سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

سرلوحه ی چهارم : من و قانون
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸  

مقدمه ی شهید مطهری : از ابتلائات روز ما موضوع زیادی قوانین و مقررات و تغییر و تبدیل های‏ پشت سر هم است . برای موضوعات بالخصوص هی قانون وضع می‏شود ، مقررات‏ معین می‏گردد ، آئین نامه می‏سازند ، باز می‏بینند منظور حاصل نشد . قوانین‏ را تغییر و تبدیل می‏دهند ، بر مقررات و آئین نامه‏ها افزوده می‏شود و باز مطلوب حاصل نمی‏گردد . البته شک نیست که قانون نیز به نوبه خود یکی از حقائق زندگی است . گذشته از قوانین کلی الهی مردم احتیاج دارند به یک‏ سلسله قوانین و مقررات مدنی ، ولی آیا می‏توان تنها با وضع و تکثیر قانون‏ ، جامعه را اصلاح کرد ؟ قانون حد و مرز معین می‏کند ، پس باید قوه و نیروئی در خود مردم باشد که این حدود و مرزها را محترم بشمارد و آن همان‏ است که به آن نام تقوا داده‏اند . می‏گویند باید قانون محترم باشد . این‏ صحیح است ولی آیا تا اصول تقوا محترم نباشد می‏توان نام احترام قانون را برد؟ ... در موضوع انتخابات می‏بینیم که بعضی ها اصرار دارند که علت خرابی‏ انتخابات نقص قانون انتخابات است که در نیم قرن پیش وضع شده و با مقتضیات امروز وفق نمی‏دهد . نمی‏خواهم از قانون فعلی انتخابات دفاع کنم‏ ، حتما نواقصی دارد ، ولی آیا مردم طبق همان قانون رفتار می‏کنند و فساد پیدا می‏شود ؟ و یا علت فساد این­ست که حتا به همان قانون هم عمل نمی‏شود ، کسی برای خود حدی و برای دیگران حقی قائل نیست ... آیا واقعا در امر راننده­گی و موضوع سرعت و سبقت و رعایت نکردن‏ مقررات عبور و مرور ، عیب در کم بود مقررات است یا در جای دیگر ؟ امروز ما مسائل اجتماعی زیادی داریم که افکار کم و بیش متوجه آنها است‏ . دائما گفته می‏شود که مثلا چرا طلاق رو به افزایش است ؟ چرا قتل و جنایت و دزدی زیاد است ؟ چرا غش و تقلب در اجناس عمومیت پیدا کرده‏ ؟ چرا فحشاء زیاد شده و امثال اینها . بدون تردید ضعف نیروی ایمان و خرابی حصار تقوا را یک عامل مهم این‏ مفاسد باید شمرد. (ده گفتار)

 

این جا ایران است...

جمله ی بالا یکی از مزخرف (طلایی) ترین جملاتی ست که مردم غیور و عزیز ایران برای توجیه بی­قانونی هاشان می زنند. یا اگر ادعای روشن فکری­شان شود حرف های ت..می دیگر که مثلا قانون ما نقص دارد و الخ .

راننده چون وضع­ش خوب نیست کرایه بیش­تر می ستاند. معلم از این رو که حقوق­ش کم است برای درس­ش وقت نمی گذارد . بقال و چقال چون وضع بازار خراب است ، کم جنس می گذارند .مدیر کل چون مصلحت خود را بالاتر از قانون می داند ، بنا به تشخیص­ش ، پای قانون را می مالد . وزیر با هزار ان شاء الله و ماشاء الله ، قانوناً زیر قانون می زند ! آن دیگری با شعار قانون گرایی ، راه­ پیمایی غیر قانونی راه می اندازد و طرف مقابل­ش به اسم مقابله با قانون شکنی ...

هر یک هم نحواً سخن امام و ره بر را تکرار می کنند که "قانون فصل الخطاب است" و  خطاب این فصل الخطاب را طرف مقابل می دانند و ت...م­شان نیست که خطاب این فصل الخطاب خودشان اند . و خودمان .

شاید این روحیه ی آنارشیستی کم و بیش برای مان به صورت صفت و بل ارزش نهادینه شده است . و افتخار می کنیم به بی قانونی هامان . و زرنگی اش می خوانیم . دوست داریم هر راهی قانونی باشد ، آن راه دیگر را برویم . حقاً داریم با دست خودمان جامعه مان را به گه و گند می کشیم .

همین دی­روز داشتم با خود رو در خیابان می رفتم که موتوری با اشد سرعت پیچید جلوی من و قرمز را رد کرد .حرص­م در آمد . حتما فحشی چیزی در کاسه اش می گذاشتم اگر گواهی نامه ام را گرفته بودم و رانندگی خودم غیر قانونی نبود.

نمی کنیم کلاه­مان را قاضی کنیم و به خود بگوییم اسلام ، دین تسلیم است ؛ تسلیم در برابر قانونی که دین­ش نام می نهیم . و به روی مبارک­مان هم نمی آوریم اگر که یک مسلمان (آن هم شیعه) در اجرای قانون از یک حرام زاده غربی عقب بیافتد . و در خیلی چیز های دیگر...

هنوز دلیل این را که غربی ها به قانون روی خوش نشان می دهند نفهمیده ام . شاید به خاطر جریمه های سنگین­شان . شاید هم برای­شان فرهنگ سازیده اند. شاید هم اصلا قانون گرا نیستند و این­ها همه تبلیغات رسانه­هاشان است . شاید هم ...

نتیجه ی اخلاقی : اگر می خواهید در نوشته هاتان به جامع مصادیق ادب و تربیت بشا..ید ، حتما کافه پیانوی فرهاد جعفری را بخوانید !


کلمات کلیدی: ندارد