سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

"گذشته" نماینده ایران نیست
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢  
غرض از نگارش این متن ، تنها طرح پرسش هایی از استخوان خرد کرده های عرصه سینما و البته مسئولین تازه نفس سازمان سینمایی است.
تصمیم هیئت انتخاب نماینده ایران برای جشنواره اسکار مبنی بر معرفی فیلم گذشته آقای اصغر فرهادی تصمیمی تعجب برانگیز و حیرات افزا بود .
بزرگان و پیشکسوتان سینمای ایران به طور حتم ، دلیل حیرت از این انتخاب به نیکی درک می کنند. آیا غیر از این است که همه ما به فرهنگ ایران زمین افتخار می کنیم و آن را قابل عرضه به تمام جهان می دانیم ؟ و آیا هدف از معرفی یک فیلم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد به آکادمی اسکار تلاش برای معرفی فرهنگ و سینمای ایران به جهان نیست؟
و اما پرسش اساسی این جاست که چه چیز باعث شده که فیلم گذشته آقای اصغری فرهادی به آکادمی اسکار معرفی شود ؟
بزرگان سینمای ایران و مسئولین محترم سازمان سینمایی!
نیک می دانیم و می دانید که اگر ایران "گذشته" را معرفی نمی کرد ، احتمالا فرانسه آن را به اسکار معرفی می کرد. آیا سوال سختی است اگر بپرسیم ، آیا هیچ تفاوتی میان سینمای ایران و فرانسه نیست که یک فیلم با برچسب محصول فرانسه  باید روانه بزرگترین آکادمی هنر سینمایی (و البته سیاسی) جهان شود؟ یعنی فرهنگ ایرانی هیچ المان و عنصری در ذات خود ندارد که وجه تمایز آن از یک فیلم اروپایی باشد؟
جناب آقای ایوبی !
شما یا این فیلم را مانند وزیر متبوع خود ندیده اید و یا اگر دیده اید ، بعید است منکر آن شوید که فیلم گذشته ، هرچه هست -خوب یا بد- فیلمی ایرانی نیست. شما که مدت ها رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در فرانسه بوده اید ، باید بهتر از هرکسی این موضوع را درک کرده باشید. البته ترس ما این است که ابراز رضایت شما از معرفی این فیلم ناشی از شیفتگی افراطی به فرهنگ و سینمای فرانسه متاثر از همان ایام حضور حضرتعالی در آن خطه بوده باشد ، تا حدی که شان فرهنگی فرانسه را فراتر از هویت ملی ایرانی بدانید.
این تصمیم غیر اصولی این شبهه را به وجود می آورد که سینمای ایران دچار قحطی فیلم شده که باید از سینمای فرانسه برای معرفی به آکادمی اسکار فیلم استقراض کند . یعنی در سال گذشته ، در سینمای ایران با این همه صاحب و مدعی ، یک نفرشان نتوانسته اند فیلمی بسازند که شایستگی معرفی به یک آکادمی بین المللی را داشته باشد؟
پس اگر چنین است، بعید نیست با این فراست و بصیرت هنرمندانه ، در سال های آتی ، شاهد معرفی فیلم هایی از سینمای هالیوود و بالیوود -صرف حضور هنرمندانی در آن فیلم ها- به عنوان نماینده ایران در اسکار باشیم و نیز به این معرفی افتخار کنیم !
اما حقیقتا چنین نیست و مسئولین سینمایی و بزرگان سینما خود نیک می دانند که حداقل فیلم هایی که به عنوان گزینه های پیشنهادی در همان هیئت داوری مطرح بودند ، حداقل های سینما را داشته و دقیقا در پارادایم ها و پارامترهای بین المللی سینما به عنوان آثاری قابل قبول می گنجد و لذا احتمالا این انتخاب از جایی دیگر آب می خورد.
از سویی شنیده می شود که شوق افراطی برای دریافت اسکار ، انگیزه اصلی این معرفی نا به جا بوده است . و این از دو حال خارج نیست . یا امثال اسکار سالی سیاسی خواهد داشت و در این حال جایزه اش را مانند سال گذشته ، احتمالا از دست مقامات کاخ سفید به فیلمی ضدایرانی ، ضداسلامی یا حداقل ضد اخلاقی تقدیم خواهد کرد و یا امسال از سال های کمتر سیاسی اسکار خواهد بود که در آن حالت نیز باز مشخص نیست که اسکار دوباره به یک ایرانی برسد . حال فرض کنید که چنین شود و "گذشته" آقای فرهادی اسکار را ببرد! اگر آن زمان فرانسه مدعی شود که ایران یک فیلم ثبت شده ی فرانسوی را به اسکار معرفی کرده و او هم در اسکار شریک است ، آن وقت حقیقتا آیا پاسخی برای این ادعا خواهد بود؟
لذا از مسئولین سینمایی انتظار می رود تا کار از کار "نگذشته" ، تلاش کنند تا فیلمی در شان هویت ملی کشور عزیزمان معرفی گردد تا لااقل برای ما دانشجویان این شبهه پیش نیاید که هیئت محترم داوری و متصدیان فعلی سینمای ایران که همیشه و همواره از سیاسی شدن سینمای ایران نالیده اند ، برای دلجویی از طیفی خاص که ظاهرا در این سال ها از برخی بی مهری مسئولین سابق رنجیده اند ، اکنون با اصرار بر معرفی "گذشته" خود تصمیمی سیاسی – و نه سینمایی – گرفته اند.

کلمات کلیدی: