سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

سرلوحه سی ام : کتاب چهره ها (روی سوم سکه)
ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ مهر ۱۳٩٠  

کتاب چهره ها (روی سوم سکه)

جستاری حول مضرات و فواید پدیده ی فیس بوک

------------------------------------------------------------------

فیس بوک (facebook) بدون شک یکی از مهم ترین اختراعات بشر در حوزه ارتباطات است. این اختراع نیز هم چون سایر اختراعات فوایدی دارد و نیز مضراتی می توان بر آن مترتب نمود. یکی از مولفه های این اختراع سرعت عجیب گسترش آن در زمانی کوتاه است . شاید "مارک زاکربرگ" Mark Zuckerberg- -آن زمان که در دانش گاه هاروارد ، با نفوذ در سایت دانش گاه ، قیافه (Face) هم کلاسی هایش را بین دانش جویان به رای می گذاشت ، فکر هم نمی کرد که روزی این ایده اولیه او آن چنان جهان شمول شود که برای برخی ابناء بشر ، حتی یک روز زندگی کردن بدون آن ممکن نباشد.

اگر بخواهیم تعریفی مختصر از فیس بوک ارائه دهیم ، ترکیب واژه­ی "شبکه اجتماعی" –Social Network- یکی از بهترین تعاریف است که مدیران این شبکه نیز بر آن اصرار دارند. و این یعنی امکان تبادل اطلاعات ، داده ها و حتی احساسات در یک شبکه مجازی . تقریبا هر اتفاقی که در زندگی واقعی اجتماعی می تواند محقق شود ، در شبکه اجتماعی نیز ظرفیت تحقق آن وجود دارد. پس می توان این چنین گفت که شبکه اجتماعی نظیر فیس بوک غالب نقاط ضعف و قوت یک جامعه حقیقی (غیر مجازی) را داراست.

این بحث مقدمه ای است تا روی دیگر سکه ی فیس بوک را مشخص کنیم . تاکنون دو دیدگاه افراطی نسبت به پدیده فیس بوک (و البته سایر شبکه های اجتماعی نظیر توییتر ، یوتیوب و...) در سطح جامعه ما حکم فرما بوده است.

نگرش اول به این شبکه مجازی ،تفکر آرمان­شهری نسبت به آن است . رد پای این تفکر در میان بسیاری از جوانان حاضر در فیس بوک دیده می شود. پیروان این تفکر فیس بوک را دنیایی فراروی دنیای حقیقی و محلی برای کسب آرامش روحی می دانند. آنان حتی قرارهای دنیای واقعی شان را در فیس بوک می گذارند و تجمعات شان (نظیر آب پاشی ، خزبازی و ...) را در آن جا تنظیم می کنند.

این جماعت خود را از حکومت و حاکمیت به خاطر فیلترینگ فیس بوک به شدت گله مند نشان می دهند و آن را به فضای بسته سیاسی کشور نسبت می دهند.

این قشر برای مقاصد مختلفی از فیس بوک استفاده می کنند. درصد بالایی از آنان فیس بوک را فقط برای تفریحات -Entertainment- پذیرفته اند و مخاطبان همیشگی صفحه ها –Pages- و پروفایل ها –Profiles- ی سرگرم کننده اند و هر روز عکس و جنسیت خود را در یک پروفایل تازه تغییر می دهند تا درگیر روابط سرگرم کننده خود باقی بمانند. (نا گفته نماند نباید این افراد را دست کم گرفت ، چرا که نشان داده اند می توانند خرده جریان ها و خرده فرهنگ هایی نظیر صفحه های اخیر " پــَ نــَ پــَ" و "حمایت از فرنود" را ایجاد کنند) درصدی از آنان نیز تلاش می کنند تا با بازی های سیاسی خود را مشغول نگه دارند. به هر حال آن چه بین این افراد مشترک است ، فرار از حقیقتی است که خارج از شبکه مجازی وجود دارد.

تیپی از افراد که در دنیای حقیقی در برقراری ارتباط با هم سن و سال های خود در دنیای واقعی ناموفق اند و اصطلاحا "به چشم نمی آیند" در این سایت در رده فعال ترین کاربران می باشند. به عبارتی ، از آن جا که این افراد هیچ گاه در جامعه ی عینی به غایت مطلوب خود نرسیده اند ، مفری از آن می جسته اند که مارک زاکربرگ جوان ، دو دستی آن را تقدیم این افراد نموده است .البته رادیکال های این دسته نیز مشمول این قاعده اند. آنان که خواسته های سیاسی خود (درست یا غلط) را در فضای فعلی جامعه از دست رفته می یابند ، سعی می کنند در فضای مجازی به شدت حضور خود را نشان دهند تا آرمان­شهری که هیچ گاه در جامعه ایران برای آنان تحقق نخواهد یافت را در آن فضا ترسیم نموده و به امید تحقق آن در واقعیت هر روز بر درخواست های دوستی –Friend request- خود ، یا می پسندم –-like های صفحات ضد انقلاب بیافزایند.

و البته موسس یهودی زاده شرکت فیس بوک تمام امکانات را در اختیار این افراد می گذارد و با سیاست خود مبنی بر فضای آزاد گفتمانی حتی با توجیه توهین به عقاید مختلف ، حمایت خود را از این دسته اعلام می کند.

برخورد دوم ، برخورد سلبی در این حیطه است . این دیدگاه همان دیدگاه حاکم بر وزارت ارشاد و مدیران فعلی مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال وزارت ارشاد و جمع کثیری از متدینین و مذهبی های ماست. این دیدگاه همان دیدگاهی است که فیس بوک را ابزاری وارداتی می داند و عضویت در این شبکه را فریب خوردن از دشمن و بازی در زمین وی .

این تفکر خصوصا در سطح نهادهای حاکمیتی نظیر وزارت ارشاد سبب اعمال نظرات سلیقه ای فراوان شده است. یک سلیقه به این نتیجه می رسد که راه مقابله با فیس بوک فیلتر کردن آن است . سلیقه دیگر راه مقابله را جایگزین کردن یک فیس بوک ایرانی می داند . دیگری که تازه تر از دیگران به میدان آمده است و کله اش داغ تر است سخن از ملی کردن کل اینترنت ایران و محدود کردن دست رسی ایرانیان به سایت های خارجی می گوید. خلاصه امر آن که در این وانفسا هر کس نسخه خود را می پیچد و تاسف بار این که هیچ یک به این امر فکر هم نمی کنند که ممکن است همین پدیده ی فیس بوک ظرفیتی برای پاتک به غرب نیز باشد.

و این همان روی سوم سکه است. روی دیگری که جز آنان که مفهوم جنبش نرم افزاری را درک کرده اند ، - همان جوانان نسل 9 دی - از کسی انتظار کشف و درک آن نمی رود .

شاید توقع درستی نباشد که بخواهیم جوانان دیروز که انقلاب را با خون دادن پیروز ، و لانه جاسوسی را با گروگان گیری تسخیر نمودند ، حقیقت مقوله های جنگ نرم و جنبش نرم افزاری را کشف و آن را فرمان دهی نمایند. افسری جنگ نرم بی شک باید به دست جوانان و دانشجویان نسل سومی باشد و چه قدر تاسف بار است که یک افسر بخواهد زمین جنگ خود را ترک و به دشمن تسلیم کند.

اگر حقیقت واژه جنبش نرم افزاری را درک کرده باشیم و سردوشی افسری جنگ نرم را از ره­بر مان دریافت کرده باشیم ، دیگر جای تامل نیست . دیگر نباید به بهانه این که حرکت در فضای مجازی و سایت هایی نظیر فیس بوک بازی در زمین دشمن است ، میدان را برای جولان برنامه ریزی شده ضد انقلاب باز بگذاریم . اصلا مگر پدران مان ، جنگ در زمین دشمن را به عنوان یکی از استراتژی های موثر در هشت سال دفاع مقدس تجربه ننموده و از آن نتیجه نگرفتند ؟

آیا کسی که ایده فیس بوک ایرانی را مطرح می کند ، حقیقتا جوانب امر را می سنجد ؟ شاید این طرح تا چند سال قبل که فیس بوک هنوز بیش از دو – سه هزار کاربر نداشت موثر می افتاد اما اکنون که در بدترین پیش بینی تعداد پروفایل های ایرانی فیس بوک به بیش از ده میلیون می رسد آیا انتقال این تعداد کاربر به یک فیس بوک ایرانی و اعتماد سازی با تمام اعمال محدودیت های موجود ممکن است ؟ آیا شبکه های اجتماعی مشابه موجود ایرانی در فضای اینترنت مانند شبکه اجتماعی "کلوب" با حدود شش سال سابقه و ارائه نسبتا مطلوب خدمات و با مزیت "دولتی نبودن" توانسته اند بیش از حدود یک میلیون کاربر جذب نمایند که یک سایت دولتی با تمام اعمال سلایق و محدودیت ها بتواند تجربه موفقی به جای بگذارد ؟

فرضا که این امر و اعتماد سازی به نحوی محقق شود ، اما تا زمانی که چنین پروژه ای به بهره برداری نرسد ، چرا نباید از این ظرفیت ایجاد شده با کم ترین ضرر استفاده مطلوب کرد ؟ آیا فیلتر کردن سایت فیس بوک تاکنون سبب ممانعت از فعالیت جریان های مخالف نظام شده است یا پیش روی آنان به لطف فیلتر شکن ها و سرویس های وی-پی-ان روز افزون گشته و به جایی رسیده است که برای بادبادک بازی روی کهف الشهدا قرار فیس بوکی می گذارند و جوان حزب اللهی ما هم به لطف فیلترینگ شست­ش از ماجرا خبردار نمی شود !

آقایان مسئول ! چرا تا زمانی که فیس بوک ایرانی تان را راه نیانداخته اید ، نیروهای مذهبی را از نفحات این شبکه محروم ساخته اید؟

در ضمن ، برخی آن قدر در "ملی کردن" و "ایرانی کردن" غرق شده اند که فراموش نموده اند یکی از مهم ترین خواص فیس بوک امکان تجمیع نیروهای ولایی در سراسر جهان است . و این یعنی، منِ نوعی که با صدها رفیق شیعه و حزب اللهی و ناب از قطر تا بیروت لبنان ، از مزار شریف تا کراچی پاکستان ، از کربلای عراق تا جده عربستان و حتی از لس آنجلس امریکا تا پاریس فرانسه در ارتباط­م می بایست با آنان خداحافظی کنم . حال آن که تمامی آنان به ایران به عنوان الگو می نگرند و منتظرند تا من و توی جوان ایرانی از منبع ناب تفکر شیعی آنان را تغذیه کنیم . و ما خود را پشت حصر فیلترینگ محبوس کرده ایم و از بیرون نظاره گر عطش و نیاز انقلابیون مصر و یمن و تونس و بحرین و اردن به خوراک فکری هستیم .

مرحبا بنا ! مگر نه همین فیس بوک به اذعان خود انقلابیون تونس و مصر در پیروزی آنان نقش غیر قابل اغماض ایفا کرد ؟ مگر تاثیر فیس بوک در سازماندهی اعتراضات به حکومت انگلیس به حدی نرسید که دولتِ به اصطلاح طرف دار آزادی بیان انگلیس مجبور شد جمعی از جوانان را به جرم فعالیت در فیس بوک دست­گیر کند؟

دلیلی ندارد که از ترس افتادن از یک طرف بام ، از طرف دیگر بام سقوط کنیم . کسی در این شکی ندارد که فیس بوک یک اختراع وارداتی و از ابزارهای جاسوسی یهود است و با ابزارهایی مانند برچسب زدن –tagging- قادر به شناسایی کاربران خود است. اما این امر منحصر به فیس بوک نیست . تقریبا تمام رسانه های فعلی از جمله مطبوعات ، تلویزیون و سینما دست آورد غرب اند . کسی نمی تواند منکر این حقیقت شود که پدیده ای چون اینترنت از وزارت دفاع امریکا سربرآورد ، اما چگونه می شود هم­آنان که فعالیت در سایتی چون فیس بوک را به دلیل ساخت دشمن بودن تحریم می کنند ، خود با میل و رغبت در جشن­واره های تمام صهیونیستی سینمایی جهان شرکت می کنند و به جایزه گرفتن از این جشن واره ها افتخار نیز می کنند ؟ آیا می شود فیس بوک را نفوذی اجباری دشمن دانست و حال آن که صدا و سیما با اختیار کامل و فراغ بال ، ساخته های هدف دار والت دیزنی و سایر شرکت های هالی وودی را پخش می کند و معاونت سیما ، از پخش فیلم های سینمایی خشن و بعضا ضد اسلامی و ضد ایرانی امریکایی به خود می بالد و قلب روپرت مرداک یهودی و شرکای­ش را شاد می کند. – حال آن که ره بر انقلاب از پخش این گونه فیلم های خشن و غیر سازنده در صدا و سیما ابراز ناخرسندی می کنند- . چه طور مدیران فرهنگی با فیس بوک به دلیل جاسوسی به مقابله می پردازند و در همان حال برای ارتباط با سایرین و نیز انتقال محرمانه ترین نامه هاشان ایمیل و جی­میل خود را زیر کارت ویزیت شان درج می کنند؟

این ، یعنی نمایش کاریکاتوری از مضرات یک رسانه . قطعا جاسوسی در فیس بوک - از آن جا که شخص عکس ، اطلاعات یا مطالب خود را از روی اختیار منتشر می کند - چیز دندان گیری نصیب جاسوسان نمی کند. حال آن که یک ایمیل حاوی اطلاعات خصوصی نزد یک مدیرکل یا مدیر عامل به شدت مورد استفاده جاسوسانی است که خود ادعا دارند ، تمامی پیام های الکترونیکی قبل از رسیدن به دست صاحب ش بایگانی می شود.

حال آن که ممانعت از همین ضرر فیس بوکی نیز با عدم افشای هویت واقعی میسر است. همان گونه که بسیاری از کاربران لبنانی فیس بوک که زخم خورده ی جاسوسی اند ، عکس های پروفایل خود را از تصاویر امام خمینی (ره) ، امام خامنه ای (مد ظله العالی) و سید حسن نصر الله و... انتخاب می کنند و هویت حقیقی خود را با انتخاب اسامی چون " خادم الحسین" ، "محب الولایه" – "طریقه الفاطمیه" ، " شیعه لبنان " و ... پنهان می دارند و با حریت و دست باز به تبلیغ دین در فضای مجازی می پردازند.

خلاصه امر این که فعالیت در شبکه های اجتماعی و مجازی در صورت شناخت اولیه و درک مضرات احتمالی امری لازم و اجتناب ناپذیر است.

و اما سخن آخر !

برادرم ، خواهرم !

لانه جاسوسی امریکا در غالب فضای مجازی و خصوصا شبکه های اجتماعی دوباره باز شده است و توطئه چینی آنان در قبال بی تفاوتی مدیران فرهنگی ، و امثال من و تو روز به روز بیشتر می شود. تا دیر نشده است ، باید این لانه جاسوسی را نیز تسخیر کنیم . اگر جوانان دی­روز ، آنک با تسخیر لانه جاسوسی ، انقلاب دوم خمینی(ره) را رقم زدند ، اینک زمان آن است که ما جوانان ام­روز با تسخیر فضای مجازی ، انقلاب دوم خامنه ای(مدظله) را رقم بزنیم. تا دیر نشده باید دست به کی بورد شویم و توطئه هایی که در جنگ نرم برای مان تدارک دیده اند را خنثی ساخته و بلکه علیه خودشان استفاده کنیم. امکان استفاده از فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی که به خاطر کج سلیقگی برخی مسئولان از نیروهای متعهد سلب شده است را به عنوان مطالبه ای عدالت خواهانه پی گیری نماییم و با تعریف دقیق از جبهه ، خاک ریز ، مهمات و عملیات گسترده و برنامه ریزی شده جنگ نرم در سایه تجمیع نیروهای ولایی در فضای سایبری ، وظیفه سنگین افسری جنگ نرم را که مقتدایمان امام خامنه ای (مد ظله العالی) بر دوش مان گذارده به نحو احسن به انجام برسانیم. ان شاء الله

+ همین یادداشت در سایت اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان