سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

شیار 143 فیلم نبود ... روضه ی حضرت زهرا (س) بود ...
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢  

شیار 143 ، بدون شک معجزه ی سی و  یکمین جشنواره فجر انقلاب اسلامی بود. فیلمی خوش نام از کارگردانی گم نام که پرده ای از حقایقی را که کم تر بدین گونه مفتخرانه و با جلال و  شکوه به قاب تصویر درآمده اند، نشان داده بود.

بی جهت نیست که ابراهیم حاتمی کیا "چ" را به شیار 143 تقدیم می کند . چرا که جنس "شیار 143" نرگس آبیار از جنس سینمای حاتمی کیاست . با همان دغدغه ها و مضامین انقلابی.

داستان فیلم فی نفسه به عنوان یک درام فاخر ، کشش و جذبه خاص خود را دارد . تعلیق های فیلم نه به واسط اتفاقات بیرونی که در دل پرشور و اضطراب "الفت" رخ داده و مستقیما به جان تماشاگر می نشیند. ریتم فیلم رفته رفته تند و تند تر و بازهم ، همگام با ریتم تپش قلب "الفت" افزایش می یابد.

این قالب درست و درام کم عیب اما ، تنها در صورت نشستن بر جان محتوایی چنین قدسی، می تواند "شیار 143" را خلق کند. جان مایه ای که لبان خشکیده مریلا زارعی در کنار معدن ذوب ، نشان می دهد که عوامل فیلم ، دانسته و هشیار به وادی مجنونان یک شبه ره صدساله رفته ، گام نهاده اند. و نتیجه این همه پاکی این می شود که کم تر مخاطبی با گونه ی خشک ، سالن سینما را ترک می کند . و ترنم نشسته بر گونه های مخاطبین ، از جنس دلسوزی عاطفی برای یک مادر جوان از دست داده و رنج کشیده نیست ، بلکه از جنس روضه های حضرت زهرا(س) است ...

بی حکمت نیست که مردم پس از پایان فیلم ، به یک دیگر به جای "خسته نباشی" می گفتند " قبول باشه" . و واقعا باید به خانم آبیار گفت : قبول باشد...


کلمات کلیدی: