سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

جهان بینی غیرتوحیدی ؛ عامل اساسی اشتباه محاسباتی
ساعت ٥:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٤  

چه تفکراتی مسئولین و نخبگان جامعه اسلامی را دچار ضعف تحلیل می کند؟

 

ماه مبارک رمضان سال جاری بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با کارگزاران نظام ، نخبگان و شخصیت های سیاسی را متوجه آفتی نمودند که در صورت عدم توجه به آن به تهدیدی برای کشور تبدیل می گردد. ایشان «اشتباه محاسباتی»  نخبگان در برآورد معادلات سیاسی را مشکل بزرگی دانستند که باید برای دچار نشدن به آن به شدت مراقب بود:

«محاسبه‌ی غلط، یکی از بزرگ‌ترین خطرها است؛ گاهی حیات انسان را تهدید می کند؛ گاهی سرنوشت انسان را تهدید می کند؛ چون توان انسان، نیروی انسان، توانایی‌های انسان، تحت سرپنجه‌ی اراده‌ی او است، و اراده‌ی انسان تحت تأثیر دستگاه محاسباتی او است: اگر دستگاه محاسباتی بد کار کرد، اراده‌ی انسان تصمیمی می گیرد و در جهتی میرود که خطا است؛ آن‌وقت نیروهای انسان، همه‌ی توانایی‌های انسان در این جهتِ خطا به کار می‌افتد؛ این آن چیزی است که باید مراقب آن باشید.» (1)

در همین راستا می توان به برخی از محاسبات غلط سیاسیون در تحلیل مسائل جامعه که به ضعف های عمده در عملکرد منجر می شود، و در جمهوری اسلامی نیز تاکنون از چنین تحلیل های غلطی آسیب دیده است، بنا بر نگاه قرآنی رجوع نمود:

 

اشتباه محاسبه در نگرش به هستی (مادی نگری)

اگر بنیان نگرش معرفت شناسانه افراد، مبتنی بر اصالت ماده باشد، قطعا محاسبات آنان نسبت به محیط پیرامونی نیز تفاوت های کلان و مبنایی با غیر مادی نگران خواهد داشت. دایره محاسباتی افرادی که زندگی دنیا را محور عمل خود قرار می دهند، محدود به عالم ماده و در تحلیل شرایط نیز زاویه دیدشان به هستی، بسته تر از کسانی است که علاوه بر دنیای مادی، عالم دیگری را نیز پذیرفته و حتی اصالت و حقیقت را به آن جهان نسبت می دهند.

خداوند در قرآن به این اشتباه محاسبه اشاره می فرماید: «افحسبتم انما خلقناکم عبثا و الینا لاترجعون»  (2) آیا با خود حساب کردید که  ما شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما بازنخواهید گشت؟

باید به این توجه کرد که نگرش اصالت ماده با پذیرش وجود خداوند، منافاتی ندارد ولذا «مادی گری» مختص افراد لامذهب و بی قید نیست. چه آن که بسیاری از فلاسفه حس انگار(3) نیز خالقیت خداوند را نفی نمی کنند، اما آن چه مهم است، اعتقاد به نقش ربوپی خداوند و هدایت تکوینی ذات اقدس الهی در تمام معادلات عالم است. و همین وجه تمایز خداباوران از خداغایب انگاران(4) است. از همین رو مرحله شناخت حقیقی خداوند زمانی است که باور داشته باشیم در صورتی که عزم خود و محاسبات زمینی را حتی به فرض در دقیق ترین صورت خود در نظر گرفته باشیم، تنها این خواست خداوند است که می تواند در واقع به نیات ما صورت تحقق بخشد. به همین جهت حضرت امیرالمومنین می فرمایند: «عرفت الله بفسخ العزائم و حل العقود و نقض الهمم» خداوند را با گسستن عزم ها، گشودن گره ها و شکست تلاش ها شناختم. (5)

توجه به نظارت خداوند بر همه جوانب فردی و اجتماعی زندگی بشر نیز از همین رهگذر است که بعضا مورد غفلت واقع می شود، در حالی که توجه به این مهم می تواند بهترین ابزار کنترلی در جامعه محسوب گردد، و اندیشمندان امروزی اخیرا «خودکنترلی»(6) را موثرترین نظارت را برمی شمرند، حال این که در اندیشه اسلام این عنصر همواره مدنظر بوده و خداوند مومنان را از فراموشی نظارت الهی بر همه عرصه ها بر حذر می دارد. «ایحسب ان لم یره احد» آیا می پندارد که کسی او را نظاره گر نیست؟ (7)

پس توجه به نقش محوری خداوند در همه عرصه ها در تحلیل وضعیت جامعه و عملیاتی سازی برنامه های درنظر گرفته شده، عنصر کلیدی است که متاسفانه بعضا در محاسبات مورد تردید قرار می گیرد، و صرفا معادلات با ظاهر خردورزانه و خود را محور همه تصمیات قرار دادن، به نوعی شرک در اتخاذ تصمیمات و انجام محاسبات روی می آورد به گونه ای که آن چه خود در تحلیل مسئله ادراک کرده را جهت حل آن مکفی ارزیابی می کند.- «حسبنا ما وجدنا» آنچه خود به دست آوردیم ما را کفایت می کند.(8)-

 

اشتباه مردم خدا انگاری

نشاندن مردم به در جایگاه خداوند در جامعه، انگاره ایست که از زمان غرب مدرن اروپا و به تبع آن کشورهای تابع اندیشه مدرن و دموکراسی زده را تحت الشعاع قرار داد. دموکراسی که در حقیقت زاده اندیشه سکولار است، وقتی خداوند را از ساحت معادلات خود حذف می کند، به تبع دنبال منبعی برای مشروعیت خود است که آن را در «دموس»(9) و اعمال حاکمیت آنان می یابد. در حقیقت رای توده ها، نه به عنوان یک متد و روش انتخاب حاکمان، بلکه به عنوان مرجع حقیقت، حقانیت و مشروعیت شناخته می شود.  اما آن چه مسلم است، در نگاه قرآنی هرچند آرای ملت، تعیین کننده و سرنوشت ساز در مسیر حرکت امت اسلامی است؛ اما هیچ وقت رای مردم جای حقیقت و حقانیت را نمی گیرد. چه بسا اکثریت مردم، به واسطه جهل و فریب در مسیر غلط گام بردارند.

این مساله زمانی تبدیل به «اشتباه محاسباتی» در سطح کلان می شود که حاکمان کشور، کسب رضامندی مردم و توجه آرای عمومی را بر  اجرای حق و عدل مقدم بدانند و لذا در بسیاری از موارد، دچار مصلحت اندیشی عرفی گرا شوند. این اشتباه در محاسبات و تحلیل های سیاسی از یک سو آفت ابتلا به رفتارهای عوام زده و مردم باورانه(10) و از سوی دیگر، پرداختن به امور سطحی و تزیینی مشهود در مدیریت کشور با هدف جلب رضایت آنی مردم را به همراه دارد؛ چه آن که خداوند منش پذیرش رای مردم به جای تکلیف را سرآغاز انحطاط برمی شمرد. «ان تطع اکثر  من فی الارض یضلوک عن سبیل الله» (11) اگر [به جای توجه به رضای خدا] در پی اطاعت از اکثریت مردم باشی؛ تو را از مسیر الهی منحرف خواهند نمود.

در بدو شکل گیری انقلاب اسلامی نیز سلوک امام خمینی(ره) نشان داده است، این عمل به تکلیف الهی است که بر جلب رضایت آحاد، اولی است. هم از این روست که وقتی پیش از انقلاب به امام خمینی(ره) انتقادهایی از جانب برخی بزرگان مبنی بر احتمال عدم حمایت مردمی از قیام انقلابی ایشان صورت می گرفت؛ ایشان می فرمودند که تکلیف الهی ما را مجاب به تلاش برای برپایی حکومت اسلامی نموده است و نه سنجش امکان یا عدم تحقق همراهی مردم.

 

معادلات خداوند را بشرگونه انگاشتن

در وهله اول باید بپذیریم که شیوه محاسبات خداوند، سوای معادلات بشری است. و چه بسا در محاسبه خداوند، تصمیماتی که به گمان ما نیک انگاشته شود، خیر و سعادتی برای جامعه نداشته باشد. و برعکس بسیاری از تصمیمات سبب ایجاد مشکل و دردسر تلقی می گردد، حال آن که خیری در غایت آن نهفته است. «لاتحسبوه شرا لکم بل هو خیر لکم» براى خود شرّ نپندارید، بلکه آن (در نهایت) به نفع شماست. (12)

لذا گاهی اوقات برای پرهیز از اشتباه در محاسبه، لازم است عینک بشری را از چشم برداشته و با عینک خداوند به مسائل بنگریم. خداوند در عرصه اقدام نیز معادلات را آن گونه که مشیتش اقتضا کند، عملیاتی می نماید. فی المثل چه بسا در دورانی که ایستادگی مقابل استکبار سبب ایجاد تحریم علیه ملت شده است، مشیت الهی بر آن است که از مسیری دیگر (مثلا افزایش قیمت انرژی) این نیاز جبران شود، و حال آن که در دورانی که تلاش برای اعتماد به مستکبرین صورت می گیرد،کاهش همین قیمت، عبرت ساز شود. عدم توجه به این ابعاد در محاسبات به طور کلی، نه تنها سبب بدگمانی به خداوند در زمان عدم تحقق اهداف برنامه ریزی شده از سوی ما باشد، بلکه باعث می شود در تحلیل شرایط و شیوه اقدام دچار ضعف و کاستی شویم.

در علم مدیریت نیز به اخیرا به این امر توجه شده که بسیاری از فرایندها، صرفا محصول ورودی های سیستم نیستند و الزاما نمی توان با توجه به محاسبات عینی نتیجه دقیق یک عملیات را تخمین زد. نظریاتی که امروز به نظریات آشوب (13) یا اثر پروانه ای(14) معروفند.

در تحلیل رویدادهای انقلاب نیز، بارها شاهد تاثیرات شگرف اتفاقات ظاهرا معمولی بوده ایم. به عنوان مثال دربرهه ای که مبارزه با رژیم سابق با تبعید امام (ره) به نوعی یاس در ایران تبدیل شده بود، شهادت مشکوک سیدمصطفی خمینی جرقه ای برای شعله ور شدن اعتراضات جدی مردمی در عین ناباوری همگان بود. موارد متعددی از این دست موجود است که متاسفانه ، در محاسبات و تحلیل ها کمتر مورد توجه قرار گرفته و به معمولا نسبت به نقش هم افزای «نصرت الهی» با «کوشش بشری» توجه چندانی صورت نمی گیرد.

از سوی دیگر، توجه به این که خداوند در محاسبات و افعال خود جایگاه ویژه ای به آزمایش مردم و جامعه اختصاص می دهد، می تواند راهگشای تحلیل درست از شرایط به حساب بیاید. چه بسا بسیاری از مشکلاتی که در مسیر حرکت یک جامعه ایجاد می گردد، الزاما نتیجه تبعی عملکرد نادرست پیشین نباشد، بلکه این وعده خداوند است که جوامع را با مشکلات و سختی ها می آزماید تا دستگاه امتحان الهی صره را از ناصره تمییز دهد. حقیقت آن است که بنا به مشیت الهی هیچ فرد یا ملتی ولو به غایت ایمان ورزی و تدین از امتحان الهی مصون نیست. «احسب الناس ان یترکوا ان قالو امنا و هم لایفتنون» آیا  پنداشته اند که زمانی که بگویند ایمان آورده اند، به حال خود رها شده و مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟ (15)

امتحانات الهی از یک سو می توانند پرتگاهی برای سقوط و از سوی دیگر فرازگاهی برای تعالی جوامع به حساب آیند. غفلت یا تغافل از وجود چنین امتحاناتی درمسیر طبیعی حرکت بشری، نه تنها منجر به اشتباه محاسباتی بلکه حتی سبب ایجاد ظن و گمان نسبت به خداوند می گردد.

 

امید بستن به غیرخدا جهت گشایش

هر گونه اصالت دادن به ابزارهای مادی و بشری فارغ از نقش تعیین کننده جهت تحقق اهداف و برنامه ها سبب بروز اشتباه در محاسبه می گردد. این ابزارها می تواند شامل تکیه بر غیرخداوند جهت پیشبرد برنامه ها باشد. خداوند در قرآن چنین کسانی که با اصالت دادن به برنامه ها و ابزارهای مادی طلب توفیق می کنند را مستحق شکست می داند : « وظنوا انهم مانعتهم حصونهم من الله فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا» (16) وگمان بردند که دژهایشان آن ها را حفظ خواهد کرد و سبب ممانعت [از  تحقق اراده] خداوند می شود؛ پس خداوند از  آن جا که گمان نمی کردند به سراغشان آمد.

از طرفی امید بستن به اشخاص یا گروه هایی جز خدا برای ایجاد گشایش در امور؛ پرده ای دیگر از همین اشتباه است؛ خاصه آن که این افراد یا گروه ها از دشمنان خداوند باشند. خداوند طلب نصرت از کفار و مشرکین را امری مذموم برمی شمرد که البته هیچ گاه یاری شان دستگیر مسلمین نخواهد بود: « و اتخذوا من دون الله آلهه لعلهم ینصرون لایستطیعون نصرهم و هم لهم محضرون» (17) و به بندگی غیر از خدا در آمدند تا بلکه مشمول کمک آنان قرار گیرند؛ حال آن که از یاری آنان طرفه ای نخواهند بست بلکه تنها برای آنان مانند سپاهیانی اجیر شده اند.

مرجع چنین دلبستن هایی ممکن است هراس از دشمن و هیبت و قدرت دشمنان و ترس از اعمال این قدرت علیه مسلمین باشد. خداوند در قرآن واهمه و ایجاد هراس از اجماع دشمنان خداوند علیه مسلمین را مذموم می داند و توکل و ایمان به خداوند را جایگزینی برای آن برمی شمرد.

 «الذین قال لهم الناس إن الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم إیمانا وقالوا حسبنا الله ونعم الوکیل فانقلبوا بنعمة من اللَّه وفضل لم یمسسهم سوء واتّبعوا رضوان اللَّه واللَّه ذو فضل عظیم» (18) اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: « لشکر دشمن برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمان شان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.» به همین جهت، آنها با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند؛ در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید؛ و از رضای خدا، پیروی کردند؛ و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است.

فلذا در تعاملات بین المللی و برنامه ریزی ها ، جهت پرهیز از نتیجه نامطلوب باید به رویگرداندن از دشمنان خدا که جز فراتر از دنیا به چیزی معتقد نیستند از یک سو - «فاعرض عن من تولی عن ذکرنا و لم یرد الا حیاه الدنیا ذلک مبلغهم من العلم»(19)- و تنها دل بستن به خداوند و مومنین به عنوان منبع لایزال قدرت -«یا ایها النبی حسبک الله و من اتبعک من المومنین»(20) -توجه نمود.

 

القای دوقطبی ناصحیح استقامت-آسایش

اشتباه رایج دیگر در محاسبه و تبیین فضا که خصوصا در عملکرد بعضی از سیاسیون به چشم می خورد، تلقی منافات «آسایش» و رفاه با «ایستادگی» و مقاومت است. به نحوی که در سال های اخیر شاهد این بوده ایم که تلاش هایی جهت ترسیم پارادوکسیکال بودن این دو گزاره صورت گرفته است. نتیجه چنین برداشتی که ایستادگی را همردیف با رنج و تعب و سختی کشیدن الزامی ملت می داند، تنها ایجاد دلزدگی نسبت به اصل گزاره مقاومت است. حال آن که رهبر معظم انقلاب همواره در بیانات خود چنین نگرشی را نفی می نمایند و اتفاقا تبیین دستاوردهای بزرگ مردم و نظام اسلامی در طول این سی و پنج سال توسط ایشان، به این دلیل است که مردم به دست قدرت خداوند «من حیث لایحتسب» توجه ویژه داشته باشند. نگاه قرآنی نیز به خلاف آن چه بعضا مورد تفسیر قرار می گیرد در سوره انشراح همراهی رنج مقاومت با آسایش و فراخی را امری ممتنع به حساب نمی آورد «ان مع العسر یسرا» (21) و نیز در صورت قدم نهادن به راه ایستادگی، بشارت می دهد به ده ها هزار فرشته (دست غیب) جهت کمک به ملتی که ایستادگی می کند.(22)

عدم تبیین صحیح این مورد توسط نخبگان برای مردم و این که می توان در عین فشار دستگاه ظلم، در شرایط «بدر و خیبر» بود، سبب می شود این گمان در مردم ایجاد شود که ما برای ایستادگی بر سر حق خود، باید لاجرم از دنیا دست بشوییم و همواره اسیر مشقات باشیم. و این تفکر انحرافی سبب رخوت جامعه و دست شستن از مبارزه و تفکر جهادی می گردد.

 

فرجام سخن

همان گونه که از متن آیات و روایات بر می آید؛ اغلب اشتباهات اساسی در محاسبات  از ادراکات ناصحیح شناختی و معرفتی نشئت می گیرد؛ و بخش کوچکی از آن به اشتباهات رویکردی بازمی گردد. لذا تفکر در چارچوب اندیشه اسلامی و خصوصا ایمان به معارف و گزاره های توحیدی به عنوان مسیر پیمایش حقیقت می تواند بسیاری از بروز بسیاری از اشتباهات اساسی در سطح یک جامعه جلوگیری نماید.

 اما باید به این نکته پایانی نیز توجه نمود که در تلاطم این مسیرهای محاسباتی انحرافی، خداوند مسیری میانبر پیش پای تصمیم گیرندگان قرار می دهد، تا ضعف خطا و تحلیل خود را با آن رفع نموده و همچون سنجه ای اشتباهات خود را بدان وسیله تراز کنند. نعمت ولایت که در حقیقت راهنمای بشر به سوی مسیر حقیقت است و بنا بر قول امام سجاد علیه السلام (الفلک الجاریه فی لجج الغامره یأمن من رکبها و یغرق من ترکها ...و الکهف الحصین و غیاث المضطر المستکین) (23) چون کشتی در حرکت میان طوفان های پیچیده و پناهگاه و دستگیر نیازمندان شناخت حقیقت است که هر که به آن تمسک گزیند را رهایی می بخشد.

پی نوشت:

(1)- بیانات رهبر معظم انقلاب- 16/4/1393

(2)- مومنون/115

(3)- Amperist

(4)- deist

(5)- نهجالبلاغه / حکمت 250

(6)- self-control

(7)- بلد / 7

(8) – مائده/104

(9)- demos

(10)- populistic

(11)- انعام/116

(12)- نور/11

(13)- chaos theory

(14)-  butterfly Effect

(15)- عنکبوت/2

(16)- حشر/2

(17) یس/74-75

(18)- آل عمران/173و174

(19)- نجم/29و30

(20)-انفال/64

(21)- انشراح / 5

(22)- آل عمران / 125

(23)- صلوات شعبانیه

 

+منتشر شده در فصلنامه دیدمان اندیشمده برهان

 


کلمات کلیدی: