سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

سرلوحه چهل و نهم: یورو 2012 ، مسکنی بر جنبش جهانی ضد سرمایه داری
ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱  

 یکی از کارکردهای اصلی ورزش قهرمانی و خصوصا فوتبال برای غرب ، اهداف و اغراض سیاسی است که قدرت های جهانی در صدد انتفاع از آن در جهت پیشبرد اهداف خود می باشند . تجربه نشان داده است جام های جهانی و تورنمنت های بین المللی همیشه بهترین فرصت برای اعمال سیاست های غرب بوده است . در همین راستا و با بررسی تاثیرات و کارکرد های جام ملت های اروپا (یورو 2012) که هم اکنون در حال برگزاری است ، می توان نشانه هایی از این بهره مندی قدرت های غربی را بهتر مشاهده نمود:

ایجاد غفلت موضعی میان مردم معترض اروپا
مهم ترین کارکردی که بازی های یورو 2012 برای دولت های غربی دارد ، تزریق یک مسکن قوی چند ماهه بر پیکر اعتراضات جنبش ضد سرمایه داری است . مسکنی که چند ماهی عمق نگاه مردم اروپا را تنها به امتداد ورزشگاه "المپیک کیف" اوکراین معطوف خواهد نمود و از شور اعتراضات کشورهای اروپایی خواهد کاست.
نمود این واقعیت خصوصا در کشورهایی که به شدت با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند هویداست. اعتراضات مردم یونان که آش آن قدر شور  شد که به استعفای نخست وزیر هم منجر شد ، این روزها کاملا تحت تاثیر بازی های جام ملت هاست. شادمانی عمومی مردم یونان از صعود کشورشان به مرحله یک چهارم نهایی جام ملت ها ، دقیقا همان چیزی بود که دولتمردان این کشور برای التیام موقت زخم عمیق مردم و تحت تاثیر قرار دادن فضای عمومی این کشور احتیاج داشتند.
اسپانیا نیز نمونه بارز دیگری از سیاست تزریق مسکن بر درد های عمیق است. در این کشور علی رغم وجود مشکلات اقتصادی ، شکافت های اجتماعی نیز عامل بحران است . بدون شک مهم ترین عاملی که اعتراضات اجتماعی و اقتصادی مردم اسپانیا را مسکوت گذاشته ، به اعتراف کارشناسان و تحلیلگران خود اسپانیا ، همین فوتبال اسپانیاست. فوتبالی که می تواند کاتالان های بارسلونا با روحیات استقلال طلبانه و معترض را در قامت ماتادورهای موفق اسپانیا وارد گود میدان تیم ملی نماید ، بی شک هواداران و عامه مردم را تا مدتی  از میدان اعتر اض دور خواهد نمود.
همین روند برای دیگر کشور های حاضر در بازی های جام ملت ها قابل مشاهده است.
زمینه سازی برای اتحاد مقامات کشور های غربی
حضور قدرتمند ترین کشور های اروپا از نظر نفوذ سیاسی و اقتصادی ، در یک تورنمنت اروپایی ، زمینه را برای اتحاد حاکمان کشورهای غربی و تنظیم روابط و همسو نمودن آن هموار می سازد .
اتحادی که در حکم یک شوک موقت الکتریکی بر پیکر اقتصادهای با مشکل مواجه شده ی حوزه یورو می باشد. برقراری روابط به بهانه بازی های اروپایی خصوصا از این لحاظ واجد اهمیت است که عدم اقبال مردم به طرفداران احزاب مایل به سرمایه داری کاهش یافته و رای آنان به سوسیالیست ها در انتخابات های اخیر اروپا خصوصا فرانسه و روی کار آمدن فرانسوا اولاند ، منجر به ایجاد سیاست های غیر متحد سیاستمداران این کشورهادشده است و از همین روست که ایجاد چند قطبی، سبب شده است کشورهای صاحب نفوذ اتحادیه اروپا مانند آلمان ، فرانسه و ایتالیا اکنون به شدت در خطر  دوگانگی در اعمال نظر  و در نتیجه کاهش تاثیر گذاری سیاسی باشند.
قدرت نمایی مضاعف در مقابل کشور های در حال توسعه
برگزاری هرساله بازی های اروپایی و هنرنمایی بازیکنان این کشورها در مقابل دیدگان صدها میلیونی مردم سراسر جهان ، احساس درجه دوم بودن و عقب افتادگی را در میان این ملت ها تداعی می نماید .
حقیقت آن است که حضور قدرتمند یک کشور در میادین قهرمانی ، نزد افکار عمومی و عوام از بسیاری از آمار و ارقام های اقتصادی مطلوب ، تاثیر گذار تر است که همین امر سبب می شود مردم کشورهای بازمانده از توسعه یا در حال توسعه ، با تماشای سطح یک فوتبال دنیا و احساس سرشکستگی ، مردم غرب را همچون آرمانشهری در نظر بیاورند که راه پیشرفت کشورهای شان به آن ختم می شود.
در این میان رسانه ها با سانسور اخبار اعتراضات مردم اروپا و به بن بست رسیدن نظام سرمایه داری غرب ، به القای این احساس کمک می کنند  . یا  هیچ یک از رسانه ها افکار عمومی را متوجه این امر نمی نماید که تعداد قابل توجهی از بازیکنان حاضر در این جام رنگین پوستانی هستند که یا در سالیان قبل حاصل حضور استعمار غرب در کشورهای غیراروپایی و برده داری وحشیانه قدرت های امروز جهان اند و یا استعداد هایی از کشورهای غیر اروپایی هستند که با چراغ سبز اروپا و تغییر ملیت ، اکنون اروپایی شده اند !
ابزار فوتبال تنها فشار بر کشورهای در حال توسعه را به همراه ندارد . کشوری توسعه یافته مانند برزیل احساس غرور و عزت ملی خود را که توسعه این کشور مدیون این احساس است ، به خاطر فوتبال به یادماندنی خود به همراه دارد ، زمانی که فوتبال این کشور و سایر کشورهای امریکای لاتین که سر سازگاری با سیاست های غربی ندارند ، از فوتبال اروپا فاصله بگیرند و در مسابقات بین المللی مانند جام جهانی ناکام باشند ، احساس غرور و عزت نیز کاملا  ناخودآگاه تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
مشابه همین امر برای ابرقدرتی مانند روسیه و ناکامی های پیاپی آن (از جمله حذف روسیه در دور مقدماتی این دور مسابقات) در جام ملت های اروپا مصداق دارد.
بهره برداری های سیاسی از این جام به این مصادیق منحصر نمی شود. فشار های سیاسی کشورهای اروپایی بر دولت اوکراین (میزبان رقابت ها) برای آزادی یولیا تیموشنکو، نخست وزیر غربگرای سابق اوکراین که با کودتای معروف به انقلاب نارنجی اوکراین به قدرت رسید در آستانه این رقابت ها ، یکی دیگر از این مصادیق است.
تحت شعاع قرار دادن مسائل مهم دنیا  و خاورمیانه
استفاده از موقعیت مسابقات بین المللی ورزشی برای منحرف کردن افکار عمومی مسبوق به سابقه بوده است .  شاید خاطرتان باشد که  حمله صهیونیست ها به کاروان موسوم به آزادی غزه در اواسط بازی های جام جهانی شکل گرفت و در کشاکش هیجان آن روزها به فراموشی سپرده شد و رسانه ها نیز سانسور اخبار این جریان  همسو شدند. یا  قبل از آن ، جنگ های 22 روزه و 33 روزه اسرائیل علیه غزه و لبنان نیز در گرماگرم اخبار رویدادهای جام جهانی 2006 آلمان و المپیک 2008 پکن در فضای رسانه ها از کمترین پوشش رسانه ای برخوردار شدند.
معتاد کردن مردم به فوتبال در کشورهای مختلف سبب شده است ، این بازی ها مهم ترین اتفاقات سیاسی و بین المللی ایام بازی های مهم را نیز تحت الشعاع قرار دهند . اکنون نیز  جام ملت های اروپا سایه شوم خود را بر  اتفاقاتی مانند تحولات منطقه خاورمیانه ، انتخابات ریاست جمهوری مصر و انحلال مجلس توسط شورای نظامی ، مذاکرات مهم و سرنوشت ساز 5+1 و... گسترئه است.
افکار عمومی که سال آینده منتظر میزبانی رژیم صهیونیستی در جام ملت های جوانان اروپا هستند ، زندانی بودن بازیکنان تیم ملی فلسطین را به فراموشی سپرده است.فاجعه مهمی که حتی نتوانسته سپ بلاتر رییس فدراسیون بین‌المللی فوتبال را نیز ساکت بگذارد .
بیهوده نیست اگر در کنار صنعت مواد مخدر و پورن ، صنعت فوتبال بیشترین سرمایه گذاری از سوی استکبار در صنعت فوتبال انجام می پذیرد  . ایفای نقش افیون توده ها و ایجاد غفلت از مسائل مهم انسانی ، امری است که غرب به کمک همین سه ابزار بر توده ملت ها تحمیل نموده است.
این نکته اما قابل ذکر است که هیچ یک از این کارکرد ها بلند مدت نیست و شاید تنها سبب تاخیر در روند فروپاشی نظام های غرب باشد . حقیقت آن است که علی رغم همه این تقلا و تلاش ها ، موج بیداری که از یاس و نامیدی مردم از سیاست های مستکبرانه دولت های غربی نشات گرفته است ، دیر یا زود تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و سراسر جهان را فرا خواهد گرفت .

+ در خبرگزاری آی پرس


کلمات کلیدی: