سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

نمی توانیم معتدل باشیم ؟!
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ مهر ۱۳٩٢  

دکتر حسن روحانی پس از پنج روز سفر پرکار به ایران از هواپیما پیاده شده و قدم به خاک میهن می گذارد.

دو گروه از مخالفان و موافقان در برابر او در فرودگاه صف کشیده اند.

گروهی منتقد به تماس تلفنی دکتر روحانی با اوباما و گروهی شاد از "نرمش قهرمانانه" ای که در نیویورک دیده بودند.

هر دو گروه دل سوز ایران و در دست هر دو گروه تصاویری از رهبر معظم انقلاب دیده می شود.

تا این جای ماجرا خوب و نشانه آزادی و تحمل نظر مخالف . اما ...

بگذارید از جای دیگر شروع کنم

25 خرداد 88 است و عده ای در اعتراض به نتایج ریاست جمهوری تظاهرات به پا کرده اند .

تظاهراتی آرام و در سکوت ، اما ...

ناگهان عده ای آشوب گر از این حق ارائه نظر مردم سوء استفاده می کنند و اغتشاش به پا می کنند ، آتش به راه می اندازند و می سوزانند و می سوزانند.

صدای نماز جمعه ای در تیرماه 88 به گوش می رسد ، نماز جمعه ای که تنها ندای فتنه و افتراق از آن شنیده می شود. نماز جمعه ای که در آخر نیروی انتظامی باید جمع و جورش کند!

واکنون ششم مهر 92

از میان حضور آرام مخالفان رییس جمهور ، یک لنگه کفش به سوی ماشین دکتر روحانی پرتاب می شود و جو به عصبیت کشیده می شود.

عده ای دیگر از این افراد جلوی ماشین رییس جمهور اقامه نماز می کنند . نماز ، ماشین رییس جمهور را سد معبر کرده. نمازی که آخر کار پلیس باید جمع و جورش کند.

یک گروه از این سو غریو شادی می زند و گروه دیگر در آن سو فریاد ناراحتی سر می دهد .

و مرد اعتدال از "میان" جمعیت عبور می کند.

 

---------------------------------------------------------------------

پس نوشت : یعنی واقعا نمی شد ، این دوستان ، به جای روبه روی گروه دیگری ایستادن ، در کنار آن ها می ایستادند و به کوری چشم امریکا و اسراییل از رییس جمهورشان حمایت می کردند . و البته شعار "مرگ بر امریکا"یشان را غلیظ تر و یک دست تر از هر زمانی سر می دادند؟! حتما باید در هر موضوعی یک گروه این طرفی و یک گروه آن طرفی درست شود ؟


کلمات کلیدی: