سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

سرلوحه هفدهم : پاسخی بر یک مقاله
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٩  

 

 

 

پاسخی به یک تشکیک درباره انقلاب رنگی در ایران که در آدرس زیر موجود است :

http://rasago.wordpress.com/2010/08/30/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF-%D8%9F/


به عنوان یک افسر جنگ نرم ، وظیفه دانستم تا شبهاتی که تحت عنوان یک مقاله در کلاس جنگ نرم طرح ضیافت اندیشه صبح امروز  (دوشنبه)میان دانشجویان توزیع شد را پاسخ گویم . لذا بدون مقدمه به ذکر نکاتی مرتبط با مقاله مذکور می پردازم :

 

1- نویسنده تقریبا در همه بند های مقاله به کلی گویی و بیان اتهامات کلی بسنده نموده و از ذکر مصادیق خودداری نموده است.

2- در مقاله آمده «وقوع انقلاب رنگی در کشور های اقتدارگرا در زمانی که دولتی قوی و کارآمد روی کار است امکان پذیر نیست چرا که از حمایت مردمی برخوردار است» .  به مغالطه به کار رفته توجه کنید : "وقوع" انقلاب رنگی در هیچ شرایطی غیر ممکن نیست ، خواه حکومت مردمی باشد و خواه دیکتاتور . در واقع این "پیروزی" در انقلاب رنگی است که نشان می دهد آیا مردم با جریان ضد دولت و حکومت هم راه بوده اند یا نه . و دقیقا به همین دلیل (مردمی بودن حکومت) پروژه ی انقلاب رنگی در جمهوری اسلامی با شکست مواجه شد .

3- یکی از کلی گویی های مقاله جمله « به محض این که فردی تقاضای اصلاح قانون اساسی را می کند به شدت از سوی حاکمان نکوهش می شود » است . حال آن که تا به حال چند بار با عنواین متمم قانون اساسی و بازنگری در قانون اساسی ، شاهد تغییراتی در قانون اساسی در جمهوری اسلامی – از طرق قانونی -  بوده ایم . حتی  اصل 177 قانون اساسی ، به موضوع بازنگری در قانون اساسی اختصاص دارد . به نظر می رسد موضوع تغییر در قانون اساسی در حالی از طرف برخی افراد مطرح می شود که بیش از آن که یک درخواست قانونی و دل سوزانه باشد ، یک بازی سیاسی و تلاشی در جهت تغییر قوانین در جهت منافع شخصی و حزبی این افراد است. 

4-  باید توجه کرد ، تشبیه حوادث پس از انتخابات به انقلاب های رنگی ، به این معنا نیست که این حکومت ها شرایط کاملا مشابهی داشته باشند . بدیهی است که نظام سلطه نیز با توجه به شرایط خاص هر حکومت ، برنامه ریزی های خاصی در نحوی اجرای پروژه انقلاب رنگین به کار می گیرد . منتها باید در تعریف انقلاب رنگین به دنبال اصولی تعریف شده گشت که همه انقلاب ها از آن پیروی می کنند ، و  از زمره این اصول ، حمایت غرب از این پروژه ها است . این بدین معنی است که نظام موجود در آن کشور مطلوب غرب نیست . و غرب در صدد برکناری نظام حاکم است . حال این حکومت ها می توانند "اقتدار گرا یا دیکتاتور" با شند و یا " از حمایت مردمی برخوردار باشند که البته اجرای پروژه در حکومت های نوع دوم سخت تر و هزینه بردار تر است .

اتفاقا در انقلابی نظیر اوکراین ، دولت حاکم مورد حمایت و رای مردم بود ، اما پس از برگزاری انتخابات عده ای از مخالفان ، با انجام پروژه انقلاب رنگین حکومت را در دست گرفتند . اتفاقا مردمی بودن برخی از این حکومت ها سبب شد تا در انتخابات های بعد ، جریانی که به کمک پروژه رنگین به حک.مت رسیده است ، رای نیاورد .

5-  اتفاقا یکی از عوامل زمینه ساز این پروژه در ایران نیز نبرد اغنیا و مرفهین با فقرا بود . با این تفاوت که این بار اغنیا و مرفهین که منافع خود را در خطر می دید ، خواسته یا ناخواسته به جنگ با سطوح متوسط و پایین جامعه – بخوانید جمهوریت- رفت که البته اتحاد و همبستگی و بصیرت ملی ، این زیاده طلبی را برنتافت و پروژه را با شکست مواجه کرد.

6- ادعای بعدی مقاله « حمایت روشن فکران و تحصیل کردگان از جنبش به اصطلاح سبز » است . اولا آیا حمایت برخی چهره های فرهنگی نظیر "سید مهدی شجاعی" و "مجید مجیدی" و چهره هایی سیاسی چون "باهنر" از موسوی به هر دلیل قبل از انتخابات ، به معنی حمایت این افراد از جنبش به اصطلاح سبز است ؟ حال آن که این افراد در زمره دلبسته گان به نظام اند و پس از انتخابات به هیچ عنوان از مواضع سران فتنه حمایت نکرده اند . با این حساب تنها افرادی چون "سروش" ، "گنجی" ، "مهاجرانی" ، "عبادی" ، "حجاریان" ، "مخملباف" و "شجریان سکولار" یا دانشجویانی نظیر "مجید توکلی" که اقدام به فرار با لباس زنانه نمود ! به عنوان حامیان روشنفکر انقلاب رنگین باقی می مانند !

این در حالی است که چهره های سیاسی چون "توکلی" ، "آیت الله مهدوی کنی" ، "ولایتی" ، "حداد عادل" ، "عسکر اولادی"  و چهره های فرهنگی چون "ده نمکی" ، "فرهاد جعفری" ، "افتخاری" ، "اکبر عبدی" و … که حامی احمدی نژاد بوده اند ، یا آدم های شاخصی نیستند و یا به زعم برخی اصولا  آدم نیستند !

 در ثانی ، با این ادعا می بایست ، حکومت علی (علیه اسلام) را به خاطر این که اکثریت نخبه گان زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله ) نظیر  "ابوبکر" "عمر" ، "معاویه" ، "طلحه الخیر" ، " زبیر سیف الاسلام" ، "سعد بن ابی وقاص"  با او مخالفت کردند ، ناحق دانست !!!

7-ادعا شده که "حرکت های دانشجویان معترض نه از روی احساسات که از روی  دانش! بوده است" . با توجه به این که بسیاری از عمل کرد های دانشجویان ، عکس العملی به برخی اقدامات نیروی انتظامی و یا حوادثی ناگوار چون کوی دانشگاه و کهریزک  که در شانتاژ خبری رسانه های غربی و در فضای سایبری ، بسیار بزرگ نمایی می شده ، بوده است و الا عقلانی دانستن مسائلی چون فرار مجید توکلی با چادر از دانشگاه ، کمی غیر معقول است ! به گوشه ای از اعترافات مجید توکلی توجه کنید :

 http://hasa5.persiangig.com/image/untitled.JPG

8-  در مقاله ادعا شده "  حمایت غرب به معنای وابسته گی  این دولت ها به غرب  نیست " . برای من جالب است ، با وجود این که تئوری پردازان انقلاب رنگین ، خود اذعان می کنند  که قصد ما تغییر حکوت ها به نفع خودمان است ، و حتی اگر بر این امر قسم هم بخورند ، برخی اصرار دارند آن ها را تطهیر نمایند !

9- در مقاله آمده : "جالب است بدانید حکومت ها در قبال تظاهرات های خیابانی برای سرکوب مخالفان از نیروی نظامی و ارتش استفاده نکردند" . با توجه به وجود مستندهای متعدد در زمینه انقلاب رنگین ، این ادعا جالب و رد آن واضح می باشد و لزومی به پاسخ گویی به این مطلب نیست !

10- مقاله ، "موضوع وحدت در عین کثرت" و  "اشتراک مذهبی و لاییک و فقرا و اغنیا روی یک موضوع" را یک امر بسیار جدید می داند ، حال آن که با رجوع به کتاب "از دیکتاتوری به دموکراسی" متوجه می شوید سال ها قبل ، جین شارپ این امر را به عنوان یک راه برد پیشنهاد نموده است .

سوالی که به وجود می آید این است که آیا جنبشی که در آن لامذهب و مومن و مفسد اقتصادی و فقیر ، گرد هم می آیند ، آیا می تواند جنبشی در راستای تحقق اسلام باشد یا ارمغانی جز غرب زدگی خواهد داشت ؟

11- ادعا شده حکومت های ناشی از انقلاب رنگی کارایی داشته و توانسته اند مشکلات زیر بنایی و مفاسد را از بین ببرند . کاش به نمونه هایی از این اصلاحات اقتصادی و رفع مشکلات زیر بنایی اشاره می شد و به این سوال پاسخ داد می شد که حکومت هایی که با انقلاب رنگی روی کار آمدند ، اگر کارایی لازم را داشتند ، چرا در انتخاب بعد ، نتوانستند ، افکار عمومی را به خود متوجه ساخته و شکست خوردند ؟

12- ادعا شده : " اختلاف آرا به باور طرفداران آقای احمدی نژاد هم سخت می آمد" . باز هم فرافکنی و ادعا روی هوا !!! چه طور است که  اختلاف زیاد آرای خاتمی و ناطق نوری – در حالی که اکثریت طیف راست به پیروزی ناطق اطمینان داشت- باعث شبهه برای طرف داران راست نشد  و این مسائل را به وجود نیاورد ، اما حالا پیروزی خودشان برای خودشان باور نکردنی است ؟!!!

13- آمده است : "نباید اعتراضات را به خاطر هم سو بودن با منافع آمریکا محکوم کنیم" . برادر من ! اگر به گفته امام که "تمجید دشمن نشانه ی اشکال در کار توست" اعتقاد نداری ، به آیه ی شریفه قرآن که «لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم... » ایمان بیاور و توجه کن که "لن" نفی ابد می کند !

14- آمده است "نمی توانیم صرف حمایت آمریکا از افراد  بپذیریم کاندیداها  و وابسته گان آن ها از امریکا دستور می گیرند " . آخر فقط حکایت آمریکا نیست که ! کشف ادوات جاسوسی و نیز فعالیت خبرگزاری  bbc در ستاد موسوی و قرائنی نظیر برخی ملاقات های سران فتنه قبل از انتخابات با برخی از مقامات غربی و بسیاری از این شواهد را نمی توان نادیده گرفت .

بر فرض عدم وابستگی سران فتنه به غرب ، این را نمی توان انکار کرد که آن ها با ادعای تقلب و دعوت به حضور در خیابان ها ، بازی را شروع کردند که بعدا از اختیار آنان خارج شد.

15-  اگر وجود رییس جمهور و رییس سابق مجلس در راس یک جریان نشانه پاک بودن آن جریان است ، به تحقیق جریان سقیفه و فتنه جمل از نمومه های پاک ترین جریان های صدر اسلام اند . چرا که افرادی آن جریان ها را ادراه می کردند که سوابقی کم تر از هاشمی و کروبی و خاتمی نداشتند.

16- ادعا شده که ره بری باید پاسخگوی رفتار برخی مقامات عامل فتنه باشد . یک امر بدیهی و قطعی است که رییس یک اداره را به خاطر این که یک کارمند رشوه گیری کرده مواخذه نمی کنند. در حالی که برخی از این آقایان نمی توانند مراقب اعمال آقازاده های شان باشد ، آیا توقع این که ره بر انقلاب مواظب باشد هیچ یک از افراد نظام مرتکب اشتباه نشوند ، خواسته ی عجیبی ست .

17- گفته شده که اگر مسئولین وظایف اجرایی و نظارتی انتخابات را خوب انجام می دادند برای کسی شبهه ایجاد نمی شد ! این که هم سر یکی از آقایان بگوید "اگه تقلب کردند بریزید تو خیابون ها " هم ناشی از عمل کرد ناظران صندوق هاست ؟ یا اعلام پیروزی قبل از اتمام مهلت انتخابات را نیز باید تقصیر مسئولین صندوق ها انداخت ؟

18-و بسیاری از اشتباهات محتوایی و املایی دیگر – حتا اشتباه در تایپ آیه قرآن- که مجال بیان نیست .

 

امید است با پرهیز از بحث احساسی و حرکت به سوی منطق ، زمینه را برای آزاد اندیشی در محیط دانشگاه ها فراهم آوریم.

 

 

 


 

 


کلمات کلیدی: