سر لوحه ی دوم : من و مارمولک

مقدمه ی شهید مطهری :

وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر قبل از هر چیز دو شرط اساسی دارد :یکی بصیرت در دین و دیگری بصیرت بر عمل. بصیرت در دین اگر نباشد زیان­ این کار از سودش بیش تر است و اما بصیرت در عمل لازمه ی دو شرطی است که در فقه از آن ها به "احتمال تاثیر" و "عدم ترتب مفسده" تعبیر شده است. جاذبه و دافعه علی(علیه السلام)

********************************************

چند هفته پیش خیلی اتفاقی پس از چند سال دوباره فیلم مارمولک (به کارگردانی کمال تبریزی و به بازی پرویز پرستویی) را دیدم . البته این بار، دیدم با دید دفعه ی قبل خیلی فرق داشت . بار قبل دیدم­ش تا بخندم و این با دیدم­ش تا نقدش کنم.

یک سوال اساسی در باره ی این فیلم به ذهنم رسید و آن این که آیا کارگردان ، هدفش نقد و اصلاح بوده یا غرض و مرض؟

فرض اول این که قصد وی به اصطلاح امر به معروف بوده و نهی از منکر:

شهید مطهری در ابتدای سرلوحه ام شرایط امر به معروف را بصیرت در دین دانست و بصیرت در عمل.

آیا "تبریزی" بصیرت در دین را قبل از ساخت فیلم به دست آورد؟ آیا تحقیق کرد که چه تعداد از روحانیون ما از سلک "رضا مثقالی" (مارمولک) می باشند؟ آیا بی تقوایی میان روحانیون در این حد شده بود که نیاز به ساخت فیلمی در چنین ابعاد فراگیری شود ؟

به فرض که وی در این بار تحقیق کرده بود . شهید مطهری شرط دوم امر به معروف و نهی منکر را بصیرت در عمل و یکی از شروط­ش را " عدم ترتیب مفسده" می داند.

پس آیا کار گردان می دانست که نقد روحانیت (که یکی از معدود قشرهای ملبس و نشان دار جامعه است) تفاوت می کند با نقد سایر اقشار جامعه (حال آن که تا آن زمان در یک فیلم سینمایی ، قشری به طور خاص این چنین نقد نشده بود)؟ آیا فکر کرد به این که یک فیلم درباره ی یک قشر می تواند دیدگاه مردم درباره ی آن قشر را تغییر دهد؟ (به قول صانعی : تشیًع به اینه که بگی آخوندای ما دزدن؟؟!!!) . آیا نمی دانست که که در دید عامه ، تخریب روحانیت ، تخریب دین است ؟ (و طنز هایی که به کار برده اکثرا نقد احکام دین و شرع مقدس است تا روحانیت . و نقد های مربوط به روحانیت هم بیش تر نقد به این است که چرا مردم و سازمان ها به یک روحانی بیش تر از سایرین توجه می کنند و کار او را زود تر راه می اندازند. که این البته نقد به آن هاست نه نقد روحانیت.) . آیا کارگردان گمان نمی کرد که ممکن است فیلم او رابطه داشه باشد با کاهش حضور مردم در نماز جماعت؟  آیا بصیرت­ش به این جا قد می داد که ممکن است پس از نمایش فیلم ، عده ای جوان هیپی ، هر جا شخصی ملبس دیدند ، هو کشیده و او را "مارمولک" و بل "اژدها" بخوانند ؟ و خبرگزاری های بی گانه این فیلم را نشانه ی یاس مردم از روحانیت بداند؟ آیا فکر می کرد که فیلم وی موازی است با فعالیت روزنامه های زنجیره ای در تخریب روحانیت و مرجعیت ؟ و ناخواسته جرقه ای را می زند که تاثیرش شش سال بعد پس از انتخابات 88 پدیدار می شود؟ (آن جا که جوانی در وب لاگ­ش عکسی از قم می زند و آن را شهر مرده ای می نامد که علمای آن ، علمای درباری و فاقد استقلال شده اند.)

و اما مسئله دوم در امر به معروف و نهی از منکر ، احتمال اثر است که البته معلوم بود شیوه ی نقد فیلم آن قدر افراطی است و آن چنان روحانیون را خشم گین می کند که آنان اصلا به خود زحمت نمی دهند که نقد های منطقی فیلم را نیز بپذیرند .

و البته همه ی این ها فرض اول بود که وی نقدش مغرضانه نیست .

به هر حال کارگردان فیلم تبلیغاتی آیت الله هاشمی رفسنجانی در دور نهم انتخابات ریاست جمهوری و حامی میر حسین موسوی در دور دهم ، با ساخت فیلم هایی جلف و مخرب نظیر "همیشه پای یک زن در میان است" و "شهریار" نشان داد انگیزه ی غرض ورزی نیز در وی وجود دارد . که البته امید است تمام این ها سهو باشد و عدم برآورد از شرایط و الخ . و تبریزی بازگردد به فیلم هایی ارزشی نظیر "لیلی با من است"  ...

و اما در باره ی نقد روحانیت .حوزه نیز مانند بسیاری از بخش های دیگر کشور ، هم چنان از ضعف سازماندهی و مدیریتی رنج می برد (هم چنان که از نقد های ره بر به مسئولین حوزه نیز این چنین بر داشت می شود) لیکن کاری کاتوری کردن ضعف ها و تزریق آن به آحاد ملت (همان گونه که در برخی مطبوعات طاغوتی و متاسفانه حتا پس از انقلاب و در عهد برخی مدعیان صورت گرفت)  ، نه تنها در رفع نواقص کمکی نمی کند ، که جوانان را نسبت به اسلام بد بین می کند و از تقدس مرجعیت را در نظر برخی جوانان می کاهد.(به گونه ای که مراجع فقط تا زمانی که با جریان مطلوب جوان مخالفت نمی کنند ، تقدس دارند.)

امید است که خداوند به وزیر فرهنگ و ارشاد جدید توفیق دهد که با مهر ورزی بیش تر به هنر مندان (تغییر زاویه ی 180 درجه ای در دید گاه نسبت به اهل هنر) و تعریف چهارچوب های هنری بر اساس موازین اسلام عزیز ، زیر ساخت های فرهنگی کشور را که قبل از انقلاب به انحراف کشیده شد و پس از انقلاب تاکنون مورد بی توجهی قرار گرفت ، چنان بازسازی کند که هنر، وسیله ای شود در خدمت فرهنگ و نه ضد فرهنگ .

                    نظر شما هر چند کوتاه ، کار ساز است و سبب زایش انگیزه

/ 14 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهین

خدا رو شکر که اتفاقات اخیر یه سنگ محک داده دست شما که به هرچی می زنید سریع درست و نادرست بودنش رو مشخص میکنه، هرکس اصلاح طلب باشه در طریق باطل هست و بقیه هم حق ابدی ! در مورد سکوت هم بی انصافی رو به حد اعلا رسوندی ، من نمی فهمم چرا کشته شدن یه جوون ِ سنی ناصبی توی فلسطین اشک علمای مذکور رو در میاره ولی کشته شدن جوونهای خودمون در راستای حفظ نظام قلمداد میشه...

سحر

من فقط اخرین پست شما رو خوندم که نظراتش غیر فعال بود!! و اومدم اینجا نظر بگذارم! و چشمم به اون قسمت وبلاگ o.blogfa افتاد اول در مورد این حرفمو میزنم! بعد میرم سراغ آخرین پستت. شما چی فکر کردی؟؟ فکر کردی چون اون هم فامیلیش ابطحی هست از سویه فکریه ی ابطحی (مدیر سایت وبنوشته ها) پیروی میکنه؟؟ خب باید بهت بگم اشتباه کردی. چون اون هم اولش کاملا حرفهای شمارو میزد!! اما واقع بین شد! بنظر من بهتره بدون غرض ورزی و نابینایی فکر کنید. شما انگار توی جامعه زندگی نمیکنید و الگوتون شده از قماش خودتون. که البته در این صورت دیگه انتظار دیگه ای از شما نمیره...! شما هر کی رو که مخالف اعتقادی که پیدا کرده اید حرف بزنه ازش بدگویی میکنید؟!؟! بدون اینکه بشناسیدش؟؟ جای تاسف داره... جوون روشنفکر مملکت که اینطوری فکر و عمل کنه چه انتظاری از بیسوادها باید داشته باشیم؟؟ اگر لطف بفرمایید و از سران مملکت یک نفر رو! فقط یک نفر رو معرفی کنید که طریق الوسطی رو انتخاب کرده واقعا ممنون میشم!! البته اینی که میگم انتخاب کنید رو بدون افراط اینکار رو بکنید وگرنه منم با "نوشتن و دلیل اوردن" میتونم کل نظام رو زیر سوال ببرم!!!!!!

سحر

واقعا خط مشی شما( و امثالتون!) چیه؟؟ نوشته های شما میدونید به ادعاهای کدوم نامزد ریاست جمهوری امسال شباهت داره؟ محسن رضایی. که میگفت اصلاحگری اصولگرا هستم. اما احمدی نژاد با صراحت تمام در تلویزیون اون رو جزو افراد جنبش سبز مینامید. * من نفهمیدم بالاخره این نظام کی رو جز خودش قبول داره؟؟ اگر میشه لطف کنید بجز کتابهای شهید مطهری نهج البلاغه رو هم مطالعه بفرمایید ! که فکر میکنم مهم و ساده تر از کتابهای شهید مطهری نگاشته شده. البته اگر در مورد اون هم به شک نمی افتید و تحریف شده نمیخونیدش...! یک جا نوشته اید که:( و امان از زمانی که ره بر کسی را دشمن بدارد ) میخواستم خدمتتون عرض کنم رهبری که شما عرض میفرمایید معصوم نیست!!(در واقع هیچ کس جز تعداد افرادی که خدا معین نموده مثل امام و .. معصوم نیستند) مگر رهبری که شما میفرمایید کیه که اگر غضب کنه دنیا زیر رو میشه؟! رهبر واقعی من امام زمان هست و من جز اون کسی رو قبول ندارم. نگید که امام زمان(عج) ولایت فقیه رو نائب بر حقش کرده که کاملا مزخرفه!

سحر

ولایت فقیهی که کاملا "شخصی" تصمیم میگیره و مجالسی مثل مجلس خبرگان بصورت فرمالیته برپا میشه و چند نفر دور هم سالی دوبار جمع میشن و در مورد هر چیزی حرف میزنند و فکر میکنند جز اونی که وظیفه شونه غیر از این نمیشه.... وضعیت کشور ما هم بهتر از این نمیشه. یه زمانی از جهل مردم استفاده میکردن. حالا از صبرشون. من واقعا خوشحالم که کاندیدای مورد نظرم رئیس جمهور نشد. چراکه مطمئنا همه ی گندکاری های دولتی که گذشت به پای اون نوشته میشد. مثل حالا که گند زندان کهریزک در اومده، اون رو ناشی از سرخود عمل کردن بعضی مسئولین میدونند. اما تنها امید من و امثال من اینه که خدا جای حق نشسته. تمامی علما و .. که میدونند و حرفی نمیزنند که یه روزی باید جواب پس بدهند!!! ( من تعیین کننده و تصمیم گیرنده ی این نیستم. اما بهش امید دارم!)

حسین

سحرجان (!) شما واقعاً انقدر خوش فکری یا با فوتوشاپ درست کردنت؟!

حسین

اسم وبلاگ من هم "یک روز تمام برای زندگی کردن" بودااااا (و هست!) نه روزی برای زندگی!! (خیلی فرق داره! اون یه جمله فلسفیه!)

بلال حبشی قمی

این آخرین امیدمان بود... آخرین مرحله از آزمایشها که می توانستند بگویند نه! دکتر غلط کرده، اما نگفتند!! می گوید مادر زادیست... خدایا؟ تو چه می گویی؟ مادرزادیست یا خدادادی؟ خدادادی یا خداندادی؟ چرا حالا...؟ چرا حالا که دلم بسته شده!؟ چرا حالا که تمام هستی ام با هستی اش اخت شده!؟ دلم میخواهد لااقل این پنجاه روز نگذرد. زمان بایستد. بگذارد من پنجاه سال در این پنجاه روز زندگی کنم. انصافت را شکر، هزار بار نگفته بودم؛ من مرد این راه نیستم، من خلیل نیستم که مسلخ اسماعیل را گلستان ببینم... برای من صبر، سخت است... اما میکنم... برای تو چه!؟ رحم سخت است که نمیکنی!؟ به گوربان سر بزنید : برای جوجه اش دعا کنید : www.goorban.blogfa.com

حسین

رتبه و رشته بچه ها در وبلاگ من بلال جان لطفاَ‌ متنی که من انتخاب کردم رو کپی نکن! خلاقیت داشته باش! (در مورد کام نت قبلی صحبت می کنم!)

حسین

برادر چرا بهروز نکردی؟! (مطمئن باشید در این جمله چیزی جا نیفتاده است!)

میم

سلام به نظرم اعلام سلایق شخصی برخی از روحانیون ازتریبون های عمومی درباره ی ادامه تحصیل زنان و یاشاغل شدن خانمهادر مشاغلی که از نظر قانون جمهوری اسلامی که ان هم درزمان امام خمینی(ره) تصویب شده و همچنین درباره ی اینکه در کل فروپاشی خانواده مردها مقصر تر از زنان هستند پس چرا برخی ازروحانیون خانمها اینقدر نصیحت می کنند.نیاز به نقد جدی دارد.