سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

سرلوحه چهل و یکم : وقتی تحریم ها بی پدر می شوند!
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱  

وقتی تحریم ها بی پدر می شوند !

پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و ایستادن دولت نهم در برابر زیاده خواهی های دولت های غربی و در راس آن ها امریکا ، شاهد آن بودیم که با ارجاع مجدد پرونده ایران به شورای امنیت و تصویب قطعنامه های پیاپی ، امریکا به شدت تلاش کرد تا ایران را تحت فشار دور جدید تحریم های به اصطلاح همه جانبه قرار دهد.

دولتمردان کشورهای غربی هر زمان که مستانه دست به امضای تحریم ها علیه ایران می بردند ، تاکید می کردند که تحریم های این دور ، بدون شک کمر اقتصاد ایران را خواهد شکست و ایران را از تلاش برای غنی سازی اورانیم منصرف خواهد نمود.

اما باید بررسی نمود که چه بر سر این تحریم ها و یاران غار امریکا آمده است که اکنون حین امضای تحریم ها ، لرزه بر دستانشان می افتد و اگر جرئت کنند از امریکا می خواهند آن ها را از این تحریم ها مستثنی نماید ؟

اولین دلیلی که بر ناکار آمدی تحریم ها و پا پس کشیدن دولت های غربی از موج های جدید آن متصور است ، این می باشد که هم اکنون این کشورها نیک دریافته اند که تحریم های یک جانبه علیه ایران نتیجه ای به شدت معکوس در موضع گیری ایران دارد. هم اکنون بسیاری از این دولت ها فهمیده اند که اگر ایران از غنی سازی 5 درصدی محروم شود ، به دنبال اورانیوم 20 درصد غنی شده خواهد رفت . اگر از ارائه موشک های برد متوسط به ایران خودداری شود ، باید منتظر موشک های بالستیک ساخت ایران باشند . و اگر ایران از خرید بنزین بازداشته شود ، در کمتر از دو سال ، ایران به صادر کننده بنزین تبدیل خواهد شد . این نمونه ها و نمونه های فراوان نظیر این ، تجربه ای سنگین برای دولت های زورگو اما کم خرد غربی بوده است تا نتیجه عکس تحریم های اعمالی را با وضوح هر چه بیشتر در سال های اخیر شاهد باشند.

دلیل دیگری که کشور های غربی را در ادامه سیاست های تحریمی متزلزل ساخته است این است که ایران با دیپلماسی فعال خود ، راه دور زدن تحریم ها را به خوبی آموخته و هم اکنون با یادگرفتن سوراخ و سنبه های دهکده ی جهانی در سیاست بین الملل راه فراری برای خود یافته است و هر یک از تحریم ها را در کوتاه ترین زمان ممکن به حداقل تاثیر می رساند . تطول تحریم ها در این 30 سال ، ایران را به زرهی آبدیده بدل کرده است که اعمال تحریم برای مردم ایران بیش از واژه ای هراسناک ، به کلمه ای خسته کننده و تکراری می ماند. زمانی که غرب در موضع گیری های حکومت ایران در برابر این فشار ها کوچکترین نرمشی مشاهده نمی کند و حتی رهبری معظم ایران از ایستادن مقابل سد تحریم ها همچون شیر سخن می گوید ، طبیعی است که گرگان و روباهان از غرش شیر هراسناک می شوند...

علاوه بر این روابط گسترده ایران با اقتصاد های عظیم و بعضا نوظهور جهان ( کشورهایی چون برزیل ، روسیه ، چین و هند ) سبب می شود سایر دول غربی ، تحریم را بازی خود ساخته ای بدانند که تنها سبب می گردد روابط ایران با رقبای این کشورها روز به روز افزایش یافته و حجم مبادلات اقتصادی و فنی میان ایران و این دول ، آن ها را کم کم از فرصت عظیم اقتصادی ایران دور نماید.

روابط ایران با اقتصادهای نوظهور از یک سو و احتمال تاثیرگذاری ایران بر روند انقلاب های منطقه  -که بازار های تامین و فروش بکر استعمارگران عصر حاضر به شمار می رفته اند – از سوی دیگر سبب شده است که کشور های غربی در پذیرفتن فشارها علیه ایران جانب احتیاط را پیش بگیرند و یک یک از زیر بار اجرای این تحریم ها شانه خالی کنند و امریکا نیز لاجرم 11 کشور را از لیست تحریم کنندگان نفتی ایران مستثنی سازد. خاصه آن که  فشار اجتماعی ناشی از جنبش های مردمی و کارگری در جای جای اتحادیه اروپا که غلط بودن سیاست های لیبرالیستی آنان در زمینه سیاسی و اقتصادی را نشانه رفته است ، در کشورهای حوزه یورو چنین اقتضا می کند که برای کاهش فشارها کم تر بی گدار به آب بزنند و بر طبل توخالی و خصمانه تحریم بکوبند. چه این که آنان نیک می دانند کاهش روز افزون ذخایر نفت و گاز خود و متحدان آن ها در طی چند سال آینده ، احتیاج آنان را به کشور دارای رتبه نخست مجموع ذخایر نفت و گاز جهان بیشتر خواهد نمود و شرط عقل است که در رفتارهای خصمانه خود هوشمندانه و محتاط تر عمل کنند تا در روز احتیاج شاهد دهن کجی ایران نباشند. کما این که چند کشوری که هم اکنون از سوی ایران تهدید به تحریم نفت شده اند ، احساس خطر افزایش قیمت نفت را عمیقا درک می کنند.

مطرح شدن هر از چند گاه گزینه حمله نظامی از سوی امریکا و اسراییل برای مرعوب نمودن ایران خود نشان دیگری از این است که ظاهرا خود امریکا و دوست اشغالگرش بر این امر وقوف یافته اند که تحریم های عظیم همه جانبه آن ها خیلی به مذاق کشورهای غربی و اقتصاد متلاطم شان خوش نیامده است.

شکست سیاست های تحریمی امریکا و متحدانش از سوی دیگر ابهتی مضاعف به وجهه بین المللی ایران داده است. تا جایی که در مذاکرات 5+1 ایران دست بالا را دارد و بالاخره حرف خود را به کرسی می نشاند و امریکا را با ناخرسندی مجبور به پذیرش حق غنی سازی ایران می کند. شاید پیچ عظیم تاریخی که رهبری از آن سخن می گوید  سبب شود در آینده ای نه چندان دور ابتکار عمل در سایر مذاکرات نیز به دست ایران رقم بخورد  . برای تحقق اولین مصداق پیش روی این امر باید منتظر فتح بغداد در نشست سوم خرداد گروه 5+1 در عراق باشیم...

یکی از دوستان نکته ظریفی در باب سیاست چماق و هویج امریکا می گفت . این که هر وقت دیدید یکی از روسای جمهور امریکا درباره ایران از عبارت “all the options are on the table” استفاده می کند شک نکنید که وی از ناکارآمدی سیاست خود در قبال ایران دچار سوختگی شدید شده است !

+ در خبرنامه دانشجویان ایران


کلمات کلیدی: