به گریبان خواهیم بود. پس چه بهتر که از همین حالا عاقبت اندیشی کنیم تا زندگی فردایمان و هویت فردایمان آن چیزی نباشد که اصغر فرهادی از امروز غرب به درستی به تصویر کشیده است.

پس نوشت :

تا به حال با خود اندیشیده ایم که چرا اسلام به نهاد خانواده ، به عنوان مقدس ترین نهاد در جامعه ارزش داده است  و پیامبر اکرم می فرمایند :

خَیرُکُم خَیرُکُم لأَهلِهِ و َأَنَا خَیرُکُم لأَهلى ما أَکرَمَ النِّساءَ إلاّ کَریمٌ و َلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئیمٌ

 بهترین شما کسى است که براى خانواده اش بهتر باشد، و من از  همه شما نسبت به خانواده ام بهترم ، زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى کند مگر شخص پَست و بى مقدار .

-----------------------------------------------------------------------------------------

این متن برای ویژه نامه سینمایی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی قم نگاشته شد.

+ همین متن در شبکه خبری تحلیلی آی پرس

+ همین متن در شبکه خبری تحلیلی ایران فردا


کلمات کلیدی:
"گذشته" نماینده ایران نیست
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢  
غرض از نگارش این متن ، تنها طرح پرسش هایی از استخوان خرد کرده های عرصه سینما و البته مسئولین تازه نفس سازمان سینمایی است.
تصمیم هیئت انتخاب نماینده ایران برای جشنواره اسکار مبنی بر معرفی فیلم گذشته آقای اصغر فرهادی تصمیمی تعجب برانگیز و حیرات افزا بود .
بزرگان و پیشکسوتان سینمای ایران به طور حتم ، دلیل حیرت از این انتخاب به نیکی درک می کنند. آیا غیر از این است که همه ما به فرهنگ ایران زمین افتخار می کنیم و آن را قابل عرضه به تمام جهان می دانیم ؟ و آیا هدف از معرفی یک فیلم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد به آکادمی اسکار تلاش برای معرفی فرهنگ و سینمای ایران به جهان نیست؟
و اما پرسش اساسی این جاست که چه چیز باعث شده که فیلم گذشته آقای اصغری فرهادی به آکادمی اسکار معرفی شود ؟
بزرگان سینمای ایران و مسئولین محترم سازمان سینمایی!
نیک می دانیم و می دانید که اگر ایران "گذشته" را معرفی نمی کرد ، احتمالا فرانسه آن را به اسکار معرفی می کرد. آیا سوال سختی است اگر بپرسیم ، آیا هیچ تفاوتی میان سینمای ایران و فرانسه نیست که یک فیلم با برچسب محصول فرانسه  باید روانه بزرگترین آکادمی هنر سینمایی (و البته سیاسی) جهان شود؟ یعنی فرهنگ ایرانی هیچ المان و عنصری در ذات خود ندارد که وجه تمایز آن از یک فیلم اروپایی باشد؟
جناب آقای ایوبی !
شما یا این فیلم را مانند وزیر متبوع خود ندیده اید و یا اگر دیده اید ، بعید است منکر آن شوید که فیلم گذشته ، هرچه هست -خوب یا بد- فیلمی ایرانی نیست. شما که مدت ها رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در فرانسه بوده اید ، باید بهتر از هرکسی این موضوع را درک کرده باشید. البته ترس ما این است که ابراز رضایت شما از معرفی این فیلم ناشی از شیفتگی افراطی به فرهنگ و سینمای فرانسه متاثر از همان ایام حضور حضرتعالی در آن خطه بوده باشد ، تا حدی که شان فرهنگی فرانسه را فراتر از هویت ملی ایرانی بدانید.
این تصمیم غیر اصولی این شبهه را به وجود می آورد که سینمای ایران دچار قحطی فیلم شده که باید از سینمای فرانسه برای معرفی به آکادمی اسکار فیلم استقراض کند . یعنی در سال گذشته ، در سینمای ایران با این همه صاحب و مدعی ، یک نفرشان نتوانسته اند فیلمی بسازند که شایستگی معرفی به یک آکادمی بین المللی را داشته باشد؟
پس اگر چنین است، بعید نیست با این فراست و بصیرت هنرمندانه ، در سال های آتی ، شاهد معرفی فیلم هایی از سینمای هالیوود و بالیوود -صرف حضور هنرمندانی در آن فیلم ها- به عنوان نماینده ایران در اسکار باشیم و نیز به این معرفی افتخار کنیم !
اما حقیقتا چنین نیست و مسئولین سینمایی و بزرگان سینما خود نیک می دانند که حداقل فیلم هایی که به عنوان گزینه های پیشنهادی در همان هیئت داوری مطرح بودند ، حداقل های سینما را داشته و دقیقا در پارادایم ها و پارامترهای بین المللی سینما به عنوان آثاری قابل قبول می گنجد و لذا احتمالا این انتخاب از جایی دیگر آب می خورد.
از سویی شنیده می شود که شوق افراطی برای دریافت اسکار ، انگیزه اصلی این معرفی نا به جا بوده است . و این از دو حال خارج نیست . یا امثال اسکار سالی سیاسی خواهد داشت و در این حال جایزه اش را مانند سال گذشته ، احتمالا از دست مقامات کاخ سفید به فیلمی ضدایرانی ، ضداسلامی یا حداقل ضد اخلاقی تقدیم خواهد کرد و یا امسال از سال های کمتر سیاسی اسکار خواهد بود که در آن حالت نیز باز مشخص نیست که اسکار دوباره به یک ایرانی برسد . حال فرض کنید که چنین شود و "گذشته" آقای فرهادی اسکار را ببرد! اگر آن زمان فرانسه مدعی شود که ایران یک فیلم ثبت شده ی فرانسوی را به اسکار معرفی کرده و او هم در اسکار شریک است ، آن وقت حقیقتا آیا پاسخی برای این ادعا خواهد بود؟
لذا از مسئولین سینمایی انتظار می رود تا کار از کار "نگذشته" ، تلاش کنند تا فیلمی در شان هویت ملی کشور عزیزمان معرفی گردد تا لااقل برای ما دانشجویان این شبهه پیش نیاید که هیئت محترم داوری و متصدیان فعلی سینمای ایران که همیشه و همواره از سیاسی شدن سینمای ایران نالیده اند ، برای دلجویی از طیفی خاص که ظاهرا در این سال ها از برخی بی مهری مسئولین سابق رنجیده اند ، اکنون با اصرار بر معرفی "گذشته" خود تصمیمی سیاسی – و نه سینمایی – گرفته اند.

کلمات کلیدی:
واکنش سیاسیون به تماس تلفنی دکتر روحانی و پری زی دنت او با ما
ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳٩٢  

احمد توکلی : حسن و حسین (باراک حسین اوباما) دلشان خواسته با هم چند دقیقه  گپ بزنند. نباید توقع داشته باشیم روحانی مثل احمدی نژاد رفتار کند.

اکبر هاشمی رفسنجانی : اگه سال هشتاد و چهار به رای مردم احترام می گذاشتن ، الان به جای باراک اوباما داشتیم با ایهود باراک مذاکره می کردیم.

سید محمد خاتمی : این کارا فقط برای ما "جیز" بود دیگه ؟!

محمود احمدی نژاد : وا ! مگه روحانی رییس جمهور شد ؟

علی مطهری : هر چی آقای هاشمی بگه!

فرهاد دانشجو: من بیچاره این وسط چه کاره ام ؟! به خدا من سیاسی نیستم !!!

سعید جلیلی : امریکا از ظرفیت مذاکره با ایران در راستای کارویژه ی تامین منافع داخلی و ارتقای ظرفیت های خود بهره برداری کرد.

صادق زیبا کلام : آقا یه احساسی بهم می گه من جدی جدی داره از روحانی خوشم میاد !

محمد رضا باهنر : فعلا وقت مصاحبه ندارم . باید با چند نفر از نماینده ها برای رای اعتماد به توفیقی لابی کنم !

باقر قالیباف : ظاهرا مهم ترین محور این گفت و گو ، مساله تراکم ترافیک شهری در تهران و نیویورک بوده است.

سید محمد غرضی : مردم بدبخت و بیچاره دارن از فشار تورم می میرن ، اونوقت ما رفتیم با اوباما گل می گیم و بلبل می شنویم؟ ای خاک بر سر ما !!!

حسین شریعتمداری : از رییس جمهور اصولگرای کشورمان ، چنین اقدام شنیعی بعید بود. البته ما از چهار سال قبل این تماس تلفنی را پیش بینی کرده بودیم!


کلمات کلیدی:
نمی توانیم معتدل باشیم ؟!
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ مهر ۱۳٩٢  

دکتر حسن روحانی پس از پنج روز سفر پرکار به ایران از هواپیما پیاده شده و قدم به خاک میهن می گذارد.

دو گروه از مخالفان و موافقان در برابر او در فرودگاه صف کشیده اند.

گروهی منتقد به تماس تلفنی دکتر روحانی با اوباما و گروهی شاد از "نرمش قهرمانانه" ای که در نیویورک دیده بودند.

هر دو گروه دل سوز ایران و در دست هر دو گروه تصاویری از رهبر معظم انقلاب دیده می شود.

تا این جای ماجرا خوب و نشانه آزادی و تحمل نظر مخالف . اما ...

بگذارید از جای دیگر شروع کنم

25 خرداد 88 است و عده ای در اعتراض به نتایج ریاست جمهوری تظاهرات به پا کرده اند .

تظاهراتی آرام و در سکوت ، اما ...

ناگهان عده ای آشوب گر از این حق ارائه نظر مردم سوء استفاده می کنند و اغتشاش به پا می کنند ، آتش به راه می اندازند و می سوزانند و می سوزانند.

صدای نماز جمعه ای در تیرماه 88 به گوش می رسد ، نماز جمعه ای که تنها ندای فتنه و افتراق از آن شنیده می شود. نماز جمعه ای که در آخر نیروی انتظامی باید جمع و جورش کند!

واکنون ششم مهر 92

از میان حضور آرام مخالفان رییس جمهور ، یک لنگه کفش به سوی ماشین دکتر روحانی پرتاب می شود و جو به عصبیت کشیده می شود.

عده ای دیگر از این افراد جلوی ماشین رییس جمهور اقامه نماز می کنند . نماز ، ماشین رییس جمهور را سد معبر کرده. نمازی که آخر کار پلیس باید جمع و جورش کند.

یک گروه از این سو غریو شادی می زند و گروه دیگر در آن سو فریاد ناراحتی سر می دهد .

و مرد اعتدال از "میان" جمعیت عبور می کند.

 

---------------------------------------------------------------------

پس نوشت : یعنی واقعا نمی شد ، این دوستان ، به جای روبه روی گروه دیگری ایستادن ، در کنار آن ها می ایستادند و به کوری چشم امریکا و اسراییل از رییس جمهورشان حمایت می کردند . و البته شعار "مرگ بر امریکا"یشان را غلیظ تر و یک دست تر از هر زمانی سر می دادند؟! حتما باید در هر موضوعی یک گروه این طرفی و یک گروه آن طرفی درست شود ؟


کلمات کلیدی:
روحانی مچکریم !
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢  

انقدر برای سخن رانی دکتر روحانی در صحن عمومی سازمان ملل تشویش داشتم که تا ساعت دوازده و نیم که سخن رانی شروع شد ، پلک روی هم نگذاشتم.

الان پنج دقیقه از سخن رانی گذشته . تاب نیاوردم . دست به کی بورد شدم :

یک سخن رانی دقیق ، حساب شده ، دیپلماتیک و در عین حال انقلابی .

نه خود زنی صورت گرفت و نه ابرقدرت ها ، مورد نرمش و ملاطفت قرار گرفتند.

جملات سرجایش بود و لحن آرام رییس جمهور در ادای آن ، متانت و صلح طلبی ایران را نمایان گر می کرد.

عقاید دینی و شعائر مذهبی و موعود گرایی ، در سخنان رییس جمهور گنجانیده شده بود ، بی آنکه بتوان از آن برداشت های بنیادگرایانه و جنگ طلبانه داشت.

مجموعا ، مجبور شدن اوباما به اقرار به حقوق هسته ای ایران و استناد به فتوای امام خامنه ای در سخن رانی اش ، سخن رانی امشب ("امروز" به وقت نیویورک!!) دکتر روحانی خاری دیگر بود بر چشمان امریکا و آب سردی بر سر ناپاک اسراییل .

عاشق نظام مقدس جمهوری اسلامی ام که همه برگ هایش "برنده" اند.

این جاست که باید گفت : روحانی مچکریم !

--------------------------------------------------------

پس نوشت : همان طور که در پست قبل نوشتم ، خدایا تو شاهدی ما از هر دری وارد می شیم که به این آقای دکتر روحانی اعتماد کنیم به در بسته می خوریم . یکی نیست بگه آقای دیپلمات ، تو که این قدر در سازمان ملل مقتدرانه حرف زدی ، این تماس تلفنی ات با اوباما دیگه چه بود ؟؟؟؟؟؟؟؟




کلمات کلیدی: