سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

سرلوحه چهل و هفتم : چرا رییس جمهور این روزها در حاشیه است ؟
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩۱  

شاید به این توجه کرده باشید که حدود یک سال است خبری از سخنرانی های پر شور و تاب رییس جمهور در فضای عمومی به گوش نمی رسد . حال آن که یکی از خصوصیات احمدی نژاد که مردم ایران و حتی جهان وی را با آن می شناسند ، سخنرانی های بی محابا و استفاده از الفاظ صریح و بی پرده در گفت و گوی خود با مردم است. شاید از عمده وجه تمایزهای احمدی نژاد و سایر روسای جمهور قبلی ایران خصوصا هاشمی رفسنجانی ، همین امر ، یعنی پرهیز از سیاست بازی در سخن گفتن با اقشار ملت بود که مردم را در انتخابات سال 1384 به واسطه انتقادات صریح و عدالت طلبانه وی ، به روی کار آمدن دولت مهرورزی گرایش داد.

اما با گذشت هفت سال ، اکنون کمتر در کوی و برزن سخن از فریادهای عدالتخواهانه ای است که مردم عادت کرده بودند آن را از زبان مرد اول اجرایی کشور بشنوند.

اما چه چیز باعث شده احمدی نژاد از متن اصلی زندگی مردم به حاشیه کشیده شود ؟

عمده این تغییرات را می توان به دو عامل بیرونی و درونی دولت نسبت داد .

یکی عوامل بیرونی که تا حدودی به کمرنگ شدن نقش دولت در جریان سازی میان اقشار مردم کمک کرده اند ، سانسور شدید برخی رسانه های منتقد دولت است. تا جایی که گاهی از چپ و راست می توان  جوابیه ها و نطق های غرایی در پاسخ به سخنان رییس جمهور در مراسم و محافل مختلف یافت ، اما حتی یافتن اصل سخنان رییس جمهور و یا حتی خبر آن که سبب این جوابیه ها گشته است ، در خود این خبرگزاری ها  و روزنامه ها به سختی پیدا می شود ! رویه ای که خصوصا برخی رسانه های ظاهرا اصولگرا در پیش گرفته اند ، سانسور سخنان اصلی رییس جمهور در دیدار ها و همایش ها و... و تنها استخراج نکات حاشیه ساز از آن دیدار ها و مانور شدید رسانه ای علیه آن است. برخی از این خبرگزاری ها ، این سیاست را تا جایی پیش بردند که به عنوان مثال در جریان پرسش از رییس جمهور در مجلس ، متن و صوت پرسش های علی مطهری و انتقادات وارده به سخنان رییس جمهور تا چندین روز فضای رسانه آن ها را اشباع نموده بود ، لیکن حتی اثری از متن کامل جواب های رییس جمهور به سوالات نمایندگان یافت نمی شد !

این رسانه ها باید پاسخگوی رویه ای که در کمرنگ کردن دولت در پیش گرفته اند باشند که نه فقط با اخلاق اسلامی و رعایت آن در فضای خبری که مورد مطالبه و گلایه رهبر انقلاب واقع شد ، بلکه حتی با سیاست های خبری و اطلاع رسانی دقیق که خود را مقید به آن معرفی می کنند در تعارض است.

 البته موضوع دیگری که خصوصا در یک سال گذشته سبب کمرنگ شدن اخبار مربوط به دولت گردیده است ، تحولات پارلمانی کشور در آستانه انتخابات مجلس و پس لرزه های این انتخابات تا هم اکنون بوده است. انتخاباتی که در دو قطبی رقابت آن دولت احمدی نژاد هیچ جایگاهی نداشت و اعلام استقلال احمدی نژاد از اصولگرایی خود باعث این امر شد.

اما مهم تر از عوامل خارجی که به رانده شدن دولت در حاشیه کمک کرده اند ، عواملی است که ظاهرا از درون دولت و تغییر گفتمان رییس جمهور نشات می گیرد.

مقایسه ای سطحی از برخی عملکردهای دولت نهم و دولت دهم نشان می دهد ظاهرا ، گفتمان دولت دهم نسبت به چهار سال دولت نهم شاهد فرایند استحاله تدریجی و دور شدن از گفتمان مبارزه با بی عدالتی بوده است .

شاید بی علت نباشد اگر رییس جمهور ، دیگر نه تنها به سخنان رادیکال خود علیه هاشمی رفسنجانی ادامه نمی دهد ، بلکه در جلسه مجمع تشخیص مصلحت کنار وی نشسته و لبخند رد و بدل کنند ! و از سوی دیگر شخصیتی مانند رفسنجانی که به خون دولت نهم تشنه بود و فزندانش هر چه توانستند در کشاندن دولت احمدی نژاد به ورطه سقوط انجام دادند ، اکنون با آغوش باز پذیرای احمدی نژاد می گردد.

 از این نشست و برخاست ها هر چند نمی توان سندی دال بر نزدیکی و روابط پشت پرده بین ریاست محترم جمهور و هاشمی رفسنجانی استخراج نمود ، اما شاهد مثال هایی می توانند بر تحلیلی حرکات و اتفاقات سیاسی آینده باشند که وضعیت چینش و آرایش سیاسی کشور را مشخص می کنند.

حتی اگر به معاشرت ها و گعده های سیاسی این دو شخصیت نیز به دید اتفاق بنگریم ، اضمحلال دو قطبی احمدی نژاد – هاشمی و نزدیک شدن گفتمان این دو سیست مدار را نمی توان انکار کرد. به عنوان مثال سیاست هاشمی هیچگاه اجازه نمی دهد او خیلی زیاد سخن بگوید و الفاظی هم که به ندرت از وی شنیده می شود ، به شدت سیاست ورزانه و یکی به نعل و یکی به میخ است .

 حال آن که احمدی نژاد سابقا در مطرح کردن سخنان خود با مردم ابایی نداشت و از مصلحت اندیشی گریزان بود . اما چند وقتی است که به سختی می توان  گفتمان واحد و غیر متناقض از دل سخنان رییس جمهور و دولت استخراج نمود. اگر برخی آمار های ارائه شده از سوی رییس جمهور و آمار های رسمی دولت بعضا همخوانی ندارد و این تناقض های آماری سبب ایجاد بدبینی و بی اعتمادی می گردند ، اگر احمدی نژاد دولت نهم که فریادهای عدالتخواهی اش رعشه بر جان مفسدین اقتصادی می انداخت ، اکنون در برابر اختلاس  سه هزار میلیاردی که هم اکنون حتی پای وزرا و وکلا را نیز به میان کشیده موضع سکوت اتخاذ می کند ، احمدی نژادی که علی رغم تلاش های قبلی در تغییر ریاست دانشگاه آزاد ، در آستانه تحقق این تغییر منفعل عمل می نماید ، اگر تکلیف دولت در مسائل سیاست خارجی مهمی مثل تحولات منطقه در هاله ای از ابهام است و نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی و حتی رهبری می بایست خلا حضور دولت در عرصه انقلاب های اسلامی کشورهای خاورمیانه را پر کنند و بسیاری دیگر از این "اگر" ها شواهدی بر تغییراتی در گفتمان دولت دهم است که به تبع ، این گفتمان ، گفتمانی نیست که خیلی به سخن رو در رو با مردم و حضور و سخن بی پرده در متن مردم بیاندیشد و کمرنگ شدن نقش گفتمان ساز دولت در بسیاری از مسائل مهم اقتصادی ، اجتماعی و بین المللی از همین روست. 

البته خطر احتمال نزدیکی گفتمان احمدی نژاد و هاشمی فراتر از به حاشیه رانده شدن دولت و قدرت اجرایی آن است. بیان احتمال نزدیک شدن این دو شخصیت هرچند سبب نگرانی دلسوزان نظام که مهره چینی ها و حرکات سیاسی هاشمی را در فتنه سال 88 مشاهده نمودند می گردد ، اما ظاهرا به مذاق عده ای از دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب بد نیامده است. گروه های سیاسی که از هم اکنون در حال انتخاب و چینش گزینه های مناسب برای انتخابات سال آینده ریاست جمهوری اند ، خرسند می شوند اگر گزینه هایی چه از جریان اصولگرایی سنتی و چه از اصلاح طلبان غیر رادیکال وجود داشته باشند که این دو نفر یعنی هاشمی و احمدی نژاد به عنوان دو قطب و قدرت سیاسی به آنان گرایش داشته باشند.

 اما آن چه تجربه بیست سال گذشته نشان داده است ، این است که هر گروهی از چپ و راست به طمع قدرت ، خود را به رفسنجانی نزدیک کرد ، شاهد آن بود که نه تنها می بایست از اصول گفتمانی و مانیفست هایی که برای خود تعریف نموده است کوتاه بیاید تا به سیاست مصلحت اندیشی افراطی و اصطلاحا "اعتدال گرایی" هاشمی نزدیک شود ، بلکه در افقی نه چندان دور ، گوی و میدان از کف آن جریان خارج شده و عملا به پیاده نظامی برای سیاست های هاشمی تبدیل می گردد. و اکنون باید دید این وقایع دوباره در عرصه سیاست در حال تکرار شدن است ؟

 + در سایت خبری آی پرس

+ در سایت خبرنامه دانشجویان ایران

+ در سایت اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان


کلمات کلیدی: