سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

اساتید بی‌خیال، دانشجویان سردرگم
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳  

در مقام بررسی کارکرد دانشگاه‌های کشور نسبت به دانشگاه تراز انقلاب اسلامی باید از یک شکاف بین وضع موجود با حالت مطلوب سخن به میان آورد.

شکافی که هر چند از یک نظر خیلی غیرطبیعی نیست، اما از یک نظر قسمت عمده‌ای از آن توجیه‌ناپذیر است. اینکه چنین فاصله‌ای طبیعی به نظر می‌رسد از این حیث است که نهاد «دانشگاه» اصالتاً محل پرورش انسان تراز تمدن غرب بوده و بسط و توسعه این نهاد فرهنگی در کشورهای مختلف نیز چه از جهت هدف و رویکرد، و چه از حیث کارکرد و مکانیزم به همین منوال بوده است. پس مسلم است انقلاب 57 که می‌توان از آن به عنوان «سیلی اسلام بر گونه عرفیات مدرن» نام برد، با گزاره‌های مدرنی چون سکولاریسم که خشت‌های دانشگاه بر آن نهاده شده است، سر ناسازگاری دارد.
 
از همین رو انقلاب اسلامی با پارادایم منحصر به فرد اسلامی خود نیازمند است برای دانشگاهی که مخزن تربیت نیروی انسانی و نسل آتی است چارچوب نظری ویژه و متناسبی را پی‌ریزی نماید و این، فرایندی زمان‌بر است که همت عالی و صبر کافی می‌طلبد. پس هیچ کس انتظار اسلامی شدن تمام شئون دانشگاه را ظرف تنها سه دهه‌ای که از انقلاب گذشته است، نداشته و اصلاً چنین انتظاری معقول هم نیست؛ چراکه ما در سطح کلان نیز هنوز به تحقق هدف رسیدن به «جامعه اسلامی» و «دولت اسلامی» نایل نشده‌ایم؛ در حالی که نهاد دانشگاه خود جزئی از این «جامعه اسلامی نشده» مدنظر است.

جزیره‌های تفکر اسلامی که از هم دور افتاده‌اند

اما در عین حال از وجه دیگر باید متأسف از این بود که پس از 35 سال از گذشت انقلاب، در مرحله ابتدایی فرایند اسلامی شدن دانشگاه و علوم دانشگاهی، یعنی مرحله «تعریف مسئله» و طراحی «نقشه راه اصلاحی» هنوز به پاسخ دقیق و تکلیفی معین نرسیده‌ایم. اینکه همچنان در میان اندیشمندان انقلاب اسلامی تعارضات فراوان در ماهیت تحول در دانشگاه (چیستی) و چگونگی آن (فرایند) موجود می‌باشد، غیر قابل قبول است.

هنوز این مسئله برای نظریه‌پردازان اسلامی انقلاب و نهادهای تحت مدیریت آنان وجود دارد که آیا صرفاً اعمال تغییرات اسلامی بر ظاهر و چهره محیط آکادمیک و تطبیق و امزاج علوم مدرن با روایات اسلامی برای تحقق هدف فوق کافی است؟ یا ما نیاز به تحول بنیادین در ماهیت علوم دانشگاهی داریم؟

حال در این میان معتقدان به تحول بنیادین، خود به شقوق مختلفی تقسیم می‌شوند. عده‌ای این تغییر را فقط برای علوم انسانی رایج در دانشگاه ضروری می‌دانند و عده‌ای دیگر از ضرورت نفی مبانی فلسفی تمام علوم وارداتی اعم از علوم فنی و پزشکی و انسانی و به تبع آن کارکردهای این علوم سخن می‌گویند. در این میان بزرگانی به ضرورت تحول در مبادی شناخت علوم و پایه‌گذاری مجدد شناخت‌شناسی (اپیستمولوژی) علم اشاره می‌کنند و گروهی دیگر از صاحب‌نظران، اعمال روش‌ها (متدولوژی) منطبق بر چارچوب معارف دین را کافی می‌دانند والخ.

روی سخن دقیقاً با اندیشکده‌ها و اساتید پژوهشگاه‌هایی است که خصوصاً در دهه اخیر با رسالت «تدوین علم اسلامی» در قم و تهران فعال شده و همچون جزیره‌هایی دور افتاده از یکدیگر به فعالیت در حوزه علم می‌پردازند، و حتی بعضاً خود را مستغنی از دانشگاه و تعامل با فضای دانشگاهی موجود می‌انگارند.

چنین تعارضاتی در تعریف مسئله، نشان می‌دهد ما هنوز در درک عناصر و لوازم اساسی (پارامترها) و چارچوب نظری (پارادایم) استفاده از دین در ساحت اندیشه کاربردی دچار آشفتگی و پریشانی هستیم و این دورنما را برای امیدواران به نقش‌آفرینی دین در ساخت جامعه، سرشار از ابهام می‌نماید. جالب آن که این اساتید دغدغه‌مند و نظریه‌پردازان دلسوز، ظاهراً هیچ گاه از خود نمی‌پرسند که آیا با این همه تفرق نظری و فعالیت جزیره‌ای و محیط فاقد تبادل نظر به‌روز، آیا می‌توانند با مدعیان نظریات توسعه و بلندگوهای تئوری‌های ساینتیسیسم رقابت کرده و ادعای خود را به ساحت عمل برسانند؟

دانشجویان فعال اما سر در گم

اوضاع دانشجویان انقلابی و فعال دانشگاهی ما هم دست کمی از اساتید و نظریه‌پردازان‌شان ندارد. حتی اگر به این درک رسیده باشند که موضوع امروز دانشگاه، ضرورت تحول بنیادین در این حوزه است. گویا هنوز این نکته اساسی را متوجه نشده‌اند که دانشجو «نظریه‌پرداز» و «تولید‌کننده علم» نیست. از همین رو در هدف‌گذاری خود چیزهای «نشدنی» همچون «پروژه اعمال جنبش نرم‌افزاری ظرف دو، سه سال!» در دانشگاه خود را دستور کار قرار می‌دهند و بعد که می‌فهمند سواد چنین کاری را ندارند و عجب سنگ بزرگی برای «نزدن» انتخاب کرده‌اند؛ تنها به بازنشر و هزار بار تکرار کردن فلان بیانات رهبری یا فلان سخنرانی استاد رحیم‌پور ازغدی پیرامون علم اسلامی بسنده می‌کنند! حال آن که فعالیت تشکیلاتی دانشجوی انقلابی در راستای پروسه اسلامی کردن دانشگاه‌ها باید سه وجه اساسی را شامل شود:

بستر‌سازی و مطالبه‌گری: به معنی فراهم‌آوری فضای آماده و مهیای نظریه‌پردازی در دانشگاه که اساتید معتقد به علم اسلامی بتوانند بی‌دغدغه تمسخر مدعیان نظریات توسعه غربی حرف خود را ارئه نموده و بر آن پای بفشارند. کرسی‌های نظریه‌پردازی و آزاداندیشی (نه به معنی تقلیل یافته و کاریکاتوری شده امروزی که مناظرات مربوط به توافق ژنو نیز کرسی نظریه‌پردازی نام می‌گیرند!) بهترین بستر مطالبه‌گری از اساتید برای بروز داشته‌ها و یافته‌های خود است.

خودسازی علمی: دانشجوی دهه چهارم انقلاب نه تنها نباید از اسلاف خود در دهه‌های پیشین انقلاب کم‌مایه‌تر باشد (آن چه متأسفانه بعضاً مشاهده می‌شود) بلکه باید ارتقای سطح علمی خویش برای رسیدن به درجه اجتهاد علمی را به عنوان چشم‌انداز تصویر نموده و مجاهدت خود را در این عرصه معطوف نماید. باید بی‌تعارف گفت که این امر نیازمند آن است که تشکل دانشجویی به منزله ملجأیی برای فرار از مشکلات درسی انگاشته نشوند و نهادهای فرهنگی دانشجویی مملو از «نخبگان» دارای دغدغه آینده انقلاب باشند.

تظاهرات اسلامی در دانشگاه: دانشجویان باید همت خود را برای بروز و نمایش المان‌های اسلامی در ظاهر دانشگاه و رفع آسیب‌های کنونی محیط دانشگاهی معطوف کنند. بی‌تفاوتی نسبت به بی‌تفاوتی سایر دانشجویان نسبت به آینده کشور، اشتباهات دوستان خود و آسیب‌هایی همچون رخوت و رکود، عناصر مبدل نشاط و امید به یأس و ناامیدی، معضلات خوابگاه‌ها و... مسائلی است که دانشجوی تراز انقلاب باید بدون امید به مسئولان، در پی حل آنها باشد. دانشجوی بسیجی و انقلابی که نسبت به ظواهر امر بی‌خیال باشد، قطعاً دغدغه‌اش برای مسائل عمیق‌تر نیز توخالی و غیر‌موجه است.

توجه به این سه وجه اساسی فعالیت تشکیلاتی می‌تواند لااقل زمینه را برای خروج از مظلومیت و مهجوریت فعلی نظریه‌پردازی اسلامی مهیا سازد و شاید در افقی دوردست‌تر این رویکرد را به وجه غالب فعالیت‌های علمی دانشگاه‌های کشور تبدیل نماید. لذا دانشگاهِ امروزِ ایرانِ اسلامی؛ خواهان هم‌افزایی کارآمد و اثربخش اساتید دغدغه‌مند و دانشجویان معتقد و تبادل اطلاعات مؤثر میان «دانشجویان و اساتید» و «اساتید با یکدیگر» است تا این خدمه کشتی انقلاب، بتوانند هم‌جهت با هم در راستای چشم‌انداز ترسیم شده آتی پارو بزنند.

 

منتشر شده در روزنامه جوان - خبرگزاری جوان آنلاین و ماهنامه تحلیلی 57


کلمات کلیدی: