سرلوحه های موج چهارم

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطا هی الجاده

تبیین اقتضایی شعارسال93،فرهنگ، اقتصاد عزم ملی و مدیریت جهادی
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳  
 
 بهترین راه برای تبیین توصیفی و تجویزی شعار مهم مقام معظم رهبری در سال 1393، آن است که این شعار را در بطن شرایط روز جامعه و با نگاهی به عملکرد 35ساله‌ی جمهوری اسلامی ایران در ششمین سال از دهه‌ی پیشرفت و عدالت، تحلیل و ارزیابی نماییم.
 
به یقین «فرهنگ»، «سیاست» و «اقتصاد» سه ضلع زیربنایی ساختار هر حکومتی را تشکیل می‌دهند. پیوستگی و هم‌پوشانی این سه ضلع به‌مثابه‌ی چرخ‌های خودرویی است که با از دست دادن یکی از چرخ‌ها‌، نمی‌توان حتی چند ده متر را بدون مشکل طی کند. جمهوری اسلامی ایران نیز پس از انقلاب شکوهمند سال 57، به دستاورد بزرگی در زمینه‌ی استقلال سیاسی رسید. هرچند تلاش‌هایی برای تحقق شعارهای انقلاب در عرصه‌ی اقتصاد و فرهنگ نیز صورت گرفت، اما پس از گذشت بیش از سه دهه از این انقلاب، کشور همچنان از تهدیدهای فرهنگی و اقتصادی رنج می‌برد.
 
رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی، به‌عنوان استراتژیست اصلی نظام جمهوری اسلامی، با درک صحیحی از حلقه‌های نظام‌ساز کشور، از زمان زعامت خود چه در زمینه‌ی گفتمان‌سازی و چه در زمینه‌ی ابلاغ راهبرد، با توجه به عدم تحقق انتظارات در زمینه‌ی فرهنگ و اقتصاد، عمده‌ی توجه خود را به این دو حوزه معطوف داشته‌اند.
 
در زمینه‌ی فرهنگی، مقام معظم رهبری از ابتدای رهبری خود، درست زمانی که کشور با مسائل طبیعی پس از هشت سال دفاع مقدس دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد، نوک پیکان هشدارهای خود را به سمت مقوله‌ی فرهنگ گرفتند و مکرراً و با کلیدواژه‌های مختلف، توجه مسئولین را به لزوم برنامه‌ریزی برای ترویج فرهنگ ناب انقلاب دعوت نمودند. اما غفلت‌هایی که در سال‌های بعد رخ داد، نه تنها از تذکرات رهبری در این حوزه نکاست، بلکه موجب نگرانی شدیدتر به خاطر فاصله گرفتن از آرمان‌های اصیل انقلاب توسط دولت مردان نیز گردید. نگرانی‌هایی که گاه با واژه‌ی «تهاجم فرهنگی» گاه با کلمه‌ی «شبیخون فرهنگی» و گاه با عبارت «ناتوی فرهنگی» بیان می‌شد و متأسفانه همچنان مورد غفلت یا تغافل متصدیان امر واقع می‌شد. عدم اعتقاد برخی از متصدیان فرهنگی و تئوریسین‌های فکری دولت‌ها، که اساساً اعتقادی به تهاجم فرهنگی نداشتند، نیز بر این تغافل دامن می‌زد.
 
مشابه همین وضعیت در زمینه‌ی اقتصادی در حال رخ دادن بود. دولت سازندگی، که با حضور عناصر تکنوکرات و سیاست لیبرالیسم اقتصادی، شرایط اقتصاد کشور را به سمت الگوی متعارف نظام سرمایه‌داری سوق می‌دادند، تذکراتی جدی از رهبری دریافت کردند. اما همین وضعیت کمابیش در دولت اصلاحات نیز ادامه یافت و عملاً همان سیاست‌های سازندگی با همان مردان اقتصادی و همان تفکرات در لباس اصلاحات دنبال شد. نگرانی رهبری از ادامه‌ی این وضعیت سبب شد تا ایشان در دهه‌ی سوم انقلاب، سند چشم‌انداز بیست‌ساله‌ی نظام جمهوری اسلامی را ابلاغ نمایند که در حقیقت فلش راهنمایی برای تدوین سیاست‌های نظام ‌ـ‌خاصه در حوزه‌ی اقتصاد‌ـ‌ می‌گردید.
 
در گام بعدی، ایشان دهه‌ی چهارم انقلاب را با نام «عدالت و پیشرفت» نام‌گذاری نمودند که در حقیقت قید «عدالت» در این عبارت تمیزدهنده‌ی مسیر اقتصادی جمهوری اسلامی از نظام اقتصادی سرمایه‌داری مدرن بود. از آن سال شاهدیم که علاوه بر ابلاغ راهبردهایی در جهت تحقق این گزاره (که از میان آن‌ها می‌توان به ابلاغ سیاست‌های کلی اصل 44، سیاست‌های کلی در زمینه‌ی مسکن، سرمایه‌گذاری و اشتغال و اخیراً ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی اشاره کرد)، نام‌‌گذاری سال‌ها نیز رنگ‌و‌بوی اقتصادی به خود گرفته است.
 
از سال 87، که سال نوآوری و شکوفایی نام گرفت، تا سال 92، که سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی بود، شش سال گذشته و در این میان سال‌های 88 تا 90 به ترتیب حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف، همت مضاعف و کار مضاعف، جهاد اقتصادی، سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی نام گرفته است. اکنون در ابتدای هفتمین سال دهه‌ی پیشرفت و عدالت به سر می‌بریم. سالی که به تدبیر مقام معظم رهبری سال «فرهنگ و اقتصاد، عزم ملی و مدیریت جهادی» نام گرفته است. شعار امسال نیز همان‌گونه که ذکر شد، ناشی از وقوف و توجه رهبری نظام به دو مقوله‌ی اساسی و مورد غفلت فرهنگ و اقتصاد است؛ اما در تحلیل قید «فرهنگ» در نام‌گذاری این سال باید وسواس بیشتری به خرج داد. به نظر می‌رسد تکیه‌ی رهبری پس از چندین سال بر مقوله‌ی فرهنگ در «شعار سال» را بتوان با تغییر رویکرد فرهنگی دولت جدید مرتبط دانست.
حقیقت آن است که هرچند ضعف و کاستی فرهنگی، دولت‌های نهم و دهم را نیز احاطه کرده بود، لکن نمی‌توان انکار کرد که موضع اساسی گفتمانی دولت در زمینه‌ی احیای فرهنگ انقلابی ـ‌‌ولو با تفاسیر بعضاً کج‌فهمانه‌ـ‌ تا آخرین سال دولت پیشین دنبال شد. مظلومیت فرهنگ هرچند در دولت قبل همچون دول قبل‌تر امری غیرقابل انکار است، اما جهت‌گیری اساسی نهادهای دولت ‌ـ‌فارغ از جزئیات و حواشی‌ـ‌ در راستای همان گفتمان انقلاب پیش می‌رفت که رهبری از آن به‌عنوان بازگشت انقلاب در ریل اصلی خود یاد کرده بودند.
 
با روی کار آمدن دولت جدید اما شاهد تغییر جهت‌های اساسی نسبت به رویکرد فرهنگی دولت قبل هستیم. رویکردی که حداقل پس از گذشت یک‌هشتم از مهلت چهارساله‌ی دولت یازدهم، نگرانی‌های تازه‌ای را در میان رصدگران فرهنگ اسلامی آفریده است.
 
حقیقت آن است که برخلاف دولت نهم و دهم، که بر دوش گفتمان «عدالت‌خواهی» سوار شد، این دولت از همان ابتدا گفتمان مشخصی لااقل در حوزه‌ی نگرش فرهنگی ارائه نداد؛ لکن به صحنه آوردن مردان قدیمی دولت سازندگی، می‌تواند نشانه‌ای بر احیای فرهنگ غالب دولت در نخستین سال‌های پس از جنگ باشد؛ فرهنگ تکنوکراسی.
 
تعاریف دولت تدبیر و امید از واژه‌ی اعتدال به همین امر ‌ـ‌احیای فرهنگ تکنوکراسی‌ـ‌ دامن می‌زند. شعار اعتدال می‌گوید برای مدیریت کشور باید افراد، فارغ از گرایش معرفتی و از همه‌ی افراد متخصص (و لو معتقد به لیبرالیسم فرهنگی و اقتصادی) از همه‌ی احزاب و جریانات استفاده شود و این عبارت دقیقاً هم‌ارز تعریف تکنوکراسی است.[1] کما اینکه در عمل نیز کمابیش شاهد استفاده از نیروهای سازگار با مبانی لیبرالیسم در ماه‌های اخیر  در سازوکار نهادهای دولت بوده و هستیم.
 
تکنوکراسی هرچند بیشتر گرایشی عمل‌گرا در حوزه‌ی ایدئولوژی است، اما متأسفانه خطرآفرین‌ترین ایدئولوژی‌های فرهنگی را با خود دنبال می‌نماید. شعار «ما نمی‌توانیم» شاید بزرگ‌ترین خطر ایدئولوژیک فرهنگی تهدیدکننده‌ی نظام در حال حاضر در سطح کلان باشد. دولت یازدهم اما هم‌اکنون زمام اقتصاد کشور را به دست همان عناصر تکنوکراتی سپرده است که سال گذشته[2] به دلیل طرح گفتمان «ما نمی‌توانیم» در سطح جامعه‌ی مورد انتقاد رهبری واقع شدند.
 
البته شعار «ما نمی‌توانیم» نتیجه‌ی طبیعی و قهری تکنوکراسی در کشوری همچون ایران است؛ چرا که طبق تعریف تکنوکراسی، اگر اصالت را به تکنولوژی بدهیم، باید چشم‌انداز خود را نیز با صاحبان اصلی تکنولوژی منطبق نماییم و از این رهگذر، مسیر توسعه را نه در نسخه‌های وطنی که در نسخه‌هایی خواهیم دید که در کشورهای مهد تکنولوژی پیچیده می‌شود.
 
نکته‌ی مهم‌تر در زمینه‌ی لزوم توجه بیشتر به موضوع فرهنگ در دولت جدید آن است که لااقل طبق شواهد تاریخی، اتفاقاً «لیبرالیسم فرهنگی»، در دامن تکنوکراسی رشد و نمو می‌کند. اتفاقی که در دهه‌ی هفتاد افتاد، نشان از همین حقیقت دارد که شاید بتوان رشد دولت خاتمی با گرایش لیبرال فرهنگی را از دامان دولت تکنوکرات سازندگی دید. در حقیقت «تکنوکرات‌ها در ایران آن زمان (دوران سازندگی) و چه اکنون پرچمداران نئولیبرالیزم هستند و یکی از راه‌هایی که جریان معاند استکباری برای توقف و استحاله و نهایتاً براندازی از آن بهره می‌برد تکنوکراسی است.»[3]
 
لذا خطر این است که دولت یازدهم، که فاقد هرگونه گفتمان مبرز است، با رجعت به گفتمان پوسیده‌ی «ما نمی‌توانیم» تکنوکرات‌های دولت سازندگی به دنبال ایجاد گفتمان توسعه‌محور برای خود باشد. بعید نیست که خطر فرهنگی قوت یافتن تکنوکراسی در دولت جدید، رهبری معظم انقلاب را بر آن داشته باشد تا پس از چندین سال، قید «فرهنگ» را با شعار اقتصادی سال همراه کند. احتمالی که با توجه به قرائن مشهود در عملکرد ماه‌های اخیر باید نسبت به آن نگران و صدالبته هوشیار بود.
 
نکته‌ی حائز اهمیت دیگر در تأکید قید فرهنگ کنار واژه‌ی اقتصاد در شعار سال، توجه به این مهم است که اساساً بدون تغییر فرهنگ، ایجاد تحول اقتصادی و حرکت به سوی الگوی بومی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران امری نشدنی است و از سویی، حرکت به سمت توسعه‌ی اقتصادی بدون توجه به تبعات فرهنگی آن، می‌تواند خسارت‌آفرین باشد. شاید تأکید بر موضوع فرهنگ «قبل از» قید واژه‌ی اقتصاد در شعار سال ناظر به همین موضوع و اولویت فرهنگ بر اقتصاد باشد. کما اینکه رهبری خود در بیاناتشان مکرراً بر این مطلب تأکید داشته‌اند که «سازندگی کشور، بدون توجه به این مهم (کار فرهنگی) کار حکیمانه و عاقلانه‌ای نیست.»[4]
اما بخش دوم شعار سال 93، علاوه بر تأکید بر دو مقوله‌ی فرهنگ و اقتصاد، به «مدیریت جهادی» و «عزم ملی» به‌عنوان دو موتور پیشران تحقق این اهداف اشاره می‌نماید.
 
در زمینه‌ی «مدیریت جهادی» باید به سه نکته‌ی اساسی توجه داشت: نکته‌ی اول اینکه «جهاد» و «مدیریت جهادی» یک اقتضا نیست، بلکه سیاستی دائمی در جامعه‌ی اسلامی است. تأکیدات رهبری معظم انقلاب نیز به‌وضوح این موضوع را می‌نمایاند. اعتقاد به این امر از این رو ضروری به نظر می‌رسد که برخی مدیران، خصوصاً در عرصه‌ی اقتصادی، جهاد و سبک جهادی را تنها مختص «شرایط بحرانی» تلقی می‌نمایند. تلاش برخی از همین مدیران برای از بین بردن و ادغام نهادهای نقش‌آفرین در عرصه‌ی جهاد، همچون «جهاد سازندگی» به بهانه‌ی اتمام دوران دفاع مقدس، از نتایج این نوع نگاه عافیت‌طلبانه در دهه‌ی هفتاد بوده است. حقیقت آن است که مدیریت جهادی، مدیران انقلابی و همیشه پا به کار می‌طلبد و نه مدیران عافیت‌طلب.
 
نکته‌ی دوم اینکه درک جبهه‌بندی بین حق و باطل، لازمه‌ی مدیریت جهادی است؛ چرا که اساساً جهاد بدون درک دو سنگر خودی و دشمن و مرزبندی میان این دو شدنی نیست. حتی اگر در کلام معتقد به حضور دشمن و جبهه‌ی باطل باشیم، با این وجود اگر غایت آمال خود را هضم شدن در ساختارهای همین جبهه‌ی باطل بدانیم و همین تفکر را در محیط‌های آکادمیک ‌ـ‌کما اینکه در گوشه‌و‌کنار شنیده می‌شود‌ـ‌ تئوریزه کنیم؛ یعنی اساساً منکر وجود دو جبهه‌ایم و اما نکته‌ی سوم در مفهوم‌شناسی مدیریت جهادی این است که تحقق این عبارت نیازمند سه مؤلفه‌ی کلیدی «شجاعت»، «توکل» و «ایثار» در عرصه‌ی مدیریت است. وجود همین سه عنصر به تعبیر رهبر معظم انقلاب در هشت سال جنگ تحمیلی، چنان ثمراتی به همراه داشت که غیرقابل وصف است.[5]
 
وجود «شجاعت» باعث ایجاد ثبات در رأی و تصمیم می‌گردد. شجاعت همچنین سبب می‌گردد تا محدودیت‌ها، مانع پیشروی و سبب ناامیدی در اجرای تصمیمات بزرگ نشوند. «توکل» به خدا و انتفاع از غیر نیز کلید فتح و پیروزی است؛ کما اینکه رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «هر کس به خدا توکل کند، خداوند هزینه‌ی او را کفایت مى‌کند و از جایى که گمان نمى‌برد به او روزى مى‌دهد.»[6] باورمندی به توحید ربوبی و اعتقاد عملی به گره خوردن دست نیاز کل کائنات با سر زلف بی‌نیاز، خود سبب استغنا می‌شود؛ کما اینکه امام صادق (علیه السلام) توکل را به‌مثابه‌ی جایگاهی می‌داند که عزت‌مندی و استغنا به سوی آن میل می‌کنند و چون به توکل می‌رسند در آنجا آرام و قرار می‌گیرند.[7]«ایثار» مؤلفه‌ی کلیدی سوم در مدیریت جهادی است. همان‌طور که در جهاد اصغر، ایثار جسم و جان مطرح است؛ روحیه‌ی ایثار در عرصه‌ی مدیریت کلان کشور می‌طلبد که حتی مدیران در جایی هزینه بشوند و از آبرو و محبوبیت خود بگذرند تا آنچه حق است اجرا و پیاده شود. روحیه‌ی ایثارگری اساساً با این امر منافات دارد که به جای گذاشتن تمام فکر و ذهن خود به خدمت، مشغول به برنامه‌ریزی تاکتیکی برای فتح سنگر به سنگر قدرت در ساختار حکومت باشیم. روحیه‌ی ایثارگری حتی می‌طلبد که انتقادها را به جان و دل بخریم و آن را به‌کار بریم و گاه حتی زمانی که سخن ناجوانمردانه‌ای می‌شنویم، به جای پاسخ و واکنش خصمانه، با لبخندی پذیرای آن باشیم. دولت در صورتی می‌تواند لبیک‌گوی مطالبه‌ی رهبری در قالب شعار سال جاری باشد که سه مؤلفه‌ی فوق را در خود نهادینه سازد.
 
و اما آخرین قطعه‌ی پازل شعار امسال، یعنی «عزم ملی»، مطالبه‌ی امام جامعه از امت خود است که در دو جهت می‌تواند به خدمت فرهنگ و اقتصاد درآید. جهت اول، که دارای تأثیرات بلندمدت است، تمرین و آمادگی آحاد ملت برای اسلامی زیستن و تربیت نسلی ملهم از مدل و سبک اسلامی است که اگر این عزم از نهاد خانواده آغاز نشود، نمی‌توان در انتظار پرورش نسلی «معتقد به آرمان شهر مطلوب» و «منتقد به وضع موجود» و «زمینه‌ساز تغییرات اساسی ساختاری» در دهه‌های آینده و رهایی از حلقه‌ی مدیریتی فاسدشده‌ی دهه‌های اخیر بود.
 
اما آنچه از آن باید به‌عنوان راهبرد کوتاه‌مدت در زمینه‌ی «عزم ملی» اشاره کرد، لزوم تبدیل «شعار» سال به «گفتمان» و تبدیل «گفتمان» به «مطالبه‌ی عمومی» مردم است. این امر وظیفه‌ای است که لااقل در بعد گفتمان‌سازی تا حدود زیادی متوجه نخبگان سیاسی، معتمدین مذهبی و البته رسانه‌هاست. مردم باید بیش از پیش بیاموزند که بهترین کمک به یک دولت آن است که حسب شعار سال از او «مدیریت جهادی» طلب کنیم. تا مردم اراده نکنند و نخواهند و مطالبه نکنند، نه تنها کارآمدترین حکومت‌ها که حتی خود اولیا و انبیا نیز نمی‌توانند تغییرات اساسی را به وجود آورند. این مفهوم واژه‌ی قرآنی «عزم» است. بهبود وضع اجتماعی مردم طبق آیه‌ی شریفه‌ی «... إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم...»[8]به عزم و اراده‌ی آن‌ها وابسته است و آیه‌ی ذکرشده از جمله گزاره‌های یقینی و دکترین‌های کلیدی قرآنی است که جزء سنت‌های حتمی الهی به شمار می‌رود و «وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبْدِیلا»[9]...
  
 منابع:

[1] فرهنگ جدید سیاسی، محمود مهرداد، انتشارات هفته، ص 38.
[2] ر.ک: بیانات رهبر معظم انقلاب در حرم رضوی، اول فروردین 92.
[3] مصاحبه با دکتر شهریار زرشناس، 22 فروردین 92: http://www.rajanews.com/detail.asp?id=154724 
[4] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى، 4 بهمن 1376.
[5] پیام به مناسبت نهمین سالگرد جنگ تحمیلی، 30 شهریور 68.
[6] کنزالعمال، ج 3، ص 103، ح 5693.
[7] کافى، ج 2، ص65 ، ح 3.
[8] سوره ی مبارکه‌ی الرعد، آیه‌ی 11.
[9] سوره‌ی مبارکه‌ی فتح، آیه‌ِی 23.
 
 
 
 
 
 
 
 
 

کلمات کلیدی: