سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

باید حاج عبدالله والی شویم ...
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢  

این روزها که همه رییس جمهور منتخب را گذاشته اند وسط و بکش بکش می کنند تا بتوانند جایی در کابینت پیدا کنند ، یا به خاطر برد و باخت در انتخابات بر سر یک دیگر می کوبند ، بد نیست از زاویه ای دیگر نگاه کنیم و سوزنی هم به خودمان بزنیم .

اگر ... آن گاه :

اگر آب و برق و گاز را رساندیم به شهرهای کوچک و روستاها ، اما به مردم نشان ندادیم که این خدمت ، موهبت خط امام و ایستادگی مقابل امریکاست سخت اشتباه کرده ایم .

اگر به محرومین پول و امکانات دادیم و یادمان رفت فرهنگ انقلاب را با آن همراه سازیم ، بعید نیست 180 درجه برعکس نتیجه بگیریم.

اگر یارانه ها را ماه به ماه به حساب خانوارهای روستاها ریختیم و با واریز نقدی و بدون توجه به این که این پول قرار است ، به چه چیزی جز "مصرف زدگی" خانواده هایی که تا الان گوشت و شیر و دوغ شان را از پول بازوی خود به دست می آوردند و نه با جیب دولت ، کمک کردیم ؛ تعجبی ندارد که مصرف و مصرف زدگی برای برخی مزه کند و بدشان نیاید پس از چشیدن طعم دولت عدالت محور ، دولتی روی کار بیاید که نماد اشرافیت با وی همراه است.

اگر رفتیم اردوی جهادی و شروع کردیم به ساخت و ساز حمام و توالت مردم و جوانان برومند خانواده ای که داشتیم برای شان این ها را می ساختیم ، تخمه می شکستند و زل زل به عرق ریختن مان نگاه می کردند و ما بچه دانشجوهای قلم به دست را مسخره می کردند که "با دستت بیل هم بلد نیستی بزنی؟" و توقع کارگری از تو پیدا می کردند ، سخت اشتباه کرده ایم.

اگر رفتیم اردوی جهادی و شروع کردیم آموزش گل دوزی و منجق دوزی به خانم های روستا و حواسمان نبود که بچه های آن ها در اتاقی آن طرف تر ، دارند شوهای عربی و هندی ماه واره ها را تماشا می کنند ، بی راهه رفتیم ...

در هشت سال فرصت ، حقیقتا چه کردیم برای فرهنگ عمومی ؟ چه کردیم تا مردم بفهمند هرچه نعمت داریم ، از مقاومت است و هرچه رنج و دشواری پیش پای مردم است ، از ضعف و ناکارآمدی های خودمان؟

اما حاج عبدالله والی این را خوب فهمیده بود . فهمیده بود که برای آباد کردن یک روستا تنها بیل زدن و آجر چیدن کافی نیست . آب رسانی و برق کشیدن به تنهایی دردی را دوا نمی کند . باید خود را وقف مردم کرد ، نه وقف خانه و حمام و توالت مردم . وقف خود مردم . وقف شعور و فرهنگ و آگاهی مردم.

بی جهت نیست اگر داعیه دار گفتمان انقلاب، تنها در "بشاگرد" و روستاهای اطرافش رای اول را آورد . شاید خیلی از اهالی آن جا حتی از حرف های قلنبه سلمبه و "فرصت" محور او چیز زیادی متوجه نمی شدند ، اما وقتی دم مسیحایی حاج عبدالله ها اثر کند ، با فطرت ها ارتباط برقرار می کند و می شود آن چه می شود ...

اگر درد فهم و بصیرت مردم را داریم ؛ چاره ای نیست ... باید حاج عبدالله والی شویم.

به قول رضای امیرخانی :

«هیچ زمانی نفهمیدیم که اگر قرار است پیام­بر اسوه ی حسنه باشد ، بایستی پیام­ بری کرد . پیام خدا را به بنده گان رساند ... بشاگرد هم پیام­ بری دارد ... که دست مایه ی کار او انسان بود . و او انسان ساخت.»

 

پس نوشت1: روحانی مچکرم ! متشکرم که به من چیزهای مهمی را یادآوری کردی که اگر رای تو نبود ، از فهم اش عاجز بودم.

 

+ در پایگاه جادنیوز


کلمات کلیدی: